مجید گودرزی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت متغیرهای اقتصادی جهانی برای مردم آشکار شده است. به باور من، یک سوی معادله شرایط جدید اقتصادی کشورهایی قرار دارند که درگیر نوسانات بازارهای مالی، اختلال در زنجیرههای تأمین و بحران اعتماد سرمایهگذاران هستند، و در سوی دیگر اقتصادهایی قرار گرفتهاند که تلاش کردهاند با اتکا به ساختارهای داخلی و سیاستهای مقاومتی مسیر باثباتتری را طی کنند.
وی افزود: هرچند برخی کشورها در این مسیر تنها جلوه میکنند، اما این تنهایی بیشتر ناشی از انتخاب راهبردی متفاوت در اقتصاد جهانی است. بسیاری از مردم جهان امروز روایتهای گذشته درباره روابط اقتصادی قدرتها را بدون پرسش نمیپذیرند و حتی بعضی مفروضات رایج دهههای گذشته در حوزه تجارت بینالملل و بازارهای مالی مورد بازنگری قرار گرفته است. از دید بسیاری، آنچه در بازار انرژی، حملونقل دریایی و تجارت منطقهای رخ میدهد، نمونهای از شدیدترین تنشهای اقتصادی سالهای اخیر است؛ تنشهایی که حتی حجم گسترده تبلیغات رسانهای نیز نتوانسته تصویر واحدی از آن ارائه کند.
کارشناس اقتصادی ادامه داد: کشورهای منطقه در سالهای گذشته در حوزه اقتصاد نیز دچار بعضی خطاهای راهبردی شدند. به جای تمرکز بر همگرایی اقتصادی، تکمیل زنجیره ارزش و توسعه تجارت درونمنطقهای، به سمت ائتلافهایی حرکت کردند که امروز برای آنها هزینههای بالای مالی، وابستگیهای پیچیده و چالشهای امنیت سرمایهگذاری ایجاد کرده است. نتیجه این تصمیمها اکنون به شکل فشار بر بازارهای داخلی، کاهش جذابیت سرمایهگذاری خارجی و تهدیدات جدی علیه زیرساختهای اقتصادی دیده میشود.
گودرزی تصریح کرد: نکته قابلتوجه این است که حتی برخی از شرکای سنتی غربی نیز در سالهای اخیر همراهی کامل با سیاستهای مالی و تجاری آمریکا نشان ندادهاند. کشورهایی که منافع اقتصادی کلانی در خلیج فارس، بازار انرژی و حملونقل جهانی دارند ترجیح دادهاند فاصلهای از سیاستهای پرریسک اقتصادی بگیرند؛ این روند از نظر برخی تحلیلگران نشانه تغییر در نگاه جهانی و نوعی بازگشت به اولویتبندیهای اقتصادی برپایه منافع مستقیم است.
وی بیان کرد: بررسی وضعیت میدانی اقتصاد منطقه نشان میدهد که بسیاری از تحولات از پیشفرضهای گذشته فراتر رفته است. بهعنوان نمونه، در حالی که پیشبینی میشد برخی زیرساختهای انرژی یا فناوری هدف فشارهای بینالمللی قرار بگیرد، بخش قابلتوجهی از این ظرفیتها فعال مانده و حتی توسعه یافته است. زنجیره تأمین تجهیزات صنعتی نیز برخلاف انتظار بهطور کامل مختل نشده و توان تولید برخی کشورها حفظ شده است.
گودرزی ادامه داد: هنوز مشخص نیست هدف برخی قدرتهای اقتصادی از اعمال فشارهای محدود چه بوده است، شاید برخی آسیبها به بخشی از پایانههای تجاری یا تأسیسات غیرکلیدی را بهعنوان دستاورد اعلام میکنند، اما این اقدامات فاصله زیادی با اهداف راهبردی در حوزه انرژی و تجارت منطقهای دارد.
کارشناس اقتصادی تصریح کرد: از نظر توان لجستیک و زیرساختی نیز نشانههایی از شکنندگی دیده میشود. حتی برخی مسیرهای اصلی حملونقل دریایی تحت تأثیر ناامنی، افزایش هزینه بیمه و کاهش اطمینان شرکتهای حملونقل قرار گرفتهاند. پیشتر وعده داده شده بود که مسیرهای دریایی ایمنسازی خواهند شد، اما به تدریج از این وعده عقبنشینی شد. گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد بخشی از سامانههای نظارتی و راداری تجاری در منطقه آسیب دیده و توازن هزینههای حملونقل به ضرر برخی بازیگران تغییر یافته است.
گودرزی گفت: در حوزه دیپلماسی اقتصادی نیز بسیاری از کشورها با چالشی به نام «تشکیل بلوکهای جدید تجاری» روبهرو شدهاند، تمرکز بعضی قدرتها بر سیاستهای حمایتی موجب شده کشورهای دیگر ترجیح دهند استقلال بیشتری در مبادلات خود ایجاد کنند، حتی برخی کشورهای اروپایی ترجیح دادهاند در این دوره پرتلاطم احتیاط بیشتری در مشارکتهای مالی نشان دهند.
وی بیان کرد: در داخل بسیاری از اقتصادها نیز افکار عمومی نسبت به هزینههای ناشی از درگیریها، تحریمها و تنشهای ژئواقتصادی حساس شده است. گروهی از تحلیلگران معتقدند ورود به بعضی از تنشهای اقتصادی با منافع ملی سازگار نیست و همین موضوع از سطح حمایت مردمی میکاهد.
کارشناس اقتصادی عنوان کرد: گزارشهایی درباره مشکلات یا اختلال در بعضی تجهیزات یا زیرساختهای حیاتی نیز منتشر شده که تحلیلگران آن را نشانه افزایش فشار و کاهش انگیزه سرمایهگذاران برای ورود به محیطهای پرریسک میدانند.
گودرزی ادامه داد: عملکرد بعضی نهادهای بینالمللی اقتصادی نیز مورد نقد قرار گرفته است. بسیاری معتقدند تصمیمات این نهادها بیشتر تابع موازنه قدرت است تا سازوکارهای عادلانه اقتصادی. برای نمونه، به کار نگرفتن تصمیمهای الزامآور درباره تنشهای بازار انرژی یا مسیرهای تجاری، برای بسیاری نشانهای از این واقعیت است.
وی گفت: در حوزه اقتصاد جهانی نیز روند «دالرزدایی» یا کاهش وابستگی به دلار در حال گسترش است. بسیاری از کشورها ذخایر طلای خود را افزایش داده و بخشی از مبادلات را با ارزهای محلی یا یوان انجام میدهند. در برخی کشورها حتی ارزش ذخایر طلا از ذخایر دلاری فراتر رفته است.
کارشناس اقتصادی تأکید کرد: از سوی دیگر، شرایط جنگی و نااطمینانیهای ژئواقتصادی موجب تعطیلی یا کاهش فعالیت بسیاری از صنایع شده است. کسبوکارها برای تأمین نقدینگی ناچار به فروش داراییهایی همچون طلا و ارز میشوند و این افزایش عرضه میتواند قیمتها را کاهش دهد، همچنین کاهش واردات موجب کاهش تقاضا برای ارز شده و فشار بازار ارز را کم میکند.
گودرزی تصریح کرد: اقتصاد یکی از پیچیدهترین حوزههای علم است، اما در جامعه ما بخش قابلتوجهی از افراد بدون دانش تخصصی درباره مسائل اقتصادی اظهارنظر میکنند. حتی برخی اظهارات مسئولان اقتصادی میتواند برای کشور هزینه ایجاد کند، نمونههایی از این اظهارات در هفتههای اخیر واکنشهایی ایجاد کرده و سایر مقامات مجبور به توضیح یا اصلاح آن شدهاند.
وی عنوان کرد: راهکار اساسی این است که سیاستگذاری اقتصادی بیشازپیش به نهادهای تخصصی سپرده شود. تشکیل یک شورای سیاستگذاری اقتصادی حرفهای میتواند به تصمیمهای دقیقتر کمک کند، زیرا همه مسئولان اجرایی متخصص اقتصاد نیستند.
کارشناس اقتصادی گفت: در نهایت به نظر میرسد تحولات اخیر منطقه تغییراتی جدی در توازن اقتصادی ایجاد کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند شرایط بازار انرژی، حملونقل و تجارت جهانی به مرحله بازآرایی رسیده و ممکن است برای جلوگیری از گسترش بحران، کشورها به سمت کاهش تنشهای اقتصادی و افزایش همکاریهای منطقهای حرکت کنند. آنچه امروز در اقتصاد خاورمیانه رخ میدهد نشان میدهد بسیاری از معادلات سنتی در حال تغییر است و کشورها برای عبور از این مرحله به تحلیل دقیق، تصمیمگیری تخصصی و درک عمیقتری از اقتصاد بینالملل نیاز دارند.
نظر شما