به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، نیمهشب آرام ماه رمضان سکوت محله تاریخی دروازه ری قم با صدای انفجاری مهیب درهم شکست، کوچههایی که تا لحظاتی پیش در آرامش فرو رفته بود، ناگهان به صحنهای از دود، آوار و خودروهای تخریبشده تبدیل شد، حادثهای که به تخریب چند خانه مسکونی انجامید و شماری از شهروندان را داغدار و مجروح کرد.
رمضان ۱۴۴۷ در محله قدیمی دروازه ری قم، روایتی از دفاع یک ملت در مقابل تجاوزی شد که کوچک و بزرگ نمی شناخت.
محله دروازه ری از قدیمیترین محلات قم و واقع در مجاورت مسجد جامع، در آن شب رمضانی حالوهوای متفاوتی داشت؛ بیشتر خانهها در خوابی کوتاه فرو رفته بود تا سحرگاه بیدار شود، چراغ بعضی منازل هنوز روشن بود و نور زردرنگ آنها بر دیوارهای قدیمی کوچهها میتابید.
ناگهان صدایی تیز و سهمگین سکوت شب را شکست و لحظاتی بعد انفجاری شدید محله را لرزاند؛ موج انفجار شیشهها را فرو ریخت و مصالح ساختمانی را به اطراف پرتاب کرد، دو خانه بهطور کامل تخریب شد و چند خانه دیگر بهشدت آسیب دید.
خودروهایی که کنار خیابان پارک شده بود، مچاله و خیابان زیر تلی از آوار شیشههای شکسته و قطعات فلزی مدفون شد.

روایت دردناک یک امدادگر
حسنآقا از امدادگران باسابقه قم آن شب در شیفت کاری بود و با شنیدن صدای آژیر به همراه تیم امدادی راهی محل حادثه شد، وی با صدایی آرام اما اندوهگین میگوید «وقتی رسیدیم، هنوز گردوخاک در هوا بود و کوچه را تنها نور چراغهای امدادی روشن میکرد. جلوتر که رفتم، متوجه شدم یکی از خانههای تخریبشده، خانه خالهام است.»
این امدادگر چند لحظه مکث میکند و ادامه میدهد: «شوک بزرگی بود. با دست به سرم زدم و گریهام گرفت، اما همکارانم کمک کردند خودم را جمعوجور کنم، مردم زیر آوار بودند و وقت از دست دادن نبود.»
حسنآقا عنوان میکند که بیرون آوردن پیکر دختربچه ۹ ساله از زیر آوار، سختترین لحظه مأموریتش بوده است «آن لحظه دیگر توان ایستادن نداشتم، اما کار امدادگر همین است؛ باید حتی در اوج درد، کار را ادامه بدهی.»
روایت پاکبان؛ زخمی در دل شب
علیآقا، پاکبان شهرداری قم از دیگر شاهدان این حادثه است؛ وی نیمهشب در حال نظافت کوچههای محله دروازه ری بود و با لباس نارنجی همیشگی و جارویی که خشخش صدایش، سکوت شب را میشکست.
این پاکبان اکنون با پای آسیبدیده در بیمارستان بستری است و ماجرا را اینگونه روایت میکند «چند تا از خانهها چراغشان روشن بود، اما بیشتر مردم خواب بودند، یکدفعه صدایی آمد، بعد نور شدید و موج انفجار و دیگر چیزی نفهمیدم.»
علیآقا با همان لهجه شیرین محلی، از سختیها میگوید، اما تأکید میکند «مردم این محله به ایستادگی عادت دارند.»
دو روز بعد؛ بازگشت تدریجی زندگی
دو روز پس از حادثه، پیکر جانباختگان پس از تشییع و طواف در حرم حضرت معصومه (س) در گلزار شهدای قم به خاک سپرده شد، گلزاری که سالها یادآور ایثار و ازخودگذشتگی فرزندان این شهر است.
شهدای این حادثه به دفتر افتخارات محله دروازه ری در رشادت و استواری و تقدیم شهیدان به انقلاب ثبت شدند و پنج عضو یک خانواده از جمله یک دختربچه از جمله شهدای این واقعه بودند.
در خود محله دروازه ری، اما نشانههای بازگشت زندگی دیده میشود و آقای بیان مدیر محله از نخستین ساعات پس از حادثه به همراه جمعی از جوانان محله وارد میدان شد. وی به خبرنگار ایمنا میگوید «از همان صبح، بچههای محل خودشان داوطلب شدند و گفتند باید خیابان را سریع پاکسازی کنیم.»
به گفته این پاکبان از صبح تا غروب، آوارها جمعآوری و محور اصلی محله بازگشایی شد و همزمان تیمهای شهرداری و گروههای مردمی در حال تخلیه آوار از داخل ساختمانها بودند. معتمدان محله برای خانوادههایی که منازلشان تخریب شده بود یا بهدلیل آسیب سازهای امکان سکونت نداشت، محل اسکان موقت فراهم کردند.
تیمی از مهندسان نظام مهندسی برای بررسی تخصصی وضعیت ساختمانها به محل اعزام شدند تا میزان خسارت و امکان بازسازی منازل مشخص شود.

ایستادن روی آوار
اکنون برنامهریزی برای بازسازی خانههای تخریبشده با همکاری شهرداری، بنیاد مسکن و معتمدان محلی در دستور کار قرار گرفته است، هرچند محله هنوز بوی خاک و آوار میدهد، اما همدلی مردم، تصویر دیگری از این حادثه ترسیم کرده است.
دروازه ری، محلهای با دیوارهای زخمی اما مردمی ایستاده است؛ مردمی که میگویند خانه و شهرشان هرچند بارها ویران شود، دوباره خواهند ساخت.
نظر شما