به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ پر فراز و نشیب ملل، کماند نبردهایی که مانند حماسه دفاع مقدس، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و به نمادی جاودان از عزت و غیرت تبدیل شده است، امروز جمهوری اسلامی ایران بار دیگر در میزان آزمون سخت تاریخ قرار گرفته، اما این بار نه تنها در برابر یک دشمن بعیدی، بلکه در تقابل با ائتلافی از استکبار جهانی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی که تمام ابزارهای جنگ سخت، نرم و ترکیبی را به کار گرفتهاند تا اراده پولادین ملت ایران را در هم بشکنند.
جنگی که با رجزخوانیهای توخالی آغاز شد، اکنون با واقعیتهای تلخی برای متجاوزان روبهرو شده است، واقعیتهایی که نشان میدهد اراده ملت ایران، سختتر از فولاد است و توان رزمی بالای نیروهای مسلح، توهمهای قدرت را به خاکستر تبدیل کرده است.
در این میان، تصویربرداری از وقایع میدانی، روایتهایی را آشکار کرده است که نه تنها غرور ملی را برمیانگیزد، بلکه چهره واقعی و خشن دشمنان را نیز برملا میسازد، آمریکا و اسرائیل که خود را مدعی حقوق بشر و صلح جهانی میدانند، در این نبرد تمام قوانین اخلاقی و بینالمللی را زیر پا گذاشتهاند.
در فرهنگ ایران اسلامی، آتش جنگ تنها مشعلی برای روشنتر شدن راه آزادی و استقلال است
از بمباران جنونآمیز مدارس و زیرساختهای حیاتی گرفته تا هدف قرار دادن غیرنظامیان بیگناه، همگی نشان دهنده نقض فاحش حقوق بشر و جنایتهای جنگی است که هیچ توجیهی برای آنها وجود ندارد. آنها تصور میکردند با ایجاد رعب و وحشت، میتوانند ملت ایران را وادار به تسلیم کنند، غافل از اینکه در فرهنگ ایران اسلامی، آتش جنگ تنها مشعلی برای روشنتر شدن راه آزادی و استقلال است.
این گزارش، روایتی است از روزهای سخت، اما پرافتخار دفاع از خاک پدری؛ روایتی که در آن، همبستگی و همدلی مردم، هوشمندی دفاعی و شجاعت رزمندگان و جنایتهای بیشرمانه دشمن در کنار هم به تصویر کشیده شده است.
بازخوانی این وقایع، پیامی روشن دارد که ایران اسلامی در برابر زورگوییها سکوت نمیکند و امروز ایران با اتکا به توان داخلی و ایمان به خدا، ضربات کوبندهای به پیکر ابرقدرتهای پوشالی، دروغین، متوهم و متجاوز میزند و نشان میدهد که امنیت و آرامش منطقه، تنها در سایه اقتدار و مقاومت امکانپذیر است.

بیمارستان گاندی بار دیگر جنایتکار بودن رژیم صهیونیستی و آمریکا را اثبات کرد
در شب یکشنبه دهم اسفند، یکی از مراکز درمانی پایتخت کشور، بیمارستان گاندی در شمال تهران، در جریان موج جدید حملات هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد اصابت قرار گرفت و باعث آسیب شدید به یک مرکز درمانی شهری و قرار گرفتن جان بیماران، نوزادان و کادر درمان در خطر مستقیم شد و بازتابهای گستردهای در رسانههای سراسر جهان داشت.
تصاویر دلخراش دیگری که در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شده بود، پرستارانی را نشان میداد که در میان دود و آوار، مادران و نوزادان را از بخشهای آسیبدیده خارج میکنند و این صحنهای است که روح هر بینندهای را میفشارد و نشان میدهد اینجا نه میدان جنگ است و نه هدف نظامی و اینجا فقط یک مکان حیاتی برای دریافت اقدامات درمانی است.
یکی از پربسامدترین ادعاهای مقامهای آمریکایی و اسرائیلی در طول بحرانهای اخیر این بوده که حملات فقط به اهداف نظامی انجام میشود و تأکید دارند که زیرساختهای غیرنظامی از هرگونه حمله محفوظ هستند، اما بیمارستان گاندی که در شمال تهران واقع است، نه پادگان است، نه انبار تسلیحات و نه مرکز فرماندهی نظامی، بلکه یک مرکز درمانی شناختهشده شهری است که برای نجات و مراقبت از انسانها تشکیل شده است.
ویدئوها و گزارشها نشان میدهند که بیماران و کارکنان در زمان حمله در داخل بیمارستان حضور داشتهاند و این تناقض آشکار میان ادعاها و شواهد اثبات شده، بار دیگر جنایتکار بودن رژیم صهیونیستی و آمریکا را اثبات میکند.
حمله به بیمارستان گاندی، بیش از اینکه یک رویداد نظامی باشد، یک زخم عمیق انسانی است که خون بیماران و فریاد پرستاران را میتوان در آن دید و این واقعه بار دیگر نشان داد که مرز میان ادعاهای رژیم صهیونیستی و آمریکا و واقعیت میدانی چنان کمرنگ است که گویی وجود ندارد و جان انسانهای بیگناه به راحتی در خطر قرار میگیرد.
پا به پای پدر در میدان رزم
در اوج التهابات جنگی و روزهایی که دشمنان با تمام قوا برای شکستن اراده ملت ایران توطئه میچینند، تصویری دلنشین و حماسی در فضای مجازی میچرخد که عمق عشق و وفاداری ایرانیان را به نمایش میگذارد؛ در این ویدیو، کودکی خردسال که هنوز کلمات را با لکنت زبان و صدایی لرزان، اما پرشور ادا میکند، در حالی که دست در دست پدرش فشرده است، فریاد میزند: «مرگ بر انگلیس، مرگ بر آمریکا، مرگ بر منافقین کفار». این صحنه که در آن مردم با شور و اشتیاق شعارهای این سرباز کوچک را تکرار میکنند، فراتر از یک تجمع معمولی است؛ این تصویر، گواهی زنده بر این حقیقت است که دفاع از حقیقت و وطن در رگهای ایرانیان با خون و شیرینزبانی جاری است.
این کودک معصوم که هنوز به دنیای بزرگها راه نیافته، با فطرتی پاک و الهی، خط مقدم جنگ نرم و فرهنگی را تشکیل میدهد و نشان میدهد که در ایران اسلامی، هیچکس کوچک نیست. او نمادی از نسلی است که از گهواره با عشق به ولایت و دشمنی با استکبار بزرگ شده و اکنون در کنار پدر و مادرش، سرباز این مرز و بوم است.

یادبود زنده میناب؛ تصویری تکاندهنده از نسل جدید انقلاب
در راهپیمایی روز قدس، جایی که فریاد مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا آسمان را میشکافت، گروهی از دانشآموزان دختر با حرکتی نمادین و تکاندهنده، مفهوم ایثار و شهادت را به تصویر کشیدند.
این دانشآموزان دختر لباس فرم مدرسه پوشیده بودند و با آرایشی ویژه، چهرههای معصوم و نورانی خود را با رنگ قرمز، خونین کرده بودند؛ تصویری که در نگاه اول هر بینندهای را میلرزاند و به یاد آن روز سیاه در میناب میانداخت.
وقتی این دانشآموزان با چهرههای خونین بر زمین دراز میکشیدند، در واقع در حال ساختن یک یادبود زنده بودند؛ یادبودی از جنس عشق و وفاداری، آنها با این صحنه حماسی، به جهانیان فریاد زدند که ما از خون شهیدانمان نمیترسیم و هر قطره خونی که ریخته شد، نهتنها ما را تضعیف نکرد، بلکه درخت انقلاب را استوارتر و برگهای سبزترش را پربرکتتر ساخت.
دشت آزادگان شاهد بود که چگونه نسل جدید انقلاب، با الهام از شجره طیبه، آمادهتر از همیشه در میدان حاضر میشود. این دختران با لباس فرم و چهرههای خونین، نشان دادند که مدرسه برای آنها فقط جای یادگیری نیست، بلکه جای تمرین برای جهاد در راه خدا است.
داغی بر دل، افتخاری بر جان؛ روایت دلاوریهای فرزندان ایران
همبستگی و اتحاد ملی ملت ایران در شرایط حساس جنگ، همواره به مثابه یک سپر دفاعی مستحکم عمل کرده است. در این مواقع خطیر، مرزهای قومی، مذهبی و طبقاتی در هم میشکند و تمام آحاد جامعه با قلبی یکپارچه و ارادهای آهنین، در کنار نیروهای مسلح خود میایستند. این حضور حماسی و پشتیبانی بیدریغ از رزمندگان اسلام، پیامی روشن به دشمنان میدهد که ملت ایران در برابر هر توطئهای، یگانه و منسجم خواهد ایستاد و اجازه نخواهد داد ذرهای به خاک این مرز و بوم تعرض شود.
امروز روایتهایی دلنشین و حماسی از گوشه و کنار کشور به گوش میرسد که گویی صفحات دفاع مقدس دوباره ورق میخورد. گزارشهایی از کمکهای مردمی بیشمار و دعاهای خالصانه مادران و پدران، تصویری از یک ملت بیدار و آگاه را به نمایش میگذارد. این صحنهها نشان میدهد که روحیه جهاد و ایثار در رگهای این نسل جریان دارد و آمادهاند تا از کیان کشور و انقلاب با تمام وجود دفاع کنند.
شنیدن این اخبار و روایتها، اگرچه از یک سو با شنیدن خبر شهادت و مجروحیت فرزندان این آب و خاک، داغی تازه بر دلها میگذارد و غم را در جانها میکوبد، اما از سوی دیگر، مایه مباهات و افتخار است. این حماسهآفرینیها و همبستگیهای مردمی، ضامن پیروزی و شکست توطئههای دشمن است. وقتی مردم و نیروهای مسلح چون سربداران، پشت به هم میدهند و با توکل بر خدا متحد میشوند، هیچ قدرتی نمیتواند به اراده آنها آسیبی برساند. این عزم راسخ و اراده پولادین، نویدبخش روزهای روشن و شکست قطعی دشمنان است، چراکه خون شهیدان و استقامت ملت، ضامن بقای این نظام مقدس خواهد بود.
نظر شما