به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از وبسایت KEN KLIPPENSTEIN، «اگر رسانهها را ببینید یا بخوانید، ممکن است فکر کنید که «تهاجم زمینی» به ایران قریبالوقوع است یا برای پیاده شدن در جزیره خارگ، لکهای پنجمایلی که ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را فراوری میکند، یا برای تصرف نوار ساحلی کنار تنگه هرمز.
اما چنین چیزی نه قریبالوقوع است و نه حتی اجتنابناپذیر.
منابع نظامی به من میگویند که پنتاگون هفتههاست آمادگی و توان تفنگداران دریایی را بزرگنمایی کرده و موجی رسانهای به راه انداخته که بخشی از آن ناشی از سادهلوحی، بخشی عملیات فریب برای ترساندن تهران و بخشی هم دستکاری برای راضی کردن دونالد ترامپ است.
سناتور لیندسی گراهام به فاکسنیوز ساندی گفت: «ما دو یگان اعزامی تفنگداران دریایی داریم که به سمت این جزیره [خارگ] حرکت میکنند. ما ایوو جیما را انجام دادیم؛ این را هم میتوانیم.»
ترسناک به نظر میرسد، درست است؟ اما واقعیت چیز دیگری است.
در سیزدهم مارس، تیترها اعلام کردند که «گروه آماده آبیخاکی» یواساس تریپولی با سه کشتی، حامل یگان اعزامی سیویکم تفنگداران دریایی، از ژاپن به خاورمیانه اعزام شده است. در هفته بعد، رسانههای جهان حرکت ۲۲۰۰ تفنگدار را دنبال میکردند که از تنگه مالاکا به سمت اقیانوس هند میرفتند.

در واقع، یکی از آن سه کشتی-یواساس سندیگو- ژاپن را ترک نکرده و هنوز همانجاست. دو کشتی دیگر هم که تنها حدود ۱۵۰۰ نیرو را حمل میکنند، در دیهگو گارسیا، در فاصله حدود ۴۲۶۰ کیلومتری از سواحل ایران، مستقرند.
و آن یگان دوم تفنگداران؟ برخلاف بعضی گزارشها که میگفتند گروه یواساس باکسر در نوزدهم مارس از هاوایی حرکت کرده، این گروه از سندیگو حرکت کرده است. این یگان باید حدود ۲۲۲۰۰ کیلومتر را طی کند تا به منطقه برسد و زودتر از اواسط آوریل هم نمیتواند برسد. منابع نیروی دریایی در سندیگو میگویند حتی برای خود این یگان هم هنوز مشخص نیست که به خلیج فارس میرود یا تنها به اقیانوس آرام منتقل میشود تا جای گروه تریپولی را پر کند.
چندان هم «قریبالوقوع» نیست!
با این حال، رادیو NPR چنین القا میکند که یک تجمع نظامی خطرناک در حال شکلگیری است:
«بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ چترباز ارتش آمریکا از لشکر ۸۲ هوابرد دستور مکتوب برای اعزام به خاورمیانه دریافت کردهاند… این اعزام، همراه با دو یگان تفنگداران دریایی که به سمت خلیج فارس در حرکتاند، میتواند ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ نیروی زمینی آمریکا را در نزدیکی ایران مستقر کند.»
شبکه CBS حتی جلوتر رفت و لشکر ۸۲ هوابرد را بهطور مستقیم به «جنگ با ایران» ربط داد.
این تصور که قرار است برای یک تهاجم زمینی با چتر در منطقه فرود بیاید، مضحک است.
لشکر ۸۲ در اصل یک نیروی پیادهنظام سبک است. این تصور که قرار است برای یک تهاجم زمینی با چتر در منطقه فرود بیاید، مضحک است. حتی در اوج حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ این کار انجام نشد. (این لشکر در ژانویه ۲۰۲۰، پس از ترور قاسم سلیمانی هم بهطور تقریبی همینگونه جابهجا شد.)
این لشکر یک تیپ واکنش سریع دارد که برای اعزام فوری به نقاط مختلف جهان طراحی شده است، اما منابع سنتکام میگویند بخش عمده آن در لوییزیانا در حال آموزش است و گردانی که «در مسیر» توصیف شده، در حال حاضر نقش حفاظت از نیروها را بر عهده خواهد داشت تا زمانی که «آن فرد مشخص» تصمیمی بگیرد.
از سوی دیگر، مرتب از «افزایش» نیروهای آمریکا صحبت میشود، انگار که نیروهای زمینی در خلیج فارس در حال انباشت هستند یا هواپیماها پیدرپی به منطقه سرازیر میشوند، اما واقعیت این است که تمام تقویتهایی که انجام شده، مربوط به پشتیبانی، مهمات و لجستیک است تا یک کارزار بمباران که قرار بود کوتاه باشد، اما اکنون به عملیاتی چند هفتهای تبدیل شده است.
به گفته رسانهها، این تقویت حتی شامل «ناو هواپیمابر سوم» هم میشود. مثلاً یِنتنیوز گزارش داد: «سومین ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه میرود، در حالی که ترامپ از جنگی طولانی با ایران و ضرورت تسلیم سخن میگوید.»
در حالی که ناو سومی که احتمالاً آماده است-یواساس جرج اچ.دبلیو. بوش-در ویرجینیا قرار دارد و در ایام عید پاک حتی مرخصی گستردهای هم برای خدمه در نظر گرفته شده است. شاید این ناو برای جایگزینی ناو فرسوده یواساس آبراهام لینکلن اعزام شود، اما در حال حاضر در منطقه نیست.
حتی ناو دوم هم وضعیت متفاوتی دارد. یواساس جرالد فورد -که گفته میشد از مدیترانه ایران را هدف قرار میدهد- این هفته در بندر سودا بِی در کرت یونان پهلو گرفته، نه برای عملیات رزمی، بلکه بهدلیل آتشسوزی قابلتوجهی که در بخش رختشویخانه کشتی رخ داده است. این حادثه بیش از ۱۰۰ فضای استراحت خدمه را از کار انداخته و صدها ملوان را جابهجا کرده است. این ناو در حال قدرتنمایی علیه ایران نیست؛ در حال تعمیر رختشویخانهاش است!
اگر سرسری نگاه کنید، تهاجم اجتنابناپذیر به نظر میرسد، اما اگر دقیقتر به وضعیت واقعی نیروها نگاه کنید، تصویر متفاوتی میبینید. چگونه ممکن است بهطور تقریبی همه رسانهها، از نیویورکتایمز گرفته تا دیگران، گزارش دهند که سه کشتی با گروه تریپولی از ژاپن حرکت کردهاند، در حالی که تنها دو کشتی حرکت کردهاند؟ پاسخ میتواند ترکیبی از محرمانگی، بیدقتی و حتی مصلحتاندیشی باشد.
با حضور ترامپ، هیچچیز قابل پیشبینی نیست. اما حتی اگر عملیات زمینی علیه جزیره خارگ انجام شود، به احتمال زیاد توسط نیروهای ویژه همچون رنجرهای ارتش، کلاهسبزها و نیروهای ویژه دریایی انجام خواهد شد-نه یک یورش کلاسیک گسترده همچون نرماندی. تصور حمله تفنگداران دریایی به ساحل در حالی که لشکر ۸۲ از آسمان با چتر فرود میآید، بیشتر شبیه خیالپردازی رسانههای تلویزیونی است.
این هیجانزدگی یادآور وحشت رسانهای پس از بازداشت نیکلاس مادورو در ونزوئلا در ژانویه است، زمانی که پوشش اغراقآمیز جابهجاییهای نظامی بسیاری را قانع کرده بود که مداخله نظامی آمریکا ظرف چند ساعت رخ میدهد، اما چنین نشد.
این نگرانی حتی به میان نیروهای فعال نظامی هم رسیده و چند نفر از آنها با من تماس گرفتهاند، نگران از اینکه بهزودی وارد نبرد زمینی شوند.
این وضعیت مرا یاد جنجال رسانهای درباره مینگذاری ایران در تنگه هرمز میاندازد، که چنین القا میکرد کل مسیر مینگذاری شده، اما بعدها مشخص شد یا اصلاً چنین کاری انجام نشده یا تنها تعداد محدودی مین برای ارسال پیام کار گذاشته شده است.
و در واقع، تمام این تحرکات درباره «ارسال پیام» به ایران است. از ابتدای بمباران، هدف این بوده که نشان دهند آمریکا اینبار جدی است، به دشمن امان نخواهد داد و مانند اینها. سپس نوبت به تفنگداران، لشکر ۸۲ هوابرد و ناو سوم رسید، همراه با تهدیدهای تند از سوی ترامپ و هگست.
ترساندن دولت ایران شاید در حیطه اختیارات کاخ سفید است، اما آیا رسانهها هم باید همین کار را با افکار عمومی انجام دهند؟»
نظر شما