به گزارش خبرگزاری ایمنا، در پرونده سیاه جنایتهای رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکاییاش، شاید هیچ صفحهای به تلخی و سیاهی حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب نباشد؛ جایی که بمبهای اهریمنی آنها بر سر کودکان بیگناه فرود آمد.
در میان ویرانهها و خاکستر این فاجعه، تصاویری ثبت شد که فراتر از هر غم و اندوهی، روح انسان را میلرزاند و عمق فاجعه را به نمایش میگذارد و تصویری که عرفان کوچاری، عکاس خبری، از والدین شهیدان «حانیه» و «سبحان» ثبت کرد، روایتی است از عشقی که مرز ندارد؛ داستانی که در آن، سنگ قبر سرد، جایگزین گرمای وجود فرزندان شده و پدر و مادر، در دل شب، با نجواهای خاموش، با فرزندان خفتهشان وداع میکنند.
وقتی سنگ قبرها جای تخت فرزندان را میگیرد
میناب این روزها میزبان صحنههایی است که حتی سنگدلترین آدمها را به اشک درمیآورد و پس از آنکه پیکر مطهر دانشآموزان شهید در خاک خفته شد، شهر در سوگواری فرو رفت و آسمان و زمین یکی شدند، اما در میان این همه ناله و زاری، عرفان کوچاری لحظهای را به تصویر کشید که شاید تلخترین سکانس این تراژدی باشد، لحظهای که پدر و مادر دو شهید، حانیه و سبحان، بر سر مزار فرزندانشان حاضر میشوند.
در این ویدیوی تکاندهنده، مرز میان زندگی و مرگ باریکتر از همیشه میشود، پدر و مادری که تا دیروز، شبها را با بوسه بر پیشانی فرزندان و نوازش به صبح میرساندند، اکنون باید با سنگ قبرهای سرد و بیجان صحبت کنند.
نجواهای شبانهای که به خاک گفته میشود
آنها با همان مهربانی و عشق همیشگی، سنگ قبر را میبوسند، گویی که هنوز گرمای وجود فرزندانشان را در آن حس میکنند، آنها نجواهای شبانهشان را با خاک میگویند و با فرزندانشان خداحافظی میکنند، خداحافظیای که هیچ پدری نباید ببیند و هیچ مادری نباید تجربه کند.
عرفان کوچاری، عکاس این صحنه، با انتشار این ویدیو نوشت: «به قطعیت میگویم این نجواهای شبانه و این ناز و نوازشها و بوسههای قبل از خوابِ پدر و مادر، حانیه و سبحان سختترین لحظات من در میناب بود…».
این تصویر، پاسخی محکم به دشمنان است که فکر میکنند با کشتن کودکان، میتوانند اراده ملت ایران را بشکنند، اما آنها نمیدانند که در فرهنگ ایران، شهادت پایان نیست، بلکه آغازی برای جاودانگی است.
داغ فرزند؛ دردی که فقط خدا آن را میداند
این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که دلتنگی مادران و پدرانی که باید شبها را به جای آغوش فرزند، در آغوش خاک سپری کنند، دردی است که تنها خداوند میداند و درمان آن جز عدالت و انتقام سخت، چارهای ندارد.
حانیه و سبحان و سایر شهدای میناب، اکنون در بهشت، در کنار بهترینها هستند، اما برای ما که ماندهایم، وظیفهای سنگین بر دوشمان نهاده شده است، وظیفهای که همان تداوم راه آنها و پاسداری از خون پاکشان است.
دشمنان باید بدانند که با شهادت کودکان ما، نه تنها ترسی در دل ما ایجاد نمیکنند، بلکه خشم و انزجار ما را صدچندان میکنند و این نجواهای شبانه در میناب، تاریخ انقضای رژیم صهیونیستی را زودتر به پایان میرساند و نشان میدهد که ملت ایران، هرگز خون فرزندانش را فراموش نخواهد کرد.
نظر شما