به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که آسمان ایران، آماج حملات ناجوانمردانه دشمنان قرار گرفته و قلب ملت ایران، در غم از دست دادن عزیزانش میتپد، در میان این همه غم و نگرانی، نور امیدی میدرخشد که دلها را گرم میکند.
این نور، از چشمان نوجوانی میآید که میتوانست در خانه بماند و با دوستانش بازی کند، اما ترجیح داد در میدان امداد حاضر شود و دست یاری به سوی هموطنانش دراز کند و این روایت، درسی از ایثار، فداکاری و عشق به میهن است.
تعطیلات برای نوجوانان بهترین فرصت است برای بازی، استراحت و لذت بردن از زندگی، اما این نوجوان، مثل دیگر همسن و سالهایش نبود. او تصمیم گرفت که تعطیلاتش را به کمک به هموطنانش اختصاص دهد و در کنار پدرش، راهی میدان امداد شد تا به آسیبدیدگان جنگ تحمیلی علیه ایران کمک کند.
وقتی از او پرسیدند که آیا این کار سخت است؟ با صداقت تمام گفت: «اگر بگم سخت نیست، دروغ گفتم.» و این صداقت، زیبایی کار او را دوچندان کرد. او نخواست خود را قهرمان جلوه دهد یا از سختیها نگوید، صادقانه حرف زد، اما در کنار این صداقت، انگیزههای والایی داشت که او را به این میدان کشاند.
روحیه جنگجویانه رزمنده واقعی یک نوجوان
این نوجوان، در توضیح انگیزهاش گفت: «هم حس خوبه، هم کلی ثواب داره، هم به هموطنانم کمک میکنم و هم اینکه مشت محکمی به آمریکا و اسرائیل میزنم.»
این جملات، از دهان نوجوانی بیرون آمد که هنوز به سن زیادی ندارد، اما روحیه جنگجویانه یک رزمنده واقعی را دارد. او میداند که کمک به هموطنان، ثواب الهی دارد و در عین حال، نوعی مقاومت در برابر دشمن است، او با هر دستی که به آسیبدیدهای کمک میکند، در واقع به استکبار جهانی مشت میزند و این نوجوان، مفهوم واقعی مقاومت را درک کرده است.
این نوجوان، یک برادر دارد که دوست دارد با او بازی کند، برادرش از او میخواهد که نرود و با او بازی کند و این، طبیعیترین خواسته یک کودک است، او نمیتواند درک کند که برادرش چرا باید برود و خستگی را به جان بخرد، اما این نوجوان، فداکاری را به خوبی یاد گرفته است.
او میگوید که وقتی به خانه برمیگردد، با وجود خستگی، باز هم با برادرش کمک میکند و سعی میکند در میدان حاضر شود تا به هموطنانش کمک کند و باری از دوش دیگران بردارد و این یعنی فداکاری واقعی.

وقتی قلب سرشار از عشق به میهن باشد، خستگی معنا ندارد
این نوجوان، درس بزرگی به همه داد که فداکاری، محدود به زمان و مکان نیست. وقتی قلبی پر از عشق به میهن و هموطن باشد، خستگی معنا ندارد و کمک کردن، تبدیل به هدف زندگی میشود.
زیباترین و قدرتمندترین جمله این نوجوان، هنگامی بیان شد که درباره دشمن سخن گفت، او با اعتماد به نفس و با روحیهای سرشار از غیرت گفت: «آمریکا کور خونده که ما سر جلوش خم کنیم.»
این جمله، از دهان نوجوانی بیرون آمد که هنوز درس میخواند و بازی میکند، اما روحیه رزمنده یک ایرانی آزاده را دارد. او میداند که آمریکا و اسرائیل، با همه قدرت نظامی و اقتصادی که دارند، نتوانستهاند ملت ایران را به زانو درآورند و او میداند که این ملت، تاریخی پر از مقاومت دارد و هرگز در برابر مستکبران سر خم نکرده است.
آمریکا، آنقدر کور است که فکر میکند با تهدید و بمباران، میتواند ایرانیها را بترساند، اما این نوجوان، به او نشان میدهد که اشتباه میکند و ملت ایران، سرش را بالا نگه داشته و در برابر استکبار ایستاده است.
آنها آینده ایران هستند
آمریکا و اسرائیل فکر میکنند با بمباران و تحریم، میتوانند ملت ایران را تضعیف کنند، اما آنها اشتباه میکنند. آنها نمیدانند که در این سرزمین، نوجوانانی پرورش یافتهاند که از کودکی، مفهوم مقاومت را آموختهاند و آنها نمیدانند که این نوجوانان، فردا، ستونهای این میهن خواهند بود.
این نوجوان، یک نمونه است از هزاران نوجوان ایرانی که در میدان امداد، در میدان جنگ و در میدان زندگی، ایستادهاند. آنها آینده ایران و کسانی هستند که با دستهای کوچکشان، بزرگترین مشتها را به دشمن میزنند، آنها، کسانی هستند که نشان میدهند ملت ایران، هرگز تسلیم نخواهد شد.
نظر شما