جنگ رمضان رنگ‌وبوی عاشورا گرفته است

این روزها تاریخ در حال تکرار است؛ یزیدی و حسینی همان هستند، فقط آدم‌هایش تغییر کرده‌اند و حالا جنگ رمضان ایران رنگ‌وبوی عاشورا گرفته است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، این روزها ایران عزیز ما شاهد جنایات ملموس رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکا است.

گویا ایران و شهرهایش را جولانگاه خودم فرض کرده است، اما این روزها و امروز ملت ایران و مردم اصفهان آمده‌اند تا به دشمنان بگویند: «زهی خیال باطل!»

این چندمین هفته است که اصفهانی‌ها در طریق الشهدا همان مسیر همیشگی می‌آیند تا قهرمانان خود را بدرقه کنند.

مردم از کوچک و بزرگ، نظامی، رسانه‌ای، غیر نظامی و خانواده‌ها آماده‌اند و برای تشکیل تصویر و قابی دشمن شکن و در افتخار آماده‌اند و با سلام بر سرور و بزرگ خود، گنبد آهنین ایران زمین آقا امام رضا راهپیمایی و تشییع را آغاز می‌کنیم.

امروز دختران ما با لباس مدرسه به یاد کودکان مظلوم میناب و پسران‌مان با لباس نظامی آمده‌اند به میدان تا پیام صریح خود را به دشمنان برسانند؛ «ما ملت شهادتیم و مقابل ظلم و کودک‌کشان مقاوم می‌ایستیم.»

امروز روضه‌ها مجسم هستند... از خردسالان و کودکان شهید مثل مهرداد مقنی‌پور، شاهین و شاهان ملکی، طاها خودسیانی و بشری دلیری پنج ساله گرفته تا سربازان وطنی همچون حسن خودسیانی و مهدی اصلانی که حالا خانواده آسمانی شده‌اند...

پشت بلندگو راوی از حضور این شب‌های مردم می‌گوید و تجدید پیمان می‌بندد:« تا پیروزی نهایی، وعده ما مردم حضور در میدان است همان‌طور که مقام معظم رهبری گفتند مردم مبعوث شده‌اند تا خط و پرچم انقلاب را ادامه دهند و ما خیابان را خلوت نمی‌کنیم و ایستاده‌ایم تا آخر »

دشمن خناس برای شهید کردن یک پاسدار در محله هفتون بیش از ۲۰ نفر را شهید می‌کند! در خانه اصفهان چهار نوه که برای عید به خانه مادر بزرگ رفته بودند و نه نظامی بودند نه دانشمند را شهید کرد...

وای بر کسی که امروز و در این شرایط پای این پرچم و میهن نایستد... امروز هر حضور ما همچون موشک‌ها و پدافند عمل می‌کند.

حالا امروز و در این تشیع به هفت کودک شهید توسل می‌بندیم؛ کودکانی از جنس نور، جوانانی شاخ شمشاد و قهرمان... 

اینها که می‌گفتند ما با مردم کاری نداریم! پس چه شد! چرا ما هر هفته می‌آییم و کودک و غیر نظامی تشیع می‌کنیم؟! به گمانم از قهرمان و دانشمندان آینده هم می‌ترسند...

شهدا را بر سر دست می‌گیریم و با شعارهای مرگ بر وطن فروش خائن، مرگ بر منافق و شعارهای اصلی خود مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و وارد گلستانی از شهدا می‌شویم.

از چند نفر که عکس در دست دارند میپرسم از کجا آمده‌اید؟ می‌گویند از محله هفتون هستند؛ آمده‌اند تا همسایگان خود را به خانه ابدی‌شان راهی کنند و دیگرانی که نه نسبت فامیلی دارند نه خویشاوندی اما آمده‌اند تا تشکر کنند! از اینکه آنها در میدان بودند تا ما آسایش داشته باشیم.

تابوت دیگری نظرم را جلب می‌کند! شنیده بودم یک شهید مسیحی در میان شهدا است... خودش بود. اینجا بود که با خود گفتم این جنگ با انسانیت و ادیان الهی است نه جمهوری اسلامی! خنده‌دار است که هنوز باید به افرادی بگوییم جنگ با کیست و چه!

نماز را اقامه می‌کنیم و حالا هر شهیدی به طرف خانه ابدی راهی می‌شود؛ از شهیده ۱۲ ساله و شهدای پنج ساله که تابوت‌های کوچک و نصف قد یک آدم بزرگ را دارند تا تابوت‌های سربازان غیور...

هرچه از کودکان شهید بگوییم و جوانان قهرمان و پر پر شده، کم است و باز هم حق مطلب و درد عشق بر دل مانده‌مان ادا نمی‌شود... « یا برگرد یا این دل را برگردان...» 

از باغ گل ایران گل‌ها پرپر شدند اما از هر گلبرگ آنها گل‌های استوارتر با دلی انتقام‌جو و مشتاق پرواز پرورانده شده که تا آخر ایستاده‌اند.

کد خبر 959736

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.