کرج در روز قدس؛ از سکوت سحرگاهی تا غرش خیابان‌های یکپارچه

کرج، مرکز استان البرز، روز قدس امسال را با صحنه‌هایی به یادماندنی سپری کرد. از سکوت سنگین پس از انفجارهای سحرگاهی تا موج خروشان مردمی که خیابان‌های اصلی شهر را به دریایی از پرچم و فریاد تبدیل کردند. این گزارش، روایت لحظه‌به‌لحظه روزی است که کرجی‌ها بار دیگر عهد خود را با ایران به نمایش گذاشتند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از البرز، سحرگاه روز بیست‌ودوم اسفند، کرج در سکوتی غیرمعمول فرورفته بود. صدای انفجارهایی که پیش از طلوع آفتاب در گوشه‌وکنار شهر شنیده شد، هوای سحر را سنگین کرده بود. اما این سکوت، آرامش قبل از طوفان بود. از نخستین ساعات صبح، نشانه‌های آماده‌باش در محله‌های مختلف شهر خودنمایی می‌کرد. گروه‌های مردمی با پرچم‌های سبز، سفید و سرخ، کم‌کم از کوچه‌ها به سمت خیابان‌های اصلی سرازیر می‌شدند.

ساعت 9:30 صبح: موج از غرب کرج آغاز می‌شود

از محله‌های غربی کرج مانند مهرشهر، گوهردشت و عظیمیه، نخستین دسته‌های راهپیمایان به حرکت درآمدند. جوانان پرانرژی پیشاپیش جمعیت حرکت می‌کردند و شعارهای هماهنگ آن‌ها فضای شهر را پر کرده بود. پیرمردان و پیرزنان بسیاری نیز با ویلچر یا عصا خود را به این صفوف رسانده بودند. زنی سالخورده از مهرشهر می‌گوید: «چهل و پنج سال است در راهپیمایی روز قدس شرکت می‌کنم. امسال را هم اگرچه پاهایم یاری نمی‌کند، اما دلم اجازه نداد در خانه بمانم.»

ساعت ۱۰ صبح: چهارراه طالقانی، قلب تپنده راهپیمایی

مرکز تجمع اصلی در میدان امام حسین (ع) و خیابان‌های اطراف شکل گرفته بود. جمعیتی انبوه که از تمامی محله‌های کرج خود را به این نقطه رسانده بودند. حضور معاون اول رئیس‌جمهور در میان مردم، بر شور و اشتیاق حاضرین افزوده بود. دانشجویان دانشگاه‌های البرز، کرج و آزاد اسلامی با شعارهای منظم و پوسترهای خلاقانه، بخش پرجنب‌وجوش جمعیت را تشکیل می‌دادند.

صحنه‌ای به یادماندنی: کودکان قدس

در میان جمعیت، گروهی از کودکان ۶ تا ۱۰ ساله توجه همه را جلب کرده بودند. آن‌ها با لباس‌های فرم مدرسه و پرچم‌های کوچک فلسطین در دست، روی پلاکاردی نوشته بودند: «ما بچه‌های ایران، یاور بچه‌های غزه». مادر یکی از این کودکان توضیح می‌دهد: «دخترم اصرار داشت امروز با لباس مدرسه بیاید. می‌گفت می‌خواهم به بچه‌های غزه نشان دهم که ما هم‌کلاسی‌هایشان هستیم و به یاد آنها هستیم.»

ساعت 10:30 صبح: تشییع شهیدان؛ اشک و عزم در هم آمیخته

همزمان با راهپیمایی، مراسم تشییع پیکر چهار شهید اخیر استان در کرج برگزار شد. پیکرهای شهیدان «اصغر جعفری»، «اکبر و مرتضی خلج» و شهیده «ملوک وثوق» بر دوش هزاران نفر از راهپیمایان حرکت کرد. این صحنه، تلفیقی عمیق از غم و عزم را به نمایش گذاشت. فریادهای «لبیک یا خامنه‌ای» با اشک‌های خانواده‌های شهدا درهم آمیخته بود. جوانی که در صفوف تشییع حاضر بود، می‌گوید: «امروز فهمیدم راهپیمایی روز قدس فقط یک حرکت سیاسی نیست. اینجا، خون شهدای ما با خون مردم فلسطین یک رنگ است.»

ساعت 11:00 ظهر: اوج راهپیمایی

در اوج راهپیمایی، خیابان آزادی کرج به کلی مسدود شده بود. از بلندی‌های اطراف، تنها دریایی از انسان دیده می‌شد که موج‌وار حرکت می‌کرد. صدای یکپارچه شعار «مرگ بر اسرائیل» چنان قدرتمند بود که گویی تمام شهر یکصدا فریاد می‌زند. مغازه‌داران خیابان آزادی، به صورت خودجوش به راهپیمایان آب و خرما تعارف می‌کردند.

واکنش به فضای مجازی: واقعیت در برابر دروغ

در همین حین، فعالیتی در فضای مجازی آغاز شده بود. انتشار تصاویر انفجارهای سحرگاهی و تلاش برای ایجاد جو ناامنی، با واکنش هوشمندانه مردم کرج مواجه شد. جوانان حاضر در راهپیمایی، به صورت زنده از صحنه‌های راهپیمایی پخش می‌کردند و با هشتگ‌هایی مانند کرج قدس و البرز همصدا، فضای مجازی را از تصاویر واقعی پر کردند.

ساعت ۲ بعدازظهر: پایان با نوای وحدت

راهپیمایی با خواندن سرود ملی و دعای کمیل به پایان رسید. مردم به آرامی در حال پراکنده شدن بودند، اما شور و حال خاصی در شهر حاکم بود. گروه‌های مردمی در میدان‌های کوچک محلات گرد هم آمده بودند و به بحث و گفتگو درباره قدس ادامه می‌دادند.

گفت‌وگو با یک ناظر بین‌المللی

خانم «سارا احمدی»، پژوهشگر مسائل بین‌الملل که برای مشاهده راهپیمایی روز قدس به کرج آمده بود، به خبرنگار ایمنا گفت: «آنچه امروز در کرج دیدم، یک نمایش سیاسی صرف نبود. این یک حرکت عمیقاً فرهنگی و اجتماعی بود. حضور خودجوش همه اقشار جامعه از کودک تا کهنسال، نشان می‌دهد مسئله فلسطین در ایران به یک ارزش اجتماعی تبدیل شده است.»

روز قدس در کرج به پایان رسید، اما پیام آن در دیوارنگاره‌های جدیدی که در سطح شهر نقش بست و در گفت‌وگوهای مردم در کافه‌ها و نانوایی‌ها ادامه یافت. کرج امروز ثابت کرد که می‌تواند در عین مدرن بودن، عمیقاً به آرمان‌های انقلاب اسلامی وفادار بماند. شهری که در سحرگاه با صدای انفجار بیدار شد، در غروب با صدای اذان و آرامشی سرشار از غرور به شب نشست.

کد خبر 955852

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.