به گزارش خبرگزاری ایمنا، در حالی که منطقه در آتش جنگ میسوزد، تحلیل رفتار رژیم صهیونیستی نشان میدهد که درگیریهای کنونی نهتنها یک پاسخ نظامی، بلکه اجرای گامبهگام یک استراتژی قدیمی با ریشههای مذهبی و سیاسی است. از غزه تا رود لیتانی در لبنان، ردپای سناریویی دیده میشود که هدف آن فراتر از امنیت، تصرف سرزمین و تغییر جغرافیای منطقه است.
۱- زیربنای فکری
قانون «کشور ملی یهود» و اسطوره عمالیق
برای درک رخدادهای امروز، باید به ۲۸ تیر ۱۳۹۷ بازگشت؛ زمانی که قانون «اسرائیل کشور ملی یهود» تصویب شد. این قانون که در حکم قانون اساسی این رژیم است، صریح حق تعیین سرنوشت را به انحصار در اختیار قوم یهود قرار داده و توسعه شهرکسازی را یک «ارزش ملی» تلقی میکند.
بنیامین نتانیاهو با تکیه بر همین نگاه، در سخنرانیهای اخیر خود جنگ را به متون مقدس پیوند زده است. او با شبیهسازی دشمنان امروز به «عمالیق» (دشمن دیرینه بنیاسرائیل در تورات که فرمان محو نام و یاد آنها صادر شده بود)، تلاش میکند کشتار غیرنظامیان را در قالب یک «جنگ مقدس» توجیه کند.
این ارجاعات مذهبی، با هدف تحریک احساسات جمعی و ایجاد دوگانه «خیر و شر مطلق»، راه را برای پذیرش جنایات جنگی در افکار عمومی داخلی اسرائیل هموار میسازد.

۲. فاز اول
غزه و سیاست «زمین سوخته»
در نوار غزه، استراتژی رژیم صهیونیستی بر مبنای غیرقابل سکونت کردن سرزمین استوار شده است. حملات هدفمند به بیمارستانها، مدارس و پناهگاهها، نه برای نابودی حماس، بلکه برای مجبور کردن مردم به کوچ اجباری به سمت مصر و اردن انجام میشود. هدف نهایی در غزه، تحقق شعار «از بحر تا نهر» و الحاق کامل این باریکه به خاک اسرائیل است؛ پروژهای که با تخریب سیستماتیک زیرساختها در حال اجرا است.

۳. فاز دوم:
تهاجم به لبنان (آوریل ۲۰۲۶)
سناریوی غزه اکنون با الگوبرداری دقیق در لبنان در حال تکرار است. طبق گزارشهای میدانی و اذعان افسران ارتش اسرائیل به روزنامه «هاآرتص»، متد عملیاتی در جنوب لبنان همان روش غزه است:
۱۱ اسفند (دوم مارس): آغاز فاز جدید درگیریها و کارزار سنگین هوایی.
اواخر مارس: اعلام رسمی اسرائیل کاتس (وزیر دفاع) درباره تصرف جنوب لبنان تا رود لیتانی بهعنوان «منطقه امنیتی».
۸ آوریل: خونینترین روز جنگ با ۲۵۴ کشته در حملات به بیروت و بقاع.
۱۰ آوریل: حمله به ساختمانهای دولتی در نبطیه و محو شدن مرز بین جنگ با حزبالله و جنگ با دولت لبنان.
اسرائیل با تخریب پلها و روستاهای مرزی، در حال ایجاد یک «واقعیت جدید» در زمین است تا بازگشت ساکنان را غیرممکن و مقدمات ایجاد شهرکهای صهیونیستی در جنوب لبنان را فراهم کند.

۴- بنبست سیاسی و استراتژی «جنگ ابدی»
چرا نتانیاهو اجازه صلح نمیدهد؟
پاسخ در بقای سیاسی اوست. برای راست افراطی اسرائیل، جنگ ابزاری است برای فرار از حسابرسی، تا زمانی که صدای گلولهها شنیده میشود، کسی از شکستهای امنیتی و پروندههای فساد نتانیاهو نمیپرسد و برای تغییر جغرافیا، چراکه دکترین «جنگ ابدی» به اسرائیل اجازه میدهد بدون نیاز به توافق صلح، مناطق حائل را در غزه، لبنان و سوریه بهطور دائم حفظ کند.
۵- موازنه قدرت و جبهه مقاومت
برخلاف تصور تلآویو، این مسیر یک طرفه نبوده است. حزبالله باوجود فشارهای سنگین داخلی از سوی دولت و نظامی، همچنان با پرتاب صدها موشک به سمت حیفا و تلآویو، هزینه اشغالگری را برای ارتش اسرائیل بالا برده است.
از سوی دیگر، ایران در مذاکرات دیپلماتیک تأکید کرده است که هرگونه آتشبس باید شامل همه جبههها از جمله لبنان باشد و اجازه نخواهد داد متحدانش در یک فرایند فرسایشی تضعیف شوند.
سراب اسرائیل بزرگ / مقاومت تنها راهکار است
آنچه امروز در خاورمیانه میگذرد، تنها یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه تلاش یک رژیم برای تحقق رویای «اسرائیل بزرگ» از طریق پاکسازی قومی و تصرف سرزمین است.
از طرفی تاریخ ثابت کرده که ۳۰ سال مذاکرات پس از پیمان اسلو تنها به گسترش شهرکسازی منجر شده و امروزه «مقاومت» تنها مانع واقعی در برابر اشغالگری است که از خون کودکان غزه تا رود لیتانی تغذیه میکند.
نتانیاهو با شبیهسازی ایران به عمالیق، در سودای نابودی یک ملت است؛ غافل از اینکه این بار، جغرافیا و اراده ملتها در برابر اسطورههای ساختگی او ایستادهاند.
نظر شما