بازسازی پل یحیی‌آباد؛ نماد اقتصادی که از حرکت نمی‌ایستد

کارشناس اقتصادی گفت: سه روز زمان برد تا پل یحیی آباد که هدف حمله قرار گرفته بود دوباره ساخته شود و نخستین قطار از روی آن عبور کند. این اتفاق یک پیام روشن دارد؛ اقتصاد ایران اقتصادی ایستاده و زنده است؛ اقتصادی که با یک ضربه از حرکت نمی‌ایستد.

علی محمدی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: دشمن وقتی پل یحیی‌آباد کاشان را هدف قرار داد، در واقع تنها یک سازه عمرانی را هدف نگرفته بود؛ هدف اصلی او جریان امید و حرکت اقتصادی در کشور بود. راه‌آهن تنها یک مسیر فیزیکی نیست؛ راه‌آهن یعنی حرکت کالا، یعنی رسیدن مواد اولیه به کارخانه‌ها، یعنی زنده ماندن زنجیره تولید. دشمن تصور می‌کند اگر مسیرها مختل شود، بازارها کند می‌شوند و امید مردم آسیب می‌بیند.

وی افزود: اما پاسخ ایران به این اقدام، پاسخی اقتصادی و جهادی بود. تنها سه روز زمان برد تا پلی که هدف حمله قرار گرفته بود دوباره ساخته شود و نخستین قطار از روی آن عبور کند. این اتفاق یک پیام روشن دارد: اقتصاد ایران اقتصادی ایستاده و زنده است؛ اقتصادی که با یک ضربه از حرکت نمی‌ایستد.

کارشناس اقتصادی گفت: قدرت این ملت تنها در میدان نبرد نیست که جهان را شگفت‌زده کرده است؛ این قدرت در سرعت بازسازی، در تداوم تولید، در حفظ جریان حمل‌ونقل و در استمرار تجارت نیز دیده می‌شود. وقتی پلی در سه روز بازسازی می‌شود، یعنی زنجیره تأمین قطع نشده است، یعنی کارخانه‌ها معطل نمی‌مانند، یعنی بازار کشور همچنان نفس می‌کشد و یعنی ایران را سریع‌تر و بهتر می‌توان ساخت.

محمدی بیان کرد: این همان روحیه‌ای است که کشور را جلو می‌برد؛ روحیه‌ای که می‌گوید حتی در دل آتش نیز چرخ اقتصاد باید بچرخد. روحیه‌ای که ریشه در همان گفتمانی دارد که امام راحل و امام شهید به جامعه ما هدیه کردند؛ گفتمانی که ساختن را متوقف نمی‌کند.

وی ادامه داد: دشمن ممکن است هزینه ایجاد کند، اما نمی‌تواند اراده ساختن را متوقف کند. تجربه نشان داده است که اگر پلی فرو بریزد، ما آن را سریع‌تر و محکم‌تر می‌سازیم؛ اگر مسیری آسیب ببیند، مسیر تازه‌ای باز می‌کنیم و اگر تهدیدی شکل بگیرد، آن را به فرصتی بزرگ‌تر تبدیل می‌کنیم، در همین چارچوب باید به اظهارنظر اخیر مارکو روبیو نیز توجه کرد؛ جایی که او گفته است «تا پنج سال دیگر توانایی تحریم را از دست خواهیم داد». این سخن در واقع اعترافی به روندهای نزولی اقتصادی و ژئوپلیتیکی است که طی یک دهه اخیر به‌تدریج پایه‌های قدرت تحریمی آمریکا را فرسوده کرده است.

کارشناس اقتصادی تصریح کرد: در چهار دهه گذشته، ستون اصلی هژمونی آمریکا بر پایه نظام پترودلار شکل گرفته است؛ نظامی که بر اساس آن بخش عمده تجارت جهانی نفت با دلار قیمت‌گذاری و تسویه می‌شود. همین سازوکار موجب شد دلار به ارز غالب جهان تبدیل شود و حدود ۹۰ درصد تراکنش‌های مالی جهانی با آن انجام گیرد. در چنین ساختاری، آمریکا توانست از نظام مالی جهانی به‌عنوان ابزار فشار و تحریم استفاده کند، اما امروز همین نظام در حال تجربه شکاف‌های تدریجی و عمیق است؛ به‌گونه‌ای که هر تیر تحریمی که شلیک می‌شود، بخشی از اثر آن به خود ساختار قدرت آمریکا بازمی‌گردد.

محمدی تاکید کرد: نخستین عامل این شکاف، افزایش ریسک دارایی‌های دلاری است. استفاده گسترده از تحریم‌ها این پیام را به جهان منتقل کرده که دلار تنها یک ابزار مالی نیست، بلکه یک ابزار سیاسی و حتی ژئوپلیتیکی است. نتیجه طبیعی چنین برداشتی، حرکت کشورها به سمت تنوع‌بخشی ارزی، افزایش ذخایر طلا و استفاده از ارزهای محلی در تجارت‌های دوجانبه بوده است.

وی ادامه داد: عامل دوم، افزایش بی‌سابقه بدهی آمریکا است. نسبت بالای بدهی به تولید ناخالص داخلی این کشور به سطحی رسیده که نگرانی‌های جدی درباره پایداری مالی آن ایجاد کرده است، تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرگاه اعتماد به اعتبار مالی یک قدرت بزرگ کاهش پیدا کند، نفوذ اقتصادی آن نیز به‌تدریج کاهش پیدا می‌کند. همان‌گونه که در بحران کانال سوئز، تضعیف اعتماد به پوند استرلینگ نشانه‌ای از افول قدرت اقتصادی بریتانیا بود.

کارشناس اقتصادی بیان کرد: در کنار این عوامل مالی، جغرافیای انرژی نیز به متغیری تعیین‌کننده تبدیل شده است، تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی و کالاهای راهبردی جهان، نقش کلیدی در ثبات نظام انرژی و در نتیجه در ثبات نظام دلاری دارد، ناامن شدن این مسیر در تحولات اخیر، می‌تواند کشورها را به سمت کاهش وابستگی به یک ارز واحد سوق دهد.

محمدی عنوان کرد: از سوی دیگر، جنگ اوکراین و برخی تحولات ژئوپلیتیکی در مسیرهای انتقال انرژی درعمل روند فاصله گرفتن از پترو دلار را سرعت بخشیده‌اند. البته باید توجه داشت که هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی قادر به فروپاشی سریع نظام دلاری نیستند، زیرساخت‌های مالی جهانی همچنان به‌شدت به دلار وابسته‌اند، بنابراین آنچه در حال وقوع است، بیشتر یک فرسایش تدریجی است که می‌تواند تا حوالی سال ۲۰۳۰ ادامه پیدا کند.

وی گفت: با این حال همین فرسایش تدریجی یک پیامد راهبردی مهم دارد: کاهش کارایی تحریم‌ها. در همین نقطه است که هشدار مارکو روبیو معنا پیدا می‌کند. اگر روندهای کنونی ادامه پیدا کند-از جمله افزایش بدهی آمریکا، گسترش تجارت با ارزهای محلی، تلاش کشورها برای ایجاد سیستم‌های مالی جایگزین و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی در مسیرهای انرژی-در آن صورت ابزار تحریم به‌تدریج کارایی سابق خود را از دست خواهد داد.

کارشناس اقتصادی ادامه داد: در چنین چارچوبی، می‌توان گفت سخن روبیو ازنگاه راهبردی قابل توجه است؛ پنج سال دیگر شاید نیازی به بحث درباره تحریم‌ها نباشد، زیرا آن‌قدر کشورها با ارزهایی غیر از دلار مبادله خواهند کرد که دیگر امکان اعمال مؤثر تحریم‌ها وجود نخواهد داشت؛ در عین حال درباره موضوع دریافت عوارض در تنگه هرمز نیز هنوز اطلاعات قطعی وجود ندارد و مشخص نیست چنین سیاستی در حال اجراست یا خیر؟ با این حال اگر فرض کنیم چنین اقدامی صورت گیرد و پرداخت‌ها به‌صورت رمزارز انجام شود، این سیاست می‌تواند با نقاط ضعف جدی همراه باشد.

محمدی بیان کرد: دریافت عوارض به شکل رمزارزی در عمل می‌تواند به تقویت جایگاه تتر به‌عنوان شاخص غیررسمی قیمت ارز در داخل کشور منجر شود، چنین روندی ممکن است بازار غیررسمی دلار را تقویت کند و به‌طور غیرمستقیم بر نظام ارزی کشور اثر بگذارد. از این نگاه، این موضوع می‌تواند برای سیاست‌گذاری ارزی کشور مخاطرات قابل توجهی به همراه داشته باشد و نیازمند بررسی دقیق کارشناسی است.

کد خبر 962563

برچسب‌ها