به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که صدای انفجار و سوگ عزیزان بر آسمان شهرهای ایران سایه انداخته و جهان بار دیگر شاهد رویارویی جبهه حق و باطل در میدان جنگ است، حقیقت بیش از همیشه خود را در دل واقعیتهای تلخ نشان میدهد و لحظاتی فرا میرسد که پرده از چهره بسیاری از شعارها کنار میرود و آنچه باقی میماند، نه ادعاهای زیبا، بلکه اهداف واقعی جنایتکاران و آثار واقعی تصمیمها و اقدامات قدرتهای جهانی است.
سالها است که در ادبیات سیاسی آمریکای فرصتطلب و دستنشانده او یعنی رژیم منحوس صهیونیستی، واژههایی همچون «آزادی»، «نجات ملتها» و «کمک بشردوستانه» تکرار میشود، اما تاریخ بارها نشان داده است که میان این واژههای زیبا و آنچه در میدان رخ میدهد، فاصلهای عمیق وجود دارد و آنچه به نام کمک و آزادی وعده داده میشود، در عمل به رنج، ناامنی و ویرانی برای مردم تبدیل شده است.
آنچه در ادامه روایت میشود، تنها بخشی از همین واقعیتها است که تلاش میکند از پسِ شعارها عبور کند و تصویری از جنایاتی به تصویر بکشد که در سایه ادبیات سیاسی سیاه این جنایتکاران جا خوش کرده، اما آنچه که در میان همه تلخیها، امید به آیندهای روشن را زنده نگه میدارد، جلوههایی از همدلی و ایستادگی ملت ایران است که مانند نوری در دل تاریکی میدرخشد.

کمکی که رئیس جمهور آمریکا وعده داده بود، رسید!
در سایهسار دلاوریهای پهلوانانه و ایستادگی غیورانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که همچون سدی استوار در برابر طوفان موشکهای دشمن مقاومت میکنند، حقایق تلخی از ماهیت واقعی متجاوزان آشکار میشود.
ائتلاف پلید آمریکا و رژیم صهیونیستی که پیش از این با ادعاهای مضحک، خود را «نجاتبخش» و «آورنده آزادی» برای ملت ایران معرفی میکردند، اکنون با چهرهای خونین و وحشیانه از دروغهای خود پرده برداشتهاند. آنها که وعده داده بودند برای رهایی ایران تلاش میکنند، اکنون با خونریزیهای متعدد معنای واقعی کمک خود را به نمایش گذاشتهاند؛ کمکهایی که بوی باروت و ویرانی میدهد.
کسانی که با هیجان و سادهلوحی، به استقبال این وعدههای دروغین رفتند و گمان میکردند که ناوگانهای جنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای آوردن رفاه به سواحل ایران میآیند، اکنون باید واقعیت را در آینه خاکسترها ببینند.
آنها که فریب شعارهای ایران آزاد را خوردند، امروز باید ببینند که آزادی مورد نظر غرب، چیزی جز ویرانی شهرها و ناامنی نیست؛ برای این آزادیِ ادعایی چه نکردند؟ از تحریمهای ظالمانه اقتصادی که معیشت مردم را هدف گرفته بود تا ترور دانشمندان و اکنون بمباران مناطق مسکونی و تمام اینها بخشی از پکیج کمک غربیها بود.
آنها نشان دادند که دوستدار ملت ایران نیستند، بلکه دشمن قسمخورده استقلال و عزت این مرز و بوماند و هرکس هنوز هم در دل امید به بیگانگان دارد، باید نگاهی به آوارهای برجا مانده از موشکهای آنها بیندازد تا بفهمد که دشمن، حتی یک لحظه هم خیرخواه نبوده و نخواهد بود.
در شرایطی که خون پاک و بیگناز کودکان و زنان این مرز و بوم، توسط موشکهای آمریکایی و صهیونیستی بر زمین ریخته میشود و آسمان ایران از سوگ مادران داغدار تیره و تار گشته است، مشاهده رفتاری ضد انسانی از سمت عدهای اندک که با ارسال فیلم و تأیید این جنایتهای جنگی، عملاً در کنار دشمن قرار گرفتهاند، مایه تأسف و انزجار هر انسان آزادهای است.
این افراد با خوشحالی از شهادت هموطنان خود و ارسال تصاویر برای شبکههای معاند، نه تنها به آرمانهای ملی خیانت میکنند، بلکه اقدام آنها هیچ توجیهی در هیچ فرهنگ و آیینی ندارد و همدستی با قاتلان کودک است و لکهای ننگین که در تاریخ این سرزمین پاک نخواهد شد.

جنگ دشمن با زندگی، عشق و آینده فرزندان ایران است؛ روایت شمع زندگی مشترکی که خاموش شد
در میان ویرانیهای ناشی از حملات موشکی و پهپادی ددمنشانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به مناطق مسکونی ارومیه، صحنههایی از مظلومیت و فاجعه به چشم میخورد که هر انسان آزادهای را به لرزه درمیآورد، اما در دل این خاکستر و آوار، تصویری دردناک و سرشار از عشق الهی توجه همگان را جلب کرد.
کارت عروسی زوج جوانی که تنها شش ماه از آغاز زندگی مشترکشان میگذشت و اکنون به شهادت رسیدهاند، تصویر دردناکی بود که از پیش چشمان هیچکس کنار نخواهد رفت، این کارت عروسی که روی خاکها و تکههای آوار پیدا شده، نمادی عینی از ظلم بیرحمانه دشمن است که حتی به آسمان و رویای جوانان این مرز و بوم نیز رحم نکرد.
این زوج شهید که در آغاز راه زندگی و ساختن آیندهای مشترک بودند، هدف حملات کور و ناجوانمردانه قرار گرفتند و پیدا شدن این کارت در میان آوار، پیامی عمیق دارد؛ پیامی که میگوید دشمن با زندگی، عشق و آینده فرزندان ایران میجنگد.

آزادی به سبک اسرائیل و آمریکا
حتی در دنیای پر از ریا و نفاق سیاست، کم پیش میآید که دروغگویی به این حد از وقاحت، صراحت و بیشرمی برسد؛ مقامات رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا، با چهرهای مملو از رحمت ساختگی و ادعاهای پوچ، مدعی شدند که قصد دارند «کمکهای بشردوستانه» برای مردم ایران بفرستند و در سخیفترین تلاش رسانهای خود، سعی کردند القا کنند که نگران وضعیت انسانی در ایران هستند.
آنها تلاش کردند با نقاب انساندوستی، چهره خونین خود را بپوشانند و خود را نجاتبخش ملتها نشان دهند، اما واقعیت میدانی، چهره زشت و خونین آنها را برملا کرد؛ واقعیتی که در آن کمک آنها نه در بستههای غذایی یا دارو، بلکه در کلاهکهای موشکی و بمبهای هوشمندی بود که بر سر فرزندان این خاک فرود آمدند.
وعده آزاد و کمک، به خون و آتش تبدیل شد و دشمنان ثابت کردند که فرهنگ و تمدن پوشالی آنها، جز جنایت، ترور و نسلکشی، چیزی برای عرضه به بشریت ندارد و اگر تعریف کمک بشردوستانه را در فرهنگ لغت منحوس آمریکا و اسرائیل بخواهیم جستوجو کنیم، باید به لیست بلندبالای و وحشتناک اهداف جنایتکارانه آنها در حملات اخیر نگاهی بیندازیم.
آنها که در مجامع بینالمللی مدعی دفاع از حقوق بشر و امنیت انسانها بودند، مستقیم به جان امنترین اماکن از جمله بیمارستانها، مدارس و ساختمانهای مسکونی افتادند تا نشان دهند که برایشان هیچگونه حریمی قائل نیستند.

وطن، مادر است؛ مادر را تنها نمیگذارند
در روزهایی که گرد و غبار جنگ بر چهره شهرها نشسته و دلها با هر خبر تازه میتپد، تنها یک حقیقت روشنتر از همیشه میدرخشد که وطن مادر همه ما است، مادری که با آغوشی بیمنت، فرزندانش را در هر شرایطی پناه داده و با خاک و آسمانش، قصه نسلهای پیشین را برای آینده حفظ میکند و هیچکس نمیتواند مهر مادری این سرزمین را انکار کند؛ سرزمینی که ریشههای ما را در عمق جانش جای داده و نامش بر شناسنامه قلبها حک شده است.
در چنین لحظاتی، مسئولیت هر یک از ما سنگینتر از همیشه است، چراکه پاسداری از وطن تنها در میدان نبرد خلاصه نمیشود؛ گاهی در لحظههایی ساده، اما سرنوشتساز رقم میخورد، در حفظ همبستگی، در ایستادن کنار یکدیگر، در مراقبت از خانهای که سهم مشترک همه ما است و فرزندان یک مادر، در سختیها شانهبهشانه میایستند تا طوفانها را پشت سر بگذارند.
این خاک، میراث عزیزانی است که برایش ایستادند و آیندهای است که به نسلهای بعد میسپاریم. اگر دلمان برای فردا میتپد، باید امروز در کنار هم بایستیم؛ با قلبهایی که برای وطن میتپد و دستانی که سایه امن برای یکدیگر میسازند.
با همه تلخیها و زخمهایی که جنگ بر پیکر ایران برجای میگذارد، یک حقیقت همواره روشن باقی میماند و تاریخ بارها نشان داده است که قدرت واقعی ایران نه فقط در تجهیزات نظامی، بلکه در روحیه همبستگی و پیوند میان مردم نهفته است.
در میان دود و آتش و خبرهای تلخ، صحنههایی از مهربانی و همراهی مردم ایران شکل گرفت که نشان داد ریشههای همدلی در این سرزمین همچنان زنده و استوار است؛ خانههایی که بیچشمداشت گشوده شدند، دستهایی که برای کمک دراز شد و دلهایی که برای آرامش هموطنان تپید، همه گواه آن است که در سختترین لحظات نیز ایران و ایرانی در کنار هم، برای هم ایستادهاند و آنچه در حافظه تاریخ باقی میماند، ایستادگی مردمی است که در میان بحرانها، ایستادگی و همدلی خود را حفظ کردند و نشان دادند که روح یک ملت را نمیتوان با موشک و آتش در هم شکست.
نظر شما