به گزارش خبرگزاری ایمنا، در پی حملات رژیم جنایتکار صهیونیستی و آمریکا به اصفهان که نگین فیروزهای ایران را در معرض آزمونی دشوار قرار داد و گزند آن، حتی بر بناهای استوارش نشست، هیئت نمایندگی کمیسیون ملی یونسکو در ایران روز گذشته یکشنبه نهم فروردین سفری اضطراری را به این شهر تاریخی ترتیب داد.
هدف از این عزیمت، نهتنها ارزیابی مادی خسارات، بلکه تدقیق در عمق تأثیرات فرهنگی و تمدنی این رویدادها بر اندام تاریخ این مرز و بوم بود؛ تاریخی که نقوش آن بر دیوارهای این بناها حک شده است.

بازدید از پهنههای تاریخی و شواهد جنایت جنگی
نخستین مقصد هیئت، رکیبخانه (خانه مسعود میرزا قاجار، یادگار دوران تلخ و شیرین ظلالسلطان) بود. در این اقامتگاه تاریخی، شاهد شکافهایی بودیم که بر شیشههای ارسیها و قوارههای چوبین پنجرهها رخنه کرده بود؛ شکافهایی که گویی خطوطی ناخوانا بر چهرهی اصالت این بنا افزودند.
عمارت رکیبخانه اصفهان یادگار به جا مانده از قرن ۱۱ هجری است که در نزدیکی بخش اعظمی از مکانهای تاریخی این شهر قرار دارد. این عمارت همزمان با دوران حکومت شاه عباس اول ساخته شد. با توجه به نام این عمارت و با تکیه بر اسناد موجود از دوران صفویه، به نظر میرسد که در این مکان، بهطور معمول لوازم لازم برای سوارکاری و اسب دوانی نگهداری میشود (رکیب به نگین انگشتر هم میگفتند و از آنجا که کاخ کوچک چهارباغ نخستین کاخ تکمیل و استفاده شده شاه عباس اول بود از اهمیت بنا حکایت دارد.)
جدارههای سنگی و سقفهای استوار بنا، نشانههایی از ترکخوردگی داشت که حکایت از فشارهای ناگواری داشت که بر این پیکر صبور وارد آمده بود. این عارضه، تنها شکستگی در جسم بنا نبود، بلکه وهنی بر روح تاریخ آن تلقی میشد.
سپس، مسیر به سوی دیوانخانه صفوی (که اکنون آینه بخشی از تاریخ تیموری است) گشوده شد. در این تالار که روزگاری مرکز تدبیر و اقتدار بوده، شکافها و گسستهای قابل تأملی در میان ستونهای استوار آن مشاهده شد.
خانه شیخ الاسلام مربوط به دوره صفوی - دوره قاجار واقع در اصفهان است که محل سکونت علامه محقق سبزواری، شیخ الاسلام اصفهان و نوادگان او بوده و در بیستونهم شهریور ۱۳۵۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
حسین فرطوسی دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو، ضمن ثبت این نشانهها، بر ضرورت «احیای» این ستونها تأکید ورزید؛ واژهای که در ظاهر به معنای مرمت است، اما در پس پرده، نویدبخش جانی تازه برای بنایی است که زخمخورده از گذر ایام است.
در گام بعدی، هیئت به کاخ عالیقاپو واقع در میدان تاریخی نقش جهان، عزیمت کرد. در این عمارت که هر نقش و نگارش، روایتی است از نبوغ ایرانی، شاهد رنگباختگی و تخریب بعضی از نگارههای دیواری و نقاشیهای ظریف بودیم. گویی دست تقدیر، قلممو را از دستان هنرمندان ربوده و سایهای شوم بر تابلوی زرین تاریخ انداخته بود. این تخریب، نهتنها لطمهای به زیباییشناسی اثر، که خدشهای بر حافظه بصری این ملت بود.
ثبت ملی این اثر ۱۳۱۰ به شماره ۱۰۴ و سال ساخت آن ۱۰۵۴ قمری و۱۶۳۳ میلادی است. کاخ عالیقاپو در زمان صفویان بر شالوده بنایی که از زمان تیموریان بر جای مانده بود، ساخته شد. عمارت زمان تیموریان، هنگام انتقال پایتخت ایران از قزوین به اصفهان و پیش از تبدیل به کاخ عالیقاپو، بهعنوان محل انجام کارهای دولتی برگزیده شد، اما بهتدریج متحول و سرانجام به امر شاهعباس اول، بین ۹۷۳ تا ۹۷۷ خورشیدی، به کاخ زیبا و جالب عالیقاپو مبدل و بهعنوان مقر و دولتخانه حکومتی سلاطین صفوی معین شد.

سردر مسجد شیخ لطفالله شاهکار معماران بیبدیل عهد صفوی، نیز از گزند این وقایع در امان نمانده بود. جزئیات دقیق این تعرض، نیازمند کندوکاوی عمیقتر است، اما همین که گرد گزند بر این بنای ملکوتی نشسته، خود مایه تأسف و اندوهی عمیق است.

و در نهایت، مسجد امام (ره) که عظمتش گویی بهای سنگینتری را نیز طلب کرده بود. موج حاصل از رویدادها، نهتنها کاشیهای رنگارنگ و دلفریبش را متأثر ساخته بود، بلکه ترکهای مهیب و نگرانکنندهای را در دل محراب آن پدیدار ساخته بود. محراب، قبلهگاه معنوی و اوج تجلی هنر در معماری مساجد است و این شکافها، نهتنها هشدار سازهای، بلکه کنایهای تلخ از گسستهایی است که ممکن است در جوامع رخ دهد.
این سفر، بیش از آنکه گزارشی از سنگ و گچ و کاشی باشد، سفری بود به ژرفای تاریخ و تمدن. بناهای تاریخی اصفهان، نهتنها آجر بر آجر، که روح و جان ملتی را در خود جای دادهاند. آسیب به این پهنههای کهن، بازتابی است از آسیب به هویت ملی؛ گویی تاریخ، زخمی برداشته که التیام آن، نیازمند درکی عمیقتر و همتی بلندتر است. این رویدادها، یادآوری است که میراث، امانتی است گرانبها که پاسداری از آن، وظیفهای است بس خطیر؛ وظیفهای که نیازمند هوشیاری جمعی و عزم ملی است تا سایه گزند، از سر این گنجینههای بشری، دور بماند.
نظر شما