به گزارش خبرگزاری ایمنا، یکی از چالشهای اساسی در مسیر پیشبرد اهداف جامعه اسلامی، غرق شدن در سازوکارهای مادی و غفلت از ریشههای غیبی قدرت است. بهطور معمول وقتی با بحرانهای پیچیده یا تصمیمات سرنوشتساز روبهرو میشویم، تمام تمرکز خود را بر تحلیلهای ذهنی، برآوردهای اطلاعاتی و توانمندیهای لجستیکی میگذاریم.
در این میان، توسل و تمسک به هدایت معصومین به حاشیه میرود و گویی تنها برای تسکین دردهای شخصی یا گشایش در امور کوچک زندگی باقی میماند. این جداسازی میان تدبیر اجرایی و پیوند قلبی با ولایت، همان نقطهای است که محاسبات انسانی را به بنبست میکشاند.
مسئله اصلی اینجاست که ما اغلب گمان میکنیم وظیفه خود را بهتر از هر کسی میشناسیم و بر اساس همین شناختِ ناقص، قدم در میدان میگذاریم، اما حقیقت این است که مصلحت واقعی در بسیاری از مواقع از دید ما پنهان است.
خطر بزرگ زمانی رخ میدهد که احساس بینیازی کاذب در لایههای مدیریتی و نخبگانی نفوذ کند؛ یعنی تصور شود که پیشرفت کشور تنها یک معادله ریاضی یا سیاسی است. در حالی که نظام اسلامی هویت خود را از پیوند با عاشورا و انتظار دریافت کرده است. اگر این پیوند در متن فعالیتهای اجتماعی کمرنگ شود، حرکتها به جای آنکه در مسیر مصلحت الهی باشد، تنها واکنشی به اتفاقات پیرامونی خواهد بود.
سقوط در دام شیطان یا انحراف از مسیر حق، نه بهدلیل کمبود امکانات، بلکه ناشی از قطع شدن این اتصالِ حیاتی و قلبی است. راه نجات در این است که هر قدم اجرایی با یک توجه دائم به حضورِ ولیعصر همراه باشد؛ به گونهای که اراده ما فانی در اراده و مصلحتبینی ایشان شود.
در همین راستا مرحوم علامه مصباح یزدی در سخنان خود درباره ضرورت توسل اظهار کرد: چیزی که میتواند ما را از این خطرها حفظ کند، ادامه توسلات به اهلبیت (ع) است. هر قدمی که میخواهیم برداریم، اول یک توجهی به وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج) پیدا کنیم که آقا من میخواهم بروم نوکری شما را بکنم؛ خودتان کمک کنید تا آنکه شما مصلحت میدانید واقع شود.
وی افزوده است: ما یک حرکتی برای انجام وظیفهای میکنیم، اما ما خودمان نمیدانیم مصلحت واقعی چیست. خودمان را به شما میسپاریم؛ دلمان را، ایمانمان را، رفتارمان را. ما سعی میکنیم آن را که میفهمیم وظیفه مان است، عمل کنیم. شما هم دست ما را بگیرید و نگذارید بیفتیم. آنکه بیش از همهچیز برای ما مؤثر است، همین است.
علامه مصباح ادامه داده است: وقتی وارد میدان میشویم، دیگر خودمان اینها را فراموش میکنیم. به مردم میگوییم توسل داشته باشید؛ برای سردردتان، برای مشکلات زندگیتان؛ اما برای مسئله حیاتی کشورمان غافل می شویم از اینکه توسل داشته باشیم. زیارت عاشورا یادتان نرود. اطعامهای برای سیدالشهدا (ع)، زندگی توأم با عشق به اهلبیت (ع) و با شورحسینی یادتان نرود. اینهاست که ضامن بقای نظام ما و پیشرفت و حفظ ما از این است که در دامن شیطان بیفتیم. خدا نیاورد روزی را که دست ما از دامان اهلبیت (ع) و بهویژه دامن سیدالشهدا (ع) کوتاه شود.
به گزارش ایمنا، باید پذیرفت که بقای این مسیر طولانی و پرپیچوخم، نه در گروی ابزارهای مادی، بلکه در گروی پناهندگی مدام به دامن اهلبیت است. اگر عشق به سیدالشهدا و زیارت عاشورا از روحِ فعالیتهای ما حذف شود، نظام از درون تهی خواهد شد.
پیشرفت واقعی و صیانت از آرمانهای ایران اسلامی تنها زمانی رخ میدهد که بدانیم ما تنها کارگزارانی هستیم که باید دل و رفتارمان را به صاحب اصلی بسپاریم. تنها در این صورت است که مصلحتهای واقعی رقم میخورد و کشور از گزند فتنهها و بنبستهای محاسباتی در امان میماند. کوتاه شدن دست از این دامان، آغازِ بیراهروی و دور شدن از حقیقتِ انقلاب است.
نظر شما