به گزارش خبرگزاری ایمنا، شب از نیمه گذشته است، در یک قدمی بهاریم اما سرما انگار قصد رفتن ندارد، هوا سوز دارد، شب بیستوسوم رمضان المبارک ۱۴۴۷ هجری قمری است، شب قدر؛ آخرین شب قدر رمضان امسال، برای احیاء و شب زندهداری به یکی از میدانهای شهر آمدهایم؛ برنامه تازه شروع شده است، ولی میدان پر است؛ مملو از جمعیت، جمعیت عاشقان و عارفانی که نه سرمای هوا مانع حضورشان شده و نه خطر بمباران دشمن.

چه کسی فکر میکرد، روزی میدانهای شهر بشود میزبان مراسم احیاء شبهای قدر به جای تکایا و مساجد و حسینیهها؟ البته این مردم همانهایی هستند که هر ساله مساجد و حسینیهها را مملو از جمعیتشان میکردند که این بار پا در میادین شهر گذاشتهاند و شب قدر رمضان را با شب قدر انقلاب درهم آمیختهاند؛ نه این که فکر کنید فقط جوانترها و مجردها آمدهاند، نه؛ چشم که بیندازی از همه قشر و سن و سالی در میانشان میبینی، پیر و جوان، زن و مرد، با بچههای کوچکشان، با نوزادانشان در این سوز سرما نشستهاند وسط میدان و الغوث الغوث میگویند.
ما هم آمدیم وسط میدان، یک دستمان قرآن و مفاتیح است و دست دیگرمان پرچم ایران و عکس رهبر شهیدمان؛ امسال شب قدر برای ما جور دیگری است؛ امسال فقط به دنبال قدر خودمان نیستیم، آمدهایم تا قدر یک سال که نخ، قدر یک عمر انقلاب را از خدا بخواهیم؛ آمدهایم هزار بار خدا را با تک تک صفاتش صدا بزنیم و قسم بدهیم که اجازه ندهد دست نامحرمان به این انقلاب، این خاک، این پرچم و این وطن برسد؛ همه در میدانیم، زیر آسمان شب، زیر نور ماه تا بی واسطه پروردگارمان را صدا بزنیم و از او بخواهیم که هر چه زودتر پرچم این انقلاب را به دست صاحبش برساند؛ آمدهایم تا به خدای یکتا نشان دهیم در این شرایط جنگی، زیر آسمان بی پناهت به تو پناه آوردهایم و از تو میخواهیم تا پای جان ایستادهایم برای ارزشهایمان، برای دینمان و برای اماممان.

شهید هم آوردهاند، از شهدای همین جنگ رمضان و مداح روضه میخواند، روضه برای فرزندان رهبر شهیدمان، روضه فرزندان این آب و خاک؛ از اربا اربا شدنشان میگوید، از جسم سوختهشان، از پیکری که چیز زیادی از آن باقی نمانده، از آنهایی که چنین سرنوشتی را برای خودشان متصور شده بودند، اما جا نزدند، ایستادند و تا لحظه آخر پای عهدشان را با خون و خاکستر امضا کردند و همه این مردان را فدایی حسین (ع) میخواند، فدایی حسینی که در روز عاشورا جانش را فدا کرد و ذبح شد در مسیر عاشقی؛ فدایی حسینی که فناء فیالله شد و ثارالله شد.

دعای جوشن کبیر شده لباس رزم این شبهای مردم برای ایستادگی و مبارزه در برابر طاغوتیان و کفر جهانی و الغوث الغوث در آسمان میپیچد و فضای شهر را معطر میکند به عطر بندگی؛ بندگی که لازمه ایستادگی و مقاومت است.
در میانه دعا همه قیام میکنند، پرچمهایشان را بالا میبرند و تکبیر میگویند، ندای الله اکبر بلند میشود، شعاری که از نقطه آغازین انقلاب اسلامی ورد زبان و جوهره عمل مردم در این راه بوده است؛ شعاری که خمینی کبیر و خامنهای شهید بر اساس آن مسیر انقلاب را پیمودند و همین شعار بر علمی است که اکنون به دستان رهبر معظم انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنهای رسیده است.
آری این انقلاب با رمز الله اکبر زنده و پا برجا مانده است و اکنون مردم، ادامه مسیر را با همین شعار و به پرچمداری این رهبر عالیقدر پیش خواهند برد.

نظر شما