به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، بحرانهای نظامی بیشتر با تخریب گسترده زیرساختها، بناهای مسکونی و تاریخی و از بین رفتن بافت شهری همراه است. فرایند رویارویی با این ویرانی که شامل تخریب، بازسازی و احیای شهری میشود، یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال حیاتیترین جنبههای شهرسازی در شرایط پس از بحران است. این فرایند نهتنها به معنای بازگرداندن کالبد فیزیکی شهر، بلکه شامل ترمیم روح اجتماعی، اقتصادی و هویتی آن نیز میشود.
مرحله تخریب: مدیریت بقایای جنگ و ارزیابی خسارت
پس از پایان درگیریهای مستقیم، نخستین و حساسترین گام، رویارویی با ابعاد ویرانی و ورود به مرحله مدیریت بقایاست. این فرایند تخصصی شامل چندین بخش کلیدی میشود. در ابتدا، «ارزیابی جامع خسارت» امری ضروری است. این ارزیابی شامل شناسایی دقیق ساختمانهای غیرقابل استفاده، تعیین مناطقی که نیاز به پاکسازی دارند (از جمله مینها، مهمات عمل نکرده یا مواد خطرناک) و ارزیابی وضعیت زیرساختهای حیاتی همچون آب، برق، گاز، فاضلاب، ارتباطات و حملونقل میشود. ابزارهای پیشرفتهای ازجمله نقشهبرداری هوایی، استفاده از پهپادها و سنجش از دور، نقش حیاتی در این مرحله ایفا میکنند.
بهدنبال ارزیابی، «پاکسازی و ایمنسازی مناطق» آغاز میشود. پیش از هرگونه اقدام برای بازسازی، لازم است مناطق وسیع از بقایای انفجاری و مواد خطرناک پاکسازی شوند. این فرایند بهدلیل زمانبر بودن، هزینهبر بودن و خطرات بالقوه، نیازمند نیروهای نظامی و فنی متخصص است. «مدیریت آوار» یکی دیگر از چالشهای بزرگ در این مرحله محسوب میشود. حجم عظیم آوار ناشی از تخریب، نیازمند رویکردهای مدیریت پسماند است. بازیافت مصالح ساختمانی همچون بتن و فلزات برای استفاده مجدد در فرایند بازسازی و دفع ایمن باقیمانده آوار، بخش مهمی از این مرحله را تشکیل میدهد. تجربههایی همچون شهر کوبانی در سوریه پس از آزادسازی از داعش، نشاندهنده چالشهای سالها بازیافت و پاکسازی کوهی از آوار است.
در نهایت «اسکان اضطراری» اولویت اصلی را به خود اختصاص میدهد. تأمین سرپناه موقت برای آوارگانی که خانههای خود را از دست دادهاند، از طریق ایجاد کمپهای پناهندگان، استفاده از ساختمانهای نیمهویران که قابلیت سکونت موقت دارند یا تأمین کانکس و سرپناههای پیشساخته صورت میگیرد.

مرحله بازسازی: بازگرداندن کالبد شهر
پس از مراحل پاکسازی و ارزیابی، مرحله بازسازی آغاز میشود که طولانیترین و پرهزینهترین بخش فرایند پس از درگیری است. این مرحله را میتوان بر اساس رویکردهای مختلفی دستهبندی کرد. یکی از رویکردها، بازسازی در محل با هدف بازگرداندن شهر به شکلی تا حد امکان نزدیک به وضعیت اولیه آن است. در این روش، ساختمانهای تخریبشده، در صورتی که اسکلت اصلی آنها باقی مانده باشد، بازسازی میشوند یا طرحهای جدیدی با رعایت همان خطوط و ابعاد قبلی اجرا میشود. این رویکرد بر حفظ هویت و بافت تاریخی شهر تأکید دارد. نمونه موفق این رویکرد، بازسازی مرکز تاریخی ورشو پس از جنگ جهانی دوم است که بهدلیل تلاش عظیم و موفقیتآمیز در این زمینه، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت.
در مقابل، بازسازی با طرح جدید (New Master Planning) زمانی اتفاق میافتد که میزان تخریب بهحدی گسترده باشد که بازسازی در محل، دیگر امکانپذیر یا مطلوب نباشد. در چنین شرایطی برنامهریزان شهری طرحی نوین برای شهر تدوین میکنند. این طرح میتواند شامل تغییر کاربری زمینها، اصلاح هندسه خیابانها، ایجاد فضاهای سبز نوین و طراحی ساختمانهای مدرن باشد. روتردام پس از جنگ جهانی دوم، مثالی برجسته از این رویکرد است؛ شهری که میتوان گفت بهطور کامل ویران و طرح جدیدی بر اساس اصول مدرنیستی و عملکردگرایی برای آن اجرا شد.
رویکرد دیگر، «بازسازی هدفمند و پایدار» محسوب میشود که در دهههای اخیر اهمیت پیدا کرده است. این مفهوم فراتر از جایگزینی بناهای تخریبشده، فرصتی برای ساختن شهری بهتر، مقاومتر و پایدارتر فراهم میآورد و شامل مقاومسازی در برابر بلایای آینده (همچون زلزله و سیل)، بهینهسازی مصرف انرژی و استفاده از منابع تجدیدپذیر و طراحی شهری انعطافپذیر (Resilient Urban Design) برای سازگاری با تغییرات اقلیمی، اجتماعی و اقتصادی است. در نهایت، نباید از «توجه به جنبههای اجتماعی» غافل شد. بازسازی نباید تنها ماهیت فیزیکی داشته باشد؛ ایجاد فضاهای عمومی، احیای خدمات اجتماعی و حمایت از فعالیتهای اقتصادی محلی، بخشهای حیاتی بازسازی اجتماعی را تشکیل میدهند.

مرحله احیای شهری: بازگرداندن روح و زندگی به شهر
مرحله احیا، فراتر از بازسازی فیزیکی، بهمعنای بازگرداندن زندگی، فعالیت، هویت و امید به شهر است و طولانیترین و دشوارترین بخش فرایند بازسازی پس از بحران بهشمار میرود. این مرحله ابعاد گوناگونی را در بر میگیرد. در وهله نخست، «بازگرداندن خدمات و زیرساختهای حیاتی» از اهمیت بالایی برخوردار است. اطمینان از دسترسی پایدار به آب آشامیدنی سالم، برق، گاز، خدمات درمانی، آموزشی و ارتباطات،که ستون فقرات جامعه شهری را تشکیل میدهند، امری ضروری است. به موازات آن، «تحریک اقتصادی و ایجاد اشتغال» کلید احیای اقتصادی شهر است. این کار از طریق بازسازی اقتصاد محلی، حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط، جذب سرمایهگذاری و ایجاد فرصتهای شغلی برای ساکنان محقق میشود. شهرهایی که توانستهاند اقتصاد خود را پس از جنگ بازسازی کنند، روند بازگشت به حالت عادی را با سرعت بیشتری طی میکنند.
«ترمیم سرمایه اجتماعی» که شامل اعتماد، همبستگی و مشارکت مدنی است و در دوران بحران آسیب میبیند نیز بخش مهمی از احیای شهری است. این کار از طریق ایجاد فضاهای عمومی برای تعامل، حمایت از سازمانهای مردمنهاد و تقویت حس تعلق به جامعه صورت میگیرد. «حفظ و بازآفرینی هویت فرهنگی و تاریخی» نیز همانطور که در مورد برلین مشاهده شد، از طریق حفظ بقایای جنگ، بناهای تاریخی و روایت تاریخ شهر، به تقویت هویت آن کمک میکند. احیای شهری همچنین شامل بازگرداندن یا ایجاد فضاهای فرهنگی، هنری و تفریحی است که به شهر روح میبخشند.
«مدیریت مهاجرت و بازگشت آوارگان» چالش دیگری است که پس از پایان جنگ بروز میکند. بسیاری از آوارگان تمایل به بازگشت به شهرهای خود دارند و برنامهریزی برای بازگشت سازمانیافته، تأمین مسکن و ادغام مجدد این افراد در جامعه، بخش حیاتی از احیای شهری محسوب میشود. کشور بوسنی و هرزگوین پس از جنگ بوسنی، با چالش بزرگی در زمینهٔ بازگشت آوارگان و بازسازی جوامع چندقومیتی روبهرو بود. در نهایت، «تابآوری بلندمدت» هدف احیای شهری است. به این معنا که شهر نهتنها به وضعیت قبل از بحران بازگردد، بلکه در برابر بحرانهای آینده مقاومتر شود. این کار شامل آموزش شهروندان، ایجاد سیستمهای هشدار اولیه و تدوین برنامهریزی برای سناریوهای اضطراری است.

ورشو لهستان؛ بازسازی یک پایتخت از خاکستر
ورشو، پایتخت لهستان، یکی از دراماتیکترین نمونههای بازسازی شهری پس از جنگ در قرن بیستم بهشمار میرود. این شهر در طول جنگ جهانی دوم بهویژه در جریان قیام ورشو در سال ۱۹۴۴، بهشدت تخریب شد، بهطوری که تخمین زده میشود بیش از ۸۵ درصد از ساختمانهای آن ویران و مرکز تاریخیاش به تلی از خاکستر تبدیل شد. پس از جنگ، لهستان با چالش عظیمی برای بازسازی پایتخت خود روبهرو بود که در سه مرحله کلیدی تخریب و ارزیابی خسارت، بازسازی و احیا و توسعه پایدار صورت پذیرفت.
در مرحله «تخریب و ارزیابی خسارت»، ورشو نهتنها در جریان نبردهای مستقیم، بلکه بهواسطه دستورهای هدفمند برای نابودی پس از قیام، مورد حملات وحشیانه قرار گرفت. بسیاری از ساختمانهای تاریخی، از جمله کاخ سلطنتی، ساختمانهای دولتی، موزهها و آثار باستانی، بهعمد تخریب شدند یا به شدت آسیب دیدند. شهر به ویرانهای تبدیل شده بود؛ زیرساختها نابود شده بودند، جمعیت بهشدت کاهش یافته بود و بازماندگان در شرایط بسیار دشواری زندگی میکردند. نخستین گامها شامل پاکسازی آوار، تلاش برای یافتن بازماندگان و تأمین سرپناه اولیه و نیازهای ضروری برای جمعیت پراکنده بود.
مرحله «بازسازی» آن با تصمیم جسورانه و بحثبرانگیز بازسازی مرکز تاریخی ورشو از جمله شهر قدیمی (Stare Miasto) و میدان بازار به شکوه سابقش همراه شد. این تصمیم که در تضاد با رویکردهای رایج آن زمان درباره تمرکز بر ساختارهای مدرن بود، با دقت فراوان توسط تیمهای معماری و مهندسی لهستانی، بر اساس نقشهها، تصاویر و خاطرات بازماندگان، اجرایی شد. این فرایند تنها به بازسازی فیزیکی بناها محدود نشد، بلکه تلاش شد تا سبک معماری، جزئیات تزئینی و حس و حال فضاهای تاریخی نیز حفظ شود. در کنار حفظ تاریخ، بخشهای دیگر شهر با رویکردی مدرنتر توسعه پیدا کردند و طرح جامع شهرسازی ورشو در سال ۱۹۵۰ نقشی کلیدی ایفا کرد. تأمین مالی و نیروی کار این پروژه عظیم، یک تلاش ملی بود؛ میلیونها شهروند لهستانی در فرایند پاکسازی آوار و بازسازی مشارکت کردند که این کار به ایجاد حس مالکیت جمعی و هویت ملی کمک کرد. بازسازی شهر قدیمی ورشو فراتر از یک پروژه ساختمانی، نمادی از مقاومت ملت لهستان، اراده آنها برای بازیابی هویت فرهنگی و تاریخی خود، و رد کردن نابودگری بود.

شهر قدیمی ورشو که بازسازی شده بود، امروزه نهتنها مرکز تاریخی و فرهنگی شهر، بلکه به جاذبهای گردشگری مهم و مکانی زنده برای ساکنان تبدیل شده است، بنابراین این شهر در مرحله «احیا و توسعه پایدار» موفق بود. این بازسازی موفق، ورشو را بهعنوان یکی از معدود نمونههای بازسازی تاریخی در مقیاس بزرگ در جهان معرفی کرده است. با وجود موفقیت چشمگیر، چالشهایی همچون حفظ تعادل بین گردشگری انبوه و اصالت، مدیریت ترافیک در مناطق تاریخی و توسعه پایدار همچنان باقی است. ورشو بهطور فزایندهای از فضاهای شهری خود بهعنوان ابزاری برای یادآوری تاریخ و درس گرفتن از آن استفاده میکند (شهرسازی حافظه) و امروزه بهعنوان یک کلانشهر مدرن، بهدنبال افزایش تابآوری خود در برابر چالشهای معاصر از جمله تغییرات اقلیمی و بحرانهای احتمالی آینده است.
مطالعه موردی ورشو نشان میدهد که بازسازی شهری پس از تخریب گسترده، فرایندی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. تصمیم جسورانه برای بازسازی مرکز تاریخی، به این شهر اجازه داد تا نهتنها از خاکستر خود برخیزد، بلکه هویت و خاطره جمعی خود را بازیابد و به نمادی از اراده و مقاومت تبدیل شود. این بازسازی که با مشارکت گسترده مردمی همراه بود، درسهای ارزشمندی در مورد اهمیت حفظ میراث فرهنگی، قدرت ارادهجمعی و امکانپذیری احیای یک شهر حتی پس از ویرانی کامل ارائه میدهد و جنبههای مختلف تخریب، بازسازی و احیای شهری را به شکلی ملموس و در مقیاسی عظیم به تصویر میکشد.
گزارش از: مریم زمانی خبرنگار خبرگزاری ایمنا
نظر شما