به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از فایننشنال تایمز، تحلیل منتشرشده در فایننشال تایمز نشان میدهد جنگ ایران، با وجود ایجاد نگرانیهای جدی برای بزرگترین واردکننده انرژی جهان یعنی چین، میتواند در عمل به فرصتی برای تقویت موقعیت اقتصادی و دیپلماتیک پکن تبدیل شود. چین طی سالهای گذشته با بهکارگیری سیاستهای بلندمدت در حوزه انرژی و صنعت، خود را برای رویارویی با شوکهای احتمالی از جمله اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی آماده کرده است.
در حال حاضر، چین بخش قابل توجهی از نفت خام و گاز طبیعی مایع مورد نیاز خود را از خاورمیانه وارد میکند، اما در عین حال با ایجاد ذخایر استراتژیک عظیم، وابستگی فوری خود را کاهش داده است. برآوردها نشان میدهد این کشور دارای بزرگترین ذخایر اضطراری نفت در جهان است که به حدود ۱.۳ میلیارد بشکه میرسد؛ عاملی که میتواند در شرایط بحران، نقش ضربهگیر ایفا کند.
با وجود تنشها در منطقه، بعضی مسیرهای صادراتی همچنان برای چین باز ماندهاند و علاوهبر این، بخش قابل توجهی از واردات انرژی این کشور از طریق خطوط لوله از روسیه و ترکمنستان تأمین میشود که وابستگی به مسیرهای دریایی حساس همچون تنگه هرمز را کاهش میده، همچنین ساختار متمرکز حکمرانی در چین به دولت این امکان را میدهد که در شرایط بحرانی، سیاستهای کنترلی بر صادرات، قیمتگذاری و توزیع انرژی اعمال کند.
از سوی دیگر، چین طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در حوزه برق و انرژیهای تجدیدپذیر انجام داده است. سهم برق در مصرف انرژی این کشور بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی است و همین موضوع موجب میشود اقتصاد چین در برابر نوسانات قیمت جهانی نفت تا حدی مقاومتر باشد. توسعه سریع انرژی خورشیدی و بادی نیز موجب شده چین اکنون بخش قابل توجهی از ظرفیت جهانی تولید انرژیهای پاک را در اختیار داشته باشد.
تحلیلگران معتقدند همین ترکیب از تنوع منابع انرژی، ذخایر استراتژیک و توسعه زیرساختهای صنعتی موجب شده تنها بخش کوچکی از مصرف انرژی چین مستقیم در معرض اختلالات ناشی از تحولات تنگه هرمز قرار گیرد. این امر به پکن اجازه میدهد در شرایطی که بسیاری از اقتصادهای وابسته به واردات انرژی تحت فشار قرار میگیرند، ثبات نسبی خود را حفظ کند.
فراتر از حوزه انرژی، جنگ ایران میتواند به تقویت جایگاه چین در زنجیره تأمین جهانی نیز کمک کند. شرکتهای چینی سهم عمدهای در تولید فناوریهای کلیدی انرژیهای پاک همچون باتریها، پنلهای خورشیدی و قطعات خودروهای برقی دارند و در استخراج و فراوری عناصر نادر خاکی که در صنایع پیشرفته استفاده میشوند، نقش مسلطی ایفا میکنند.
افزایش نااطمینانی در بازار انرژی جهانی، سرمایهگذاران را نیز به سمت صنایع سبز چین سوق داده و ارزش بازار شرکتهای بزرگ این حوزه را بهطور قابل توجهی افزایش داده است. این روند نشان میدهد که تغییرات ژئوپلیتیک میتواند به نفع بخشهایی از اقتصاد چین تمام شود که در آینده انرژی جهان نقش کلیدی دارند.
در سطح ژئوپلیتیک، چین میتواند بهعنوان تأمینکننده جایگزین یا «آخرین پناه» برای بعضی کشورها مطرح شود، زیرا هم ذخایر انرژی و هم ظرفیت صنعتی لازم برای تأمین مواد حیاتی را در اختیار دارد. این کشور علاوهبر صادرات فراوردههای نفتی، در حوزه کودهای شیمیایی و برخی مواد صنعتی نیز موقعیت مهمی دارد که میتواند در شرایط بحران بهعنوان ابزار نفوذ مورد استفاده قرار گیرد.
از منظر دیپلماتیک، تداوم جنگ ممکن است به چین فرصت دهد تا نقش خود را بهعنوان یک بازیگر باثباتتر در مقایسه با ایالات متحده برجسته کند و روابط خود با کشورهای در حال توسعه و حتی بعضی اقتصادهای پیشرفته را تقویت کند. همزمان، تلاشهای پکن برای افزایش جایگاه بینالمللی یوان نیز میتواند از تغییر الگوهای پرداخت انرژی و کاهش وابستگی به دلار سود ببرد؛ موضوعی که برخی تحلیلگران آن را آغاز شکلگیری مفهوم «پترودیور» در برابر نظام سنتی برپایه دلار میدانند.
با این حال، فایننشال تایمز تأکید میکند که اقتصاد چین نیز از پیامدهای جنگ مصون نخواهد بود. افزایش هزینهها، محدودیت عرضه و احتمال کاهش تقاضای جهانی در صورت بروز رکود میتواند فشارهایی بر صادرات این کشور وارد کند، همچنین نگرانی کشورها از وابستگی بیش از حد به چین ممکن است در بلندمدت چالشهایی ایجاد کند.
در مجموع، هرچند جنگ ایران تهدیدی جدی برای اقتصاد جهانی و امنیت انرژی محسوب میشود، اما ساختار اقتصادی و استراتژیهای بلندمدت چین موجب شده این کشور نهتنها در برابر این بحران تابآور باشد، بلکه در بعضی حوزهها بتواند از آن بهعنوان فرصتی برای تقویت موقعیت خود در نظم اقتصادی آینده جهان استفاده کند.
نظر شما