علی محمدی در گفتوگو خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در برابر یک پارادوکس سیاستی ظاهری قرار داریم رئیسجمهوری که زمانی کاهش قیمت نفت و مهار تورم را با آزادسازی تنگه هرمز پیوند میداد، اکنون دستور بستن همان شریان حیاتی انرژی جهان را صادر کرده است. این اقدام، در نگاه اول، ضد خود و تشدیدکننده تورم داخلی به نظر میرسد، اما تحلیل عمیقتر نشان میدهد که این تصمیم، نه یک اشتباه محاسباتی، بلکه یک مانور استراتژیک حسابشده در چارچوب یک جنگ بزرگتر اقتصادی است.
وی افزود: در مرحله نخست، این اقدام ترامپ یک فشار حداکثری دیپلماتیک است که بنابراین منطق اگر کشتیهای آمریکایی نتوانند عبور کنند، دیگران نیز نباید بتوانند عبور کنند که هدف از این کار، وادار کردن متحدان اروپایی و منطقه ای به مشارکت فعال در یک عملیات بینالمللی برای آزادسازی تنگه است , هدف واشنگتن از این کار این است که هزینه بیطرفی را برای جهان بالا ببرد.
این کارشناس اقتصادی درباره دلیل دوم صحبت های زئیس جمهور آمریکا یادآور شد: این کار ترامپ یک اقدام پیشگیرانه برای مهار دیپلماسی ایران است. در ماههای اخیر، تهران در حال تبدیل شدن به یک بازیگر کلیدی در مدیریت کانالهای ارتباطی و ترانزیت در تنگه بوده است. این نقشآفرینی، جایگاه چانهزنی ایران را تقویت و اثر تحریمها را خنثی میکند. بستن تنگه، این روند نوظهور را متوقف میسازد. اما دلیل اصلی، فراتر از اهداف تاکتیکی است و به قلب منطق جنگ اقتصادی بازمیگردد که حفظ هژمونی نظام مالی مبتنی بر دلار، یا همان نظام پترودلار است.

واشنگتن در یک دوراهی سخت قرار گرفته است؛ گزینه بد این است که بستن تنگه منجر به شوک قیمت نفت و افزایش تورم داخلی در کوتاهمدت میشود؛ اما گزینه بدتر، تماشای تثبیت کنترل ایران بر تنگه است که به معنای فرسایش تدریجی و مرگ نظام پترودلار در بلندمدت است
محمدی تصریح کرد: جنگ تحمیلی سوم، تنها درباره ایران نیست؛ درباره کنترل جریان نفت و در نتیجه، تثبیت دلار به عنوان تنها ارز مبادلات انرژی است. تسلط ایران بر تنگه هرمز، یک کابوس استراتژیک برای این نظام است، دلیل این است که تهران میتواند به تدریج قواعد بازی را تغییر دهد، دریافت عوارض به ارزهای غیردلاری، ایجاد مکانیسمهای پرداخت موازی، و تبدیل شدن به یک کارگزار اجباری برای عبور انرژی و همه این کارها وابستگی جهانی به دلار را کاهش داده و ستونهای هژمونی آمریکا را سست میکند.
وی با بیان اینکه با درک این موضوع پارادوکس ظاهری حل میشود، تاکید کرد: واشنگتن در یک دوراهی سخت قرار گرفته است؛ گزینه بد این است که بستن تنگه منجر به شوک قیمت نفت و افزایش تورم داخلی در کوتاهمدت میشود؛ اما گزینه بدتر، تماشای تثبیت کنترل ایران بر تنگه است که به معنای فرسایش تدریجی و مرگ نظام پترودلار در بلندمدت است. از میان این دو، آمریکا گزینه بد را انتخاب کرده است. آنها حاضرند قیمت تورم موقت را بپردازند تا از فروپاشی بنیان هژمونی مالی خود جلوگیری کنند. این یک ریسک بزرگ اما حسابشده است؛ امید به اینکه شوک ایجادشده، جامعه بینالمللی را وادار کند تا در بازگشایی تنگه تحت رهبری آمریکا مشارکت کند و در این فرایند، نظم دلارمحور گذشته احیا و تثبیت شود.
کارشناس اقتصادی درباره استراتژی تورم بیان کرد: تصمیم ترامپ نه یک تناقض، بلکه یک اولویتبندی استراتژیک است، در محاسبات ترامپ، مهار تورم داخلی در اولویت دوم قرار گرفته است و اولویت اول، حفظ نظامی است که اجازه میدهد آمریکا کسریهای تجاری عظیم خود را تامین مالی کند، تحریمها را اعمال نماید و بر اقتصاد جهانی سلطه داشته باشد. آن ها حاضرند درد تورم را تحمل کنند، به شرطی که بیماری مهلک تضعیف دلار را درمان کنند. این، ماهیت واقعی نبرد کنونی است؛ یک جنگ تمامعیار برای تعیین اینکه چه کسی بر شریانهای حیاتی انرژی جهان حکم میراند و در نهایت، چه ارزی بر جهان حکومت خواهد کرد.
نظر شما