به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگها همواره تنها در میدان نبرد رقم نمیخورند؛ بخش بزرگی از پیامدهای آنها در اقتصاد، سیاست و زیرساختهای جهانی نمایان میشود. درگیری هفدهروزه میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبود. اگرچه ابعاد نظامی این تقابل مورد توجه رسانهها قرار گرفت، اما بررسی هزینهها و تبعات اقتصادی آن نشان میدهد که جنگ کوتاهمدت نیز میتواند اثرات عمیق و گستردهای بر اقتصاد کشورها، بازار انرژی و حتی زندگی روزمره مردم در نقاط مختلف جهان داشته باشد.
نبردی پرهزینه در آسمان خاورمیانه
یکی از نمادهای هزینههای سنگین جنگ مدرن، سامانههای دفاعی و موشکی است. گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد در یکی از حملات، یک موشک ایرانی توانسته است از سد چندین موشک رهگیر عبور کند. طبق این روایت، برای مقابله با این موشک از چهار موشک پدافندی پاتریوت استفاده شده است و هر موشک پاتریوت حدود ۴ میلیون دلار قیمت دارد، بنابراین تنها برای رهگیری یک هدف، حدود ۱۶ میلیون دلار هزینه صرف شده است. در صورتی که موشک مهاجم با موفقیت به هدف اصابت کرده باشد، این موضوع نشاندهنده چالش بزرگ اقتصادی در جنگهای مدرن است: استفاده از سامانههای دفاعی بسیار گرانقیمت برای مقابله با تهدیدهایی که ممکن است هزینه تولید آنها به مراتب کمتر باشد.
این مسئله سالهاست در تحلیلهای نظامی مطرح میشود؛ یعنی توازن نداشتن هزینه بین حمله و دفاع. در چنین شرایطی، حتی یک درگیری محدود میتواند هزینههای بسیار سنگینی برای طرفی که سامانههای دفاعی پیشرفته را به کار میگیرد ایجاد کند.

و شکست الگوی تغییر رژیم
در فضای سیاسی آمریکا نیز این جنگ بحثهای زیادی را برانگیخت. جیم مکگاورن، نماینده کنگره آمریکا در اظهاراتی اشاره کرد که ایالات متحده میلیاردها دلار برای سیاستهای مداخلهگرانه در کشورهای مختلف هزینه کرده است و او با اشاره به تجربههای گذشته از جمله ویتنام، عراق، ونزوئلا و ایران تاکید کرد که سیاست (تغییر رژیم) در بسیاری از موارد به نتایج مورد انتظار نرسیده است. به گفته او، میلیاردها دلار هزینه شده تا ساختارهای سیاسی در برخی کشورها تغییر کند، اما در نهایت نتایج آن اغلب پایدار نبوده است.
این نوع نگاه نشاندهنده شکاف رو به افزایش در داخل آمریکا درباره هزینههای مداخلات خارجی است. بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران معتقدند که جنگهای طولانی و پرهزینه نهتنها اهداف ژئوپلیتیک را تامین نکردهاند، بلکه فشار قابل توجهی بر بودجه عمومی آمریکا وارد کردهاند.
هزینه تجهیزات نظامی از پهپاد تا هواپیمای سوخترسان
یکی دیگر از بخشهای مهم هزینههای جنگ مربوط به تجهیزات نظامی است. سقوط یا از دست رفتن یک هواپیمای سوخترسان KC-135 نمونهای از این هزینهها محسوب میشود. ارزش تقریبی این هواپیما حدود ۶۵ میلیون دلار برآورد میشود و برای درک بهتر این رقم میتوان آن را با هزینه بعضی تجهیزات دیگر مقایسه کرد. بهعنوان نمونه، با چنین مبلغی میتوان بیش از دو هزار پهپاد تهاجمی شاهد ۱۳۶ تولید کرد. این مقایسه نشان میدهد که در جنگهای مدرن، تجهیزات سنگین و پیشرفته چقدر پرهزینه هستند و از دست رفتن حتی یک واحد از آنها میتواند خسارت مالی بزرگی ایجاد کند.
از سوی دیگر، همین مسئله موجب شده است که بسیاری از کشورها به سمت استفاده گستردهتر از پهپادها حرکت کنند، زیرا هزینه تولید و بهکارگیری آنها نسبت به بسیاری از تجهیزات سنتی نظامی بسیار کمتر است.
ورود پهپادهای رهگیر هوشمند به میدان
در روز پانزدهم جنگ، گزارشهایی منتشر شد برپایه اینکه ایالات متحده حدود ۱۰ هزار پهپاد رهگیر مجهز به هوش مصنوعی را به منطقه خاورمیانه منتقل کرده است، این پهپادها که پیشتر در جنگ اوکراین نیز استفاده شده بودند، از نوع Merops معرفی شدهاند و قیمت هر یک از این پهپادها حدود ۱۴ تا ۱۵ هزار دلار برآورد میشود. در مقایسه با موشکهای زمین به هوا که ممکن است میلیونها دلار قیمت داشته باشند، این پهپادها گزینهای بسیار ارزانتر محسوب میشوند.
با این حال، حتی در این مقیاس نیز هزینه کلی قابل توجه است. اگر میانگین قیمت هر پهپاد را ۱۵ هزار دلار در نظر بگیریم، ارسال ۱۰ هزار واحد از آنها به معنای صرف حدود ۱۵۰ میلیون دلار تنها برای این سامانه خاص است. این رقم نشان میدهد که حتی تجهیزات (ارزانتر) در جنگهای مدرن میتوانند در مقیاس بزرگ هزینههای قابل توجهی ایجاد کنند.

تاثیر جنگ بر بازار انرژی جهانی
یکی از مهمترین پیامدهای درگیری در خلیج فارس، تاثیر آن بر بازار انرژی است. این منطقه یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان به شمار میرود و هرگونه تنش نظامی در آن میتواند به سرعت قیمتها را در بازار جهانی تحت تاثیر قرار دهد و تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. بخش قابل توجهی از صادرات نفت کشورهای منطقه از این مسیر عبور میکند. در صورت اختلال در این مسیر، بازار جهانی نفت با شوک بزرگی روبهرو خواهد شد وافزایش قیمت نفت در چنین شرایطی نهتنها کشورهای مصرفکننده را تحت فشار قرار میدهد، بلکه بهطور مستقیم بر قیمت سوخت، حملونقل، تولید کالاها و در نهایت هزینه زندگی مردم تاثیر میگذارد.
در کنار ایران، کشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس نیز پایانههای نفتی بسیار مهمی دارند که نقش حیاتی در صادرات انرژی ایفا میکنند و در عربستان سعودی، پایانه رأس تنوره بهعنوان بزرگترین مرکز بارگیری دریایی نفت جهان شناخته میشود و ظرفیت انتقال حدود ۶ میلیون بشکه نفت در روز را دارد. پایانه رأس الجعیفه نیز یکی دیگر از مراکز مهم صادرات نفت این کشور است که ظرفیت آن بین ۳ تا ۳.۶ میلیون بشکه در روز برآورد میشود.
در امارات متحده عربی، بندر فجیره یکی از بزرگترین مراکز سوخترسانی دریایی در منطقه محسوب میشود و نقش مهمی در تجارت انرژی ایفا میکند. بندر جبل علی نیز یکی دیگر از مراکز مهم صادرات نفت و محصولات پتروشیمی است و قطر نیز با پایانه راس لفان، بزرگترین مرکز صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان را در اختیار دارد. این پایانه نقش کلیدی در تامین گاز بسیاری از کشورهای جهان دارد و در کویت، پایانه مینا الاحمدی یکی از اصلیترین مراکز صادرات نفت خام این کشور است و در بحرین نیز پایانه ستره نقش مهمی در صادرات فراوردههای پالایشی دارد و هرگونه درگیری نظامی در منطقه میتواند این زیرساختها را تحت تاثیر قرار دهد و در نتیجه بازار جهانی انرژی را دچار بیثباتی کند.
پیامدهای اقتصادی برای آمریکا
جنگهای خارجی همواره هزینههای مستقیمی برای دولتها دارند، اما تاثیرات غیرمستقیم آنها نیز بسیار قابل توجه است. رسانههایی همچون سیانان گزارش دادهاند که درگیری در خاورمیانه میتواند تاثیرات اقتصادی ملموسی بر زندگی شهروندان آمریکایی داشته باشد و یکی از مهمترین این تاثیرات، افزایش قیمت نفت است. بالا رفتن قیمت نفت به معنای افزایش هزینه سوخت، حملونقل و بسیاری از کالاها در داخل آمریکا است. این مسئله میتواند فشار تورمی قابل توجهی بر اقتصاد وارد کند.
در صورت طولانی شدن جنگ، دولت آمریکا ناچار خواهد شد هزینههای بیشتری برای عملیات نظامی، استقرار نیروها و پشتیبانی لجستیکی پرداخت کند، چنین هزینههایی میتواند کسری بودجه را افزایش دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند.
علاوهبر این، بیثباتی در خاورمیانه میتواند بر بازارهای مالی و سرمایهگذاری نیز تاثیر بگذارد. سرمایهگذاران در شرایط نااطمینانی معمولاً محتاطتر عمل میکنند و این مسئله میتواند رشد اقتصادی را کندتر کند.

تاثیر جنگ بر اقتصاد منطقه
پیامدهای اقتصادی جنگ تنها محدود به کشورهای درگیر نیست. بسیاری از کشورهای منطقه نیز تحت تاثیر آن قرار میگیرند. بهعنوان مثال گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد شاخص املاک در دبی از زمان آغاز تنشها با کاهش قابل توجهی روبهرو شده است و بازار املاک یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد امارات محسوب میشود و کاهش ارزش آن میتواند نشانهای از نگرانی سرمایهگذاران نسبت به آینده منطقه باشد. در شرایط بیثباتی، سرمایهگذاران بهطور معمول بهدنبال انتقال سرمایه خود به بازارهای امنتر هستند و این موضوع نشان میدهد که حتی اگر یک کشور بهطور مستقیم در جنگ حضور نداشته باشد، باز هم ممکن است از پیامدهای اقتصادی آن متاثر شود.
یکی از روشهایی که تحلیلگران برای درک بهتر هزینههای جنگ استفاده میکنند، مقایسه آن با هزینه پروژههای اجتماعی است. بهعنوان مثال گفته شده است که هزینه تنها دو روز جنگ میتوانست بودجه یک طرح حملونقل عمومی رایگان در شهر نیویورک را برای بیش از هشت سال تامین کند و این مقایسهها به خوبی نشان میدهد که منابع مالی عظیمی که در جنگها مصرف میشوند، در صورت استفاده در بخشهای اجتماعی میتوانند تاثیرات بزرگی بر کیفیت زندگی شهروندان داشته باشند به همین دلیل در بسیاری از کشورها، بهویژه در آمریکا، بحث درباره اولویتهای هزینهای دولت همواره یکی از موضوعات مهم سیاسی و اقتصادی بوده است.
درگیری هفدهروزه میان ایران، آمریکا و اسرائیل نمونهای از جنگهای مدرن با ابعاد پیچیده اقتصادی و راهبردی است. این جنگ نشان داد که حتی یک درگیری کوتاهمدت میتواند هزینههای بسیار بالایی ایجاد کند؛ از هزینههای مستقیم نظامی گرفته تا تاثیرات گسترده بر بازار انرژی، اقتصاد جهانی و زندگی مردم و از موشکهای چند میلیون دلاری گرفته تا هزاران پهپاد رهگیر، از سقوط یک هواپیمای گرانقیمت تا افزایش قیمت نفت و بیثباتی بازارها، همگی نشاندهنده این واقعیت هستند که جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد و تجربه چنین درگیریهایی بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح میکند که آیا هزینههای عظیم جنگ میتواند در برابر دستاوردهای آن توجیهپذیر باشد یا خیر؛ پرسشی که همچنان در بسیاری از جوامع و میان سیاستمداران و تحلیلگران مطرح است.
نظر شما