موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

آهنگ موهای خاکی از رضا صادقی، روایت غمی عمیق از شهدای میناب است که در موزیک ویدئوی آن، مادری برای عروسک دخترش لالایی می‌خواند و کوله‌پشتی‌های خونین، یادگار آخرین روز مدرسه‌ است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ جنایات بشری، لحظاتی هست که دل سنگ را نیز به درد می‌آورد، لحظاتی که در آن، کودکان بی‌گناه، قربانی زورگویی و استکبار جهانی می‌شوند؛ میناب، شهر کوچک جنوب ایران، در یک روز سیاه صحنه جنایتی شد که تاریخ، فراموشش نخواهد کرد.

حمله مستقیم ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی به یک مدرسه، نه تنها ساختمانی را ویران کرد، بلکه رویاها، آینده و امیدها را نیز به خاک سپرد و ۱۶۸ دانش‌آموز، گل‌های نورسته این سرزمین، پرپر شدند و با آن‌ها، بخشی از قلب مادران و پدران ایران، برای همیشه در خاک ماند.

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

مدرسه‌ای که ویران شد

آن روز سیاه، مثل روزهای دیگر آغاز شد و کودکان، با لباس‌های مدرسه و کوله‌پشتی‌هایشان، به مدرسه رفتند بدون اینکه بدانند، این آخرین باری است که پا به آنجا می‌گذارند و از والدین خود خداحافظی می‌کنند.

۱۶۸ کودک که هر کدام آینده‌ای درخشان داشتند، در کلاس‌های درس نشسته بودند، بدون اینکه بدانند بمبی از آسمان راهی به سویشان گشوده است و سپس، همه چیز سیاه شد؛ انفجار، خاک، خون و فریاد و وقتی غبار نشست، چیزی از آن مدرسه نمانده بود جز آوار و پیکر کوچک کودکانی که هنوز، خاطرات دیروزشان، در ذهن والدینشان زنده بود.

آهنگی که از دل غم برخاست

در میان غم و اندوه، رضا صادقی، خواننده محبوب ایران، با تمام وجودش آهنگی خواند که هر کلمه از آن بر قلب ملت ایران فرود می‌آید و یاحا کاشانی، شاعر توانمند ایرانی، با قلم خود اشعاری نوشت که در آن، هر کلمه، اشک مادری است که فرزندش را از دست داده است.

این آهنگ نه یک موسیقی ساده، بلکه نوحه‌ای است برای شهدای میناب، نوحه‌ای که در آن، صدای گریه مادران با نوای موسیقی آمیخته شده و روایت غمی عمیق است که در سینه این سرزمین، جای گرفته است.

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

مادری که برای عروسک لالایی می‌خواند

در موزیک ویدئوی این آهنگ، صحنه‌ای دردناک به تصویر کشیده شده که هر بیننده‌ای را به گریه وا می‌دارد، مادری در اتاق دخترش، تنها مانده است و با چشمانی پر از اشک، برای آن عروسک، لالایی می‌خواند، لالایی که زمانی، برای دخترش می‌خواند، اما اکنون، دیگر کسی نیست که بشنود.

این صحنه، نماد تمام مادرانی است که فرزندانشان را از دست دادند، مادرانی که اکنون تنها با عروسک‌هایشان، همدم شده و با لباس‌های عیدی که برای جگرگوشه‌شان خریده بودند، اما دیگر کسی نیست که بپوشد، تنها مانده‌اند.

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

لباس‌های عیدی که هرگز پوشیده نشد

در آن موزیک ویدئو، صحنه‌ای از لباسی زیبا نمایش داده می‌شود در دستان یک پدر که برای عید خریده شده بود، برای روزهای جشن و شادی، اما اکنون این لباس‌ها منتظر صاحبانشان می‌مانند که دیگر بازنخواهند گشت.

عید، دیگر رنگ شادی نداشت، امسال تولد کودکان، با کدام شادی جشن گرفته شود و چطور می‌توان، سال تحویل را جشن گرفت، وقتی جای جگرگوشه در خانه خالی است یا چطور می‌توان در سفره هفت‌سین شمعی روشن کرد، وقتی پاره تن کنار سفره نیست؟

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

ذوقی که در چشم‌ها بود

ذوقی که در چشم‌های کودکان معصوم ایران موج می‌زد، چیزی است که هیچ والدی آن را فراموش نخواهد کرد، آن نگاه‌های پر از امید و آن لبخندهای زیبا، تنها خاطراتی است که اکنون از پاره تن پدرها و مادرها باقی مانده است.

کوله‌پشتی‌هایی که در آوار پیدا شدند، پر از خون و خاک، یادگار آخرین روز مدرسه بودند، آخرین باری که پدر و مادر، بچه‌هایشان را بغل کردند و بوسیدند و به مدرسه فرستادند بدون اینکه بدانند، این خداحافظی، آخرین خداحافظی است.

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

نفسی که در خاک گم شد

چه دردی است آنجا که پدر و مادر با دست‌های خود، باید فرزندشان را به آغوش خاک بسپارند، چه دردی است آنجا که باید با دستان خود، خاک را روی صورت جگرگوشه‌شان بریزند و این چیزی است که ۱۶۸ خانواده در میناب تجربه کردند.

مادرانی که فرزندشان را در آغوش گرفتند و به خاک سپردند، پدرانی که با چشمان اشک‌آلود، قبر کودکشان را کندند و این جنایتی است که هیچ کلمه‌ای، توان توصیفش را ندارد و آن بلایی است که ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، بر سر ملت ایران آورد.

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

گل‌هایی که پرپر شدند

آن کودکان، گل‌های ایران بودند، گل‌های نورسته‌ای که قرار بود، آینده این سرزمین را بسازند، اما دستان جنایتکار، این گل‌ها را پرپر کرد و با هر گلی که خشکید، امیدی رفت و با هر کودکی که به خاک سپرده شد، رویایی نابود شد.

گل‌های پر پر شده میناب در قلب ملت ایران جوانه زده‌اند و روزی، به درختان تنومندی تبدیل خواهند شد که سایه‌شان نفس را از جنایتکاران می‌گیرد.

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

سفره سال تحویل بر مزار پاره تن

در موزیک ویدئو، صحنه‌ای از سفره هفت‌سین دیده می‌شود که روی محل دفن این شهدا پهن شده است، سفره‌ای که قرار بود، در کنار خانواده پهن شود، اما اکنون، روی خاک قبر کودکان است و این تصویر سال تحویل امسال در میناب بود، سالی که دیگر، شادی معنا ندارد و سالی که تنها، اشک و عزا است.

پیمان انتقام

در میان غم و اندوه، پیامی نیز هست؛ پیامی از امید و انتقام، ملت ایران این جنایت را فراموش نخواهد کرد و خون این کودکان، بر زمین نمانده است، این خون در رگ‌های ملت ایران جاری است و به آتشی برای انتقام تبدیل خواهد شد.

موهای خاکی؛ روایت غمی که در سینه‌ میناب جا ماند

تا ابد به یاد میناب

این آهنگ با این روایت دردناک، تا ابد یادآور جنایتی است که در میناب رخ داد، یادآور کودکانی که پرپر شدند، یادآور مادرانی که فرزند از دست دادند و یادآور پدرانی که امیدشان از دست رفت.

ما فراموش نخواهیم کرد، انتقام خواهیم گرفت و ایران را برای آن کودکان سربلند نگه خواهیم داشت و روزی که پرچم پیروزی در دست رزمندگان ایران باشد، نام شهدای میناب، بر زبان همه جاری خواهد بود.

کد خبر 961538

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.