۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۴
نقش ایران در معادله لبنان چیست؟

در حالی که تحلیلگران از نیاز لبنان به اجرای آتش‌بس و تلاش آمریکا برای خارج‌کردن پرونده لبنان از مذاکرات با ایران سخن می‌گویند، این پرسش مطرح است که آیا تهران باید آتش‌بس را به‌منظور مدیریت بحران لبنان حفظ و تقویت کند یا معادلات میدانی مسیر دیگری را رقم خواهد زد؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، لبنان در یکی از پیچیده‌ترین و بحرانی‌ترین مقاطع معاصر خود قرار گرفته است؛ جایی که هم‌زمان با تشدید حملات نظامی رژیم صهیونیستی و گسترش بحران انسانی، تحرکات سیاسی برای آغاز مذاکرات مستقیم و حتی عادی‌سازی روابط با تل‌آویو در جریان است. این هم‌زمانی، به‌ویژه در شرایطی که اسرائیل بارها توافق آتش‌بس را نقض کرده، به شکل‌گیری یک تناقض عمیق میان «واقعیت میدان» و «مسیر دیپلماسی» انجامیده است.

در حالی که حملات سنگین از جمله بمباران مناطق مسکونی بیروت در ۸ آوریل و آغاز تهاجم زمینی از ۱۶ مارس با هدف تثبیت حضور و حتی الحاق جنوب لبنان دنبال شده، این اقدامات نه‌تنها به دستاورد قاطعی منجر نشده بلکه هزینه‌های انسانی و نظامی گسترده‌ای به همراه داشته است؛ به‌گونه‌ای که علاوه بر آوارگی بیش از یک میلیون نفر و تخریب زیرساخت‌ها، نیروهای اسرائیلی نیز متحمل تلفات قابل توجه و خسارات سنگین تجهیزاتی شده‌اند.

بنت‌جبیل؛ قلب تپنده نبرد و نماد ایستادگی

در میدان نبرد، شهر بنت‌جبیل به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های درگیری در جنوب لبنان، بار دیگر به صحنه رویارویی مستقیم تبدیل شده است. گزارش‌های میدانی از نبردهای تن‌به‌تن و نزدیک میان رزمندگان مقاومت و نیروهای اسرائیلی، به‌ویژه در اطراف بازار قدیمی شهر، حکایت دارد.

نقش ایران در معادله لبنان چیست؟

این درگیری‌ها که با وجود حملات هوایی گسترده، گلوله‌باران توپخانه‌ای و تلاش برای محاصره ادامه دارد، نشان می‌دهد ارتش اسرائیل همچنان در دستیابی به اهداف میدانی خود ناکام مانده است. نیروهای مهاجم هنوز نتوانسته‌اند به مواضع کلیدی داخل شهر دست یابند.

گزارش‌ها همچنین از افزایش قابل توجه تلفات در میان نیروهای اسرائیلی حکایت دارد؛ زخمی شدن فرمانده گردان ۵۲ و مجروح شدن شمار زیادی از نیروها، که برخی از آن‌ها به‌شدت آسیب دیده‌اند، بخشی از این وضعیت است. انتقال مداوم مجروحان با بالگردهای نظامی به بیمارستان‌ها، نشانه‌ای از شدت درگیری‌ها و فشار وارد بر نیروهای مهاجم است.

بنت‌جبیل به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خود—اشراف بر مسیرهای کلیدی و کریدورهای ارتباطی جنوب لبنان—از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است. در عین حال، این شهر به‌عنوان «پایتخت مقاومت» شناخته می‌شود؛ عنوانی که ریشه در تاریخ طولانی مقاومت آن، از مقابله با اشغال ۱۹۸۲ تا نبردهای تعیین‌کننده ۲۰۰۶ دارد.

همچنین ورزشگاه شهرداری این شهر—که اکنون نیز یکی از کانون‌های درگیری است—محل سخنرانی سید حسن نصرالله در ۲۵ مه ۲۰۰۰ بود؛ زمانی که پس از اخراج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، اعلام کرد «اسرائیل از تار عنکبوت سست‌تر است.»

تخریب سیستماتیک؛ مهندسی جغرافیایی و آوارگی گسترده

همزمان با درگیری‌های میدانی، حملات اسرائیل به‌صورت گسترده زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار داده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد تخریب ساختمان‌ها در مناطق مرزی، از جمله محیبیب، بلیدا و العدیسه، بخشی از یک طرح هدفمند برای تغییر بافت جمعیتی و تخلیه مناطق «خط مقدم» است.

در این چارچوب، شهرهایی مانند میس‌الجبل، عیتا الشعب و الخیام شاهد آوارگی ده‌ها هزار نفر بوده‌اند. تنها در الخیام حدود ۳۵ هزار نفر از ساکنان خانه‌های خود را ترک کرده‌اند. این روند، از نگاه ناظران، تلاشی برای ایجاد یک کمربند خالی از سکنه در امتداد مرز با فلسطین اشغالی است.

نقش ایران در معادله لبنان چیست؟

نابودی زیرساخت‌ها؛ محاصره‌ای پنهان

یکی از مهم‌ترین ابزارهای این راهبرد، تخریب زیرساخت‌های حیاتی است. حملات به پل‌های ارتباطی بر روی رود لیتانی—از جمله پل‌های الخردلی، القعقعیه و القاسمیه—موجب قطع ارتباط میان ده‌ها شهر و روستا شده است.

این اقدام عملاً حدود ۱۲۰ منطقه را در انزوا قرار داده و زندگی بیش از ۱.۲ میلیون نفر را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش ۲۰۰ درصدی هزینه حمل‌ونقل، اختلال در زنجیره تأمین و نابودی محصولات کشاورزی، از جمله پیامدهای مستقیم این وضعیت است.

بحران انسانی؛ آمارها و واقعیت تلخ میدان

بر اساس اعلام رسمی، از مارس ۲۰۲۶ تا اواخر اسفندماه دست‌کم ۸۵۰ نفر شهید و بیش از ۲۱۰۰ نفر زخمی شده‌اند. همچنین حدود ۹۰۰ هزار نفر آواره شده‌اند؛ آماری که نشان‌دهنده ابعاد گسترده بحران انسانی در لبنان است.

این در حالی است که اسرائیل بارها توافق آتش‌بس ۲۰۲۴ را نقض کرده و با ادامه حملات هوایی، تخریب زیرساخت‌ها و حتی ایجاد رعب روانی از طریق پروازهای مافوق صوت، عملاً هیچ نشانه‌ای از پایبندی به تعهدات خود نشان نداده است.

پروژه راهبردی؛ از منطقه حائل تا «اسرائیل بزرگ»

در سطح کلان، تحولات میدانی و سیاسی نشان‌دهنده تلاش اسرائیل برای پیشبرد یک پروژه راهبردی گسترده‌تر است. ایجاد منطقه حائل در جنوب لبنان، اشغال نقاط راهبردی و طرح‌های پیشنهادی برای تقسیم لبنان به مناطق امنیتی، بخشی از این راهبرد محسوب می‌شود.

پروژه موسوم به «اسرائیل بزرگ»—که شامل گسترش نفوذ و حتی الحاق بخش‌هایی از جنوب لبنان است—با مقاومت جدی مواجه شده است. برخلاف برآوردهای اولیه، حزب‌الله همچنان توان عملیاتی بالایی دارد و توانسته هزینه‌های سنگینی به ارتش اسرائیل تحمیل کند.

این وضعیت، به‌گفته تحلیلگران، نشان‌دهنده یک الگوی تکراری از «محاسبه غلط» در راهبردهای اسرائیل است؛ جایی که تشدید نظامی نه‌تنها به دستاورد منجر نشده، بلکه فرسایش توان و افزایش هزینه‌ها را در پی داشته است.

نقش ایران در معادله لبنان چیست؟

دیپلماسی زیر سایه جنگ؛ عادی‌سازی یا امتیازدهی؟

در چنین شرایطی، برگزاری نشست واشنگتن و طرح مذاکرات مستقیم میان لبنان و اسرائیل، به یکی از بحث‌برانگیزترین تحولات تبدیل شده است. این مذاکرات که با محوریت خلع سلاح حزب‌الله پیش می‌رود، هیچ تعهدی از سوی اسرائیل برای توقف حملات یا عقب‌نشینی در بر ندارد.

منتقدان، از جمله روزنامه «الاخبار»، این روند را «عادی‌سازی زیر آتش» و «امتیازدهی بدون دستاورد» توصیف کرده‌اند. به‌ویژه آن‌که مقامات اسرائیلی صراحتاً اعلام کرده‌اند قصدی برای توقف جنگ ندارند و حتی از این مذاکرات به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به اهداف خود استفاده می‌کنند.

شکاف داخلی؛ لبنان در آستانه بحران سیاسی

این تحولات به تشدید شکاف‌های داخلی در لبنان انجامیده است. جریان مقاومت، هرگونه مذاکره در شرایط تداوم تجاوزات را فاقد مشروعیت دانسته و بر شروطی مانند توقف کامل حملات، عقب‌نشینی و بازگشت آوارگان تأکید دارد.

در مقابل، فشارهای خارجی و برخی رویکردهای داخلی برای پیشبرد مذاکرات، نگرانی‌ها درباره بروز اعتراضات و حتی بی‌ثباتی سیاسی را افزایش داده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت لبنان با چالش‌های جدی در مدیریت این وضعیت مواجه است.

لبنان میان مقاومت و فشار سیاسی

تحولات اخیر لبنان نشان‌دهنده یک دوگانگی عمیق است؛ از یک‌سو، مقاومت میدانی—به‌ویژه در بنت‌جبیل—که مانع تحقق اهداف نظامی اسرائیل شده و از سوی دیگر، تلاش دولت لبنان و در راس آن نخست وزیر، برای تغییر موازنه داخلی و حرکت به‌سوی عادی‌سازی.

در چنین شرایطی، بسیاری از ناظران هشدار می‌دهند که هرگونه عادی‌سازی روابط در حالی‌که حملات ادامه دارد و آتش‌بس بارها نقض شده، نه‌تنها به صلح پایدار منجر نخواهد شد، بلکه می‌تواند به تعمیق بحران، افزایش شکاف‌های داخلی و تضعیف حاکمیت لبنان بینجامد؛ مسیری که تجربه‌های تاریخی نیز ناکارآمدی آن را به‌خوبی نشان داده است.


نقش ایران در معادله لبنان چیست؟

آتش‌بس در لبنان، شرط ایران برای توافق با آمریکا

از سوی دیگر مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان در اسلام‌آباد بدون دستیابی به توافق پایان یافت؛ موضوعی که به‌گفته منابع، ناشی از زیاده‌خواهی طرف آمریکایی و عدم اجرای کامل پیش‌شرط‌های تهران پیش از آغاز گفت‌وگوها بود. از جمله این شروط، توقف حملات به بیروت و آزادسازی دارایی‌های ارزی بلوکه‌شده ایران در کشورهایی مانند عراق و قطر عنوان شده است.

در این چارچوب، تأکید ایران بر برقراری آتش‌بس همزمان در تمامی جبهه‌ها—از جمله لبنان—در راستای جلوگیری از بهره‌برداری اسرائیل از توقف در یک جبهه برای حمله به جبهه‌ای دیگر ارزیابی می‌شود؛ رویکردی که در قالب راهبرد «وحدت و هماهنگی ساحات» از سوی محور مقاومت دنبال شده و بر اساس آن، یا آتش‌بس باید در همه میادین برقرار باشد یا درگیری‌ها به‌صورت همزمان ادامه یابد.

در همین حال، تحرکات دیپلماتیک و میدانی نیز بر ضرورت گسترش آتش‌بس به لبنان تأکید دارد؛ چنان‌که «ژان نوئل بارو» وزیر خارجه فرانسه اعلام کرده است که لبنان باید به‌طور کامل در هر توافق آتش‌بس گنجانده شود و حملات اسرائیل به این کشور را «غیرقابل تحمل» توصیف کرده است.

نواف سلام مانع از تحقق آتش‌بس‌در لبنان می‌شود

سیدمحمد محمد مرندی، کارشناس مسائل سیاسی نیز در توییتر نوشت: «نواف سلام، نخست‌وزیر لبنان، با اصرار بر این‌که آتش‌بس باید از طریق مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل و گفت‌وگوهای عادی‌سازی روابط به دست آید، نه از طریق مذاکرات جاری ایران و رژیم ترامپ، مانع از تحقق آن می‌شود.

شگفت‌انگیز است!»

محمدعلی حسن‌نیا تحلیلگر مسائل بین‌الملل در صفحه شخصی خود با اشاره به تحولات اخیر لبنان نوشت که حزب‌الله حتی بیانیه اعلام پیروزی پس از آتش‌بس (ایران و آمریکا) را آماده کرده بود، اما با آغاز حمله زمینی اسرائیل، روند تحولات تغییر کرد. به گفته وی، حزب‌الله در شرایط کنونی به‌شدت به تداوم آتش‌بس از سوی ایران نیاز دارد، در حالی که آمریکا در تلاش است پرونده لبنان را از میز مذاکرات با تهران خارج کند؛ تلاشی که با دیدار مستقیم سفیران لبنان و اسرائیل در آمریکا نیز همراه شده است.

حسن‌نیا همچنین با اشاره به شروط مطرح‌شده از سوی اسرائیل تأکید کرد که این شروط، از جمله خلع سلاح حزب‌الله، در اختیار گرفتن چند پایگاه نظامی، جلوگیری از بازگشت ساکنان به جنوب و تحمیل یک توافق امنیتی، به‌قدری ننگین است که احتمال پذیرش آن بسیار پایین به نظر می‌رسد؛ از این‌رو حزب‌الله ترجیح می‌دهد توافقی در چارچوب ایران شکل گیرد تا بتواند آن را به‌عنوان یک دستاورد سیاسی مطرح کند.

آتش‌بس در لبنان با فشارهای ایران!

المیادین به نقل از مقام عالی‌رتبه ایرانی اعلام کرد که با فشارهای ایران از امشب آتش بس در لبنان برقرار می‌شود شبکه المیادین به نقل از یک مقام سیاسی امنیتی عالی رتبه ایران اعلام کرد که با فشارهای جمهوری اسلامی آتش بس در لبنان از امشب به مدت یک هفته برقرار خواهد شد.

نقش ایران در معادله لبنان چیست؟

ایران لبنان را تنها نگذاشت!

علیرضا تقوی‌نیا در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا درباره ادعای برخی مبنی بر تنها گذاشتن حزب‌الله در جنگ توسط ایران اظهار کرد: ادعای مطرح‌شده، ناشی از ناآگاهی نسبت به واقعیت‌های پیچیده میدان نبرد است و با واقعیات موجود همخوانی ندارد. تحولات اخیر در چارچوب یک آتش‌بس قابل تحلیل است که لبنان نیز بخشی از آن بوده، اما با وجود این، رژیم صهیونیستی حملات شدیدی را به ضاحیه بیروت انجام داد که با فشارهای اعمال‌شده، این حملات متوقف شد و سطح بمباران سایر مناطق نیز به‌طور محسوسی کاهش یافت.

وی افزود: در شرایط فعلی، بخش عمده درگیری‌ها به نبردهای زمینی محدود شده که عمدتاً در محورهای مرزی همچون خیام، مارون‌الرأس و ناقوره جریان دارد و برخلاف برخی فضاسازی‌ها، پیشروی‌های دشمن در این مناطق محدود و فاقد عمق راهبردی است. همچنین به‌گفته نیروهای میدانی، حزب‌الله با تکیه بر راهبرد جنگ چریکی، آمادگی لازم برای مدیریت صحنه نبرد را دارد و حتی در پی اسیرگیری از نیروهای دشمن است.

کارشناس مسائل سیاسی گفت: جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از ابزارهای مختلف، از جمله اعمال فشار برای توقف حملات هوایی و نیز حفظ ارتباط مستمر با نیروهای مقاومت، نقش حمایتی خود را ایفا کرده است. در حال حاضر نیز با توجه به شرایط میدانی و محدودیت‌های موجود، از جمله وضعیت سوریه، نیازی به ورود مستقیم یا اقدام نظامی گسترده احساس نمی‌شود.

تقوی‌نیا تأکید کرد: جنگ عرصه احساسات نیست، بلکه مبتنی بر تدبیر و محاسبات دقیق است و هیچ تفاوتی میان جان ایرانی و لبنانی وجود ندارد؛ از این‌رو، تصمیم‌گیری‌ها با رویکردی هوشمندانه و در راستای حفظ منافع کلان جبهه مقاومت اتخاذ می‌شود.

نقش ایران در معادله لبنان چیست؟

وی افزود: اداره جنگ نیازمند تدبیر، حوصله و عقلانیت است و نباید با نگاه احساسی به آن نگریست. کسانی که در میدان حضور دارند، از فرماندهان تا نیروهای عملیاتی، به‌مراتب دلسوزتر و نزدیک‌تر به مردم لبنان و نیروهای حزب‌الله هستند و تعصب و غیرت آن‌ها نسبت به این جبهه، بیش از برداشت‌های عمومی است. با این حال، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان حلقه اصلی محور مقاومت باید قدرت و انسجام خود را حفظ کند تا بتواند پشتیبانی مؤثر و مستمر از متحدانش داشته باشد؛ از این‌رو، اقدامات در این حوزه بر اساس محاسبات دقیق و نه هیجانات زودگذر انجام می‌شود.

کارشناس مسائل سیاسی گفت: توقف بمباران ضاحیه بیروت و کاهش حملات به شهرهای اصلی لبنان، نتیجه فشارها و اقدامات صورت‌گرفته بوده و این نشان‌دهنده نقش فعال در مدیریت صحنه است. در عین حال، همدلی با مردم لبنان و نیروهای حزب‌الله امری واقعی و عمیق است و همان‌گونه که نسبت به جان هموطنان ایرانی حساسیت وجود دارد، نسبت به مردم لبنان نیز چنین احساسی حاکم است؛ اما پیشبرد جنگ مستلزم برنامه‌ریزی، بازسازی توان و آمادگی برای مراحل بعدی است.

وی ادامه داد: بخشی از قضاوت‌های نادرست ناشی از کمبود اطلاعات درباره تحولات میدانی و ارتباطات پشت‌پرده است. در حالی که روند پشتیبانی از حزب‌الله از مسیرهای مختلف ادامه دارد، برخی به‌دلیل عدم اطلاع از جزئیات، دچار برداشت‌های اشتباه می‌شوند. تقوی‌نیا تأکید کرد: تجربه حضور مستشاری و شهادت نیروهای ایرانی در لبنان و سوریه نشان‌دهنده عمق این حمایت است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

وی خاطرنشان کرد: در مجموع، وضعیت میدانی حزب‌الله به‌ویژه در حوزه نبرد زمینی، قابل قبول ارزیابی می‌شود و حتی در مقایسه با جنگ ۳۳ روزه لبنان در برخی ابعاد شرایط بهتری دارد. بر همین اساس، پیش‌بینی می‌شود این جریان بتواند در ادامه، طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند، مشروط بر آنکه تحلیل‌ها بر پایه واقعیت و با پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده صورت گیرد.

به گزارش ایمنا، آنچه امروز در لبنان جریان دارد، تنها یک تقابل نظامی نیست، بلکه صحنه‌ای از درهم‌تنیدگی پیچیده میدان و دیپلماسی است که در آن نقش‌آفرینی بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه ایران، به‌عنوان یکی از عوامل تعیین‌کننده برجسته شده است.

تلاش تهران برای گره‌زدن آتش‌بس در لبنان به روند کلی کاهش تنش در منطقه و جلوگیری از بهره‌برداری مرحله‌ای اسرائیل از جبهه‌های مختلف، نشان‌دهنده رویکردی مبتنی بر مدیریت هم‌زمان بحران‌ها و جلوگیری از گسترش دامنه درگیری‌هاست؛ رویکردی که در صورت تحقق، می‌تواند مانع از تکرار الگوی «جنگ‌های مقطعی و فرسایشی» در منطقه شود.

از سوی دیگر، استمرار فشارهای سیاسی و تحرکات دیپلماتیک در کنار مقاومت میدانی، نشان می‌دهد آینده لبنان به شدت به موفقیت این تلاش‌ها در ایجاد توازن میان واقعیت‌های امنیتی و راه‌حل‌های سیاسی وابسته است. اگرچه نام نتانیاهو و رژیم تروریستی‌اش با نقض آتش‌بس گره خورده اما اعلام غیررسمی‌آتش‌بس‌ توسط‌ رسانه لبنانی با توجه به فشار ایران پیروزی بزرگی برای حزب‌الله در لبنان رقم می‌زند.

کد خبر 963614

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.