زهرا فتورهچی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تحولات اخیر در جنوب غرب آسیا بار دیگر اهمیت امنیت دریایی و نقش آن در اقتصاد جهانی را بهخوبی نشان داده است، در جریان درگیریهای اخیر منطقه، یکی از نخستین بخشهایی که به شدت تحت تأثیر قرار گرفت، صنعت کشتیرانی و تجارت دریایی بود. گزارشهای منتشر شده از بازار بیمه لویدز لندن نشان میدهد که حق بیمههای جنگی برای کشتیها به شکل کمسابقهای افزایش پیدا کرده است.
وی افزود: به گفته آقای دیوید اسمیت، رئیس بخش دریایی شرکت کارگزاری مکگیل و شرکا که در بازار بیمه لویدز لندن فعالیت میکند، از زمان آغاز درگیریهای اخیر، حق بیمه جنگی کشتیها به شدت افزایش پیدا کرده و به رقمی بین ۳.۵ تا ۷.۵ درصد از ارزش یک کشتی رسیده است. این در حالی است که تنها یک هفته پیش از آن، این رقم بین ۱ تا ۱.۵ درصد بود و پیش از آغاز جنگ نیز حدود ۰.۲۵ درصد ارزش کشتی برآورد میشد. این ارقام بهخوبی نشان میدهد که چگونه یک بحران امنیتی میتواند در مدت کوتاهی هزینههای تجارت جهانی را افزایش دهد.
کارشناس اقتصادی گفت: با این حال نکته جالبی که فعالان صنعت کشتیرانی به آن اشاره میکنند این است که مسئله تنها افزایش هزینه بیمه نیست. در بسیاری از موارد حتی اگر هزینهها پرداخت شود، باز هم شرکتهای کشتیرانی برای ورود به مناطق پرخطر تردید دارند. دیوید اسمیت از مفهومی با عنوان «عامل ترس» یاد میکند؛ عاملی که گاهی از هر هزینه مالی قدرتمندتر است. در واقع بعضی مسیرها به حدی خطرناک میشوند که حتی با پرداخت پول هم نمیتوان امنیت عبور را خرید.
فتورهچی بیان کرد: برای درک بهتر شرایط، میتوان به تجربه شرکت کشتیرانی آلمانی هاپاگ-لوید اشاره کرد. سیلکه لهمکوستر، کاپیتان سابق کشتی کانتینری و مدیرعامل ناوگان این شرکت، وضعیت شش کشتی و حدود ۱۵۰ خدمه این شرکت را که در خلیج فارس فعالیت میکنند، تشریح کرده است. به گفته او، دریانوردان گزارش دادهاند که پهپادهایی را مشاهده کردهاند که با سرعت از کنار کشتیها عبور میکنند. در برخی موارد نیز انفجارهایی در اطراف رخ داده و دود زیادی در منطقه دیده شده است. حتی در روزهای اخیر یکی از کشتیهای باری این شرکت مورد اصابت ترکش قرار گرفت که موجب ایجاد آتشسوزی کوچکی در کشتی شد که خدمه توانستند بدون آسیب جانی این آتش را مهار کنند.
وی ادامه داد: این شرایط نشان میدهد که ناامنی در مسیرهای دریایی تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه میتواند بهطورمستقیم بر تجارت جهانی تأثیر بگذارد. به همین دلیل سازمان تجارت جهانی نیز نسبت به پیامدهای اقتصادی این درگیریها هشدار داده است. بر اساس پیشبینی این سازمان، اگر تنشهای جنوبغرب آسیا ادامه پیدا کند و قیمت نفت بالا باقی بماند، ممکن است تا حدود ۰.۵ درصد از رشد پیشبینیشده تجارت کالا در سال ۲۰۲۶ کاسته شود. در حال حاضر رشد تجارت کالا در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۹ درصد برآورد شده است.
کارشناس اقتصادی تاکید کرد: البته در گزارش سازمان تجارت جهانی به یک نکته دیگر نیز اشاره شده است؛ اگر تجارت کالاهای مرتبط با فناوریهای نوین و بهویژه هوش مصنوعی همچنان با قدرتی مشابه سال ۲۰۲۵ ادامه پیدا کند، ممکن است این بخش بتواند حدود ۰.۵ درصد به رشد تجارت جهانی اضافه کند، بنابراین هنوز مشخص نیست که در نهایت کدام عامل در طول سال غالب خواهد بود.
فتورهچی گفت: از سوی دیگر، تأثیر درگیریهای منطقهای تنها محدود به تجارت کالا نیست، پیشبینیها نشان میدهد تجارت خدمات نیز میتواند به شدت تحت تأثیر قرار گیرد، سازمان تجارت جهانی اعلام کرده است که بهدلیل خطرات نزولی قابل توجه در حوزه حملونقل و سفرهای بینالمللی، ممکن است حدود ۰.۷ درصد از رشد تجارت خدمات در سال ۲۰۲۶ کاهش پیدا کند.
وی گفت: در چنین شرایطی یک پرسش مهم در فضای اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه مطرح میشود، چرا ایران نباید از موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز و سایر کریدورهای ترانزیتی درآمد کسب کند؟
کارشناس اقتصادی تاکید کرد: در واقع در بسیاری از نقاط جهان، کشورها از کریدورهای آبی، زمینی و هوایی خود بهعنوان یک منبع درآمد و ابزار قدرت اقتصادی استفاده میکنند، برای نمونه کانال پاناما در سال ۲۰۲۵ بیش از ۵ میلیارد دلار درآمد داشته که بخش عمده آن از محل عوارض عبور کشتیها بوده است، مصر نیز از کانال سوئز حدود ۷.۵ میلیارد دلار درآمد کسب کرده است، حتی در شرایطی که تحولات منطقهای فشارهایی بر این مسیر وارد کرده بود.
فتوره تصریح کرد: ترکیه از تنگههای بسفر و داردانل درآمد قابل توجهی به دست میآورد و از سال ۲۰۲۲ نیز سیاست افزایش تدریجی عوارض عبور از این تنگهها را در پیش گرفته است. این نشان میدهد که استفاده اقتصادی از موقعیت جغرافیایی یک رویه رایج در نظام اقتصادی جهانی است.
وی بیان کرد: وقتی به تجربه سایر کشورها نگاه میکنیم، میبینیم که همه کشورها تلاش میکنند از کریدورهای آبی، جادهای و هوایی خود برای تقویت اقتصاد ملی بهره بگیرند. در چنین شرایطی منطقی نیست که ایران بهصرف نظارهگر عبور این مسیرهای حیاتی باشد، در حالی که سالها هزینههای ژئوپلیتیکی موقعیت جغرافیایی خود را پرداخت کرده است.
به نظر میرسد که معادلات منطقه پس از این تحولات و جنگها نیازمند بازنگری است. ایران میتواند با بهکارگیری یک نگاه راهبردی، به سمت تقویت اقتصاد کریدوری حرکت کند، اقتصادی که در آن موقعیت جغرافیایی کشور به یک مزیت رقابتی و منبع درآمد پایدار تبدیل شود.
اگر به تاریخ نیز نگاه کنیم، در دورههایی همچون عصر صفویان ایران توانست از موقعیت جغرافیایی خود در مسیرهای تجاری بهره ببرد و نقش مهمی در شبکه تجارت منطقهای ایفا کند. امروز نیز با برنامهریزی دقیق و سیاستگذاری اقتصادی هوشمندانه میتوان از ظرفیت کریدورهای ترانزیتی، بندرها، مسیرهای ریلی و دریایی برای شکوفایی اقتصاد ایران استفاده کرد. در نهایت باید بپذیریم که جغرافیا تنها یک واقعیت طبیعی نیست، بلکه یک سرمایه اقتصادی و راهبردی است. اگر این سرمایه با نگاه اقتصادی و مدیریت صحیح همراه شود، میتواند یکی از مهمترین پایههای توسعه و قدرت اقتصادی کشور باشد.
نظر شما