به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که آسمان ایران تحت حملات دشمن قرار داشت، قصههایی از فداکاری و عشق به میهن رقم خورد که جان را به جوش آورد، یکی از این قصهها، روایت زنی است که سالها در هلند زندگی کرده، اما این روزها در میهن است، در کنار هموطنانش، در کنار کسانی که خیابانها را به آغوش کشیدهاند.
این زن تکنسین رادیولوژی در هلند بود که وقتی خبر حملات به میهن را شنید، چیزی در وجودش به لرزه افتاد و ندایی درونی او را به سوی خانه فرا خواند.
این زن که برای بازگشت به میهن با عشق گام برداشته بود، ترس، ناراحتی و نگرانی نداشت و در چشمانش چیزی جز امید و غیرت و حماسه دیده نمیشد، او از دور بودن از وطن خود احساس ناراحتی میکرد و جملاتی که به زبان میآورد، ساده، اما از عمق احساس بود، او از احساسی گفت که برای همه آشنا است، احساسی از عمق وجود که میگوید «هیچجا خانه خودِ آدم نمیشود».
غلیان غیرت ایرانی در ملتی که همیشه متحد خواهند ماند
او از کسانی که شبها در خیابانها حضور داشتند، تشکر کرد، از کسانی که دلیرانه در کنار هم میایستند تا ایران را سرافراز نگه دارند و این همان روحیهای است که قرنها ملت ایران را سرپا نگه داشته است.
این همان میهندوستی است که در رگهای این ملت جاری است و هیچ فاصلهای، هیچ مرزی و هیچ تهدیدی نمیتواند آن را خاموش کند.
در تاریخ، بارها دیدهایم که ملتها در برابر تهاجم بیگانگان، متحد میشوند، اما آنچه این روزها در ایران میبینیم، فراتر از اتحاد معمول است، این اتحاد بازگشت به ریشهها و بازگشت به هویتی است که در جریان زندگی، گاهی اوقات فراموش میشد، اما امروز غیرت ایرانی در زن و مرد، پیر و جوان و کودک و نوجوان، غلیان دارد و برای سربلندی وطن، همه ایستادهاند.
نظر شما