به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات اخیر در میدان تقابل نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده و متحدان منطقهای آن نشان میدهد که الگوی عملیات نظامی ایران بیش از آنکه برپایه واکنشهای احساسی و فوری باشد، بر پایه یک راهبرد چندمرحلهای، دقیق و براساس محاسبات فنی و فناوری طراحی شده است. بررسی دادههای میدانی، تصاویر منتشرشده و تحلیل سامانههای تسلیحاتی بهکاررفته نشان میدهد که ایران تلاش کرده است ابتدا زیرساختهای کلیدی سامانههای دفاعی دشمن را هدف قرار دهد و سپس بهصورت تدریجی به سمت مختل کردن شبکه فرماندهی و کنترل و در نهایت اعمال فشار عملیاتی در میدان نبرد حرکت کند. این رویکرد ازنگاه علوم نظامی بهعنوان «راهبرد تخریب لایهای سامانههای شبکهمحور» شناخته میشود؛ راهبردی که در آن ابتدا گرههای اصلی شبکه دفاعی دشمن از کار انداخته میشوند تا توان واکنش هماهنگ کاهش یابد.
در مرحله نخست این راهبرد، تمرکز اصلی بر هدف قرار دادن رادارهای زمینپایه بوده است. رادارهای هشدار زودهنگام در سامانههای دفاع موشکی نقش حیاتی دارند، زیرا نخستین حلقه در زنجیره تشخیص و رهگیری اهداف محسوب میشوند. نمونههایی از این رادارها در مناطق مختلف منطقه از جمله قطر و دیگر پایگاههای مرتبط با سامانههای دفاعی ایالات متحده فعال بودهاند. هدف قرار گرفتن این رادارها موجب میشود زمان هشدار اولیه کاهش یافته و دقت رهگیری موشکها یا پهپادهای مهاجم بهشدت افت کند. در واقع بدون اطلاعات دقیق راداری، سامانههای دفاعی همچون پاتریوت یا تاد قادر به ایجاد یک تصویر عملیاتی کامل از میدان نبرد نیستند و هماهنگی میان سامانههای مختلف دفاعی مختل میشود.

یکی از نشانههای مهم آسیب به این ساختار دفاعی، گزارشهایی درباره جابهجایی یا خروج سامانه دفاع موشکی «تاد» از برخی مناطق بوده است. سامانه تاد (THAAD) یکی از پیشرفتهترین سامانههای دفاع موشکی آمریکا محسوب میشود که برای رهگیری موشکهای بالستیک در مرحله پایانی پرواز طراحی شده است. این سامانه با استفاده از رادارهای بسیار قدرتمند باند X و موشکهای رهگیر برخورد مستقیم، قادر است اهداف بالستیک را در ارتفاع بالا نابود کند. در صورتی که شبکه اطلاعاتی و راداری پشتیبان این سامانهها آسیب ببیند، کارایی آنها بهطور چشمگیری کاهش مییابد. به همین دلیل در معماری دفاع موشکی آمریکا، اتصال دائمی میان رادارهای زمینپایه، ماهوارههای هشدار زودهنگام و مراکز فرماندهی اهمیت حیاتی دارد.
مرحله دوم راهبرد ایران معطوف به هدف قرار دادن مراکز ارتباط ماهوارهای و گرههای انتقال داده بوده است. سامانههای دفاع موشکی مدرن بر پایه یک شبکه یکپارچه اطلاعاتی عمل میکنند. در این شبکه، رادارهای زمینپایه یا حسگرهای فضایی اطلاعات مربوط به پرتاب موشک را دریافت میکنند و سپس این دادهها از طریق پایانههای مخابرات ماهوارهای به ماهوارهها ارسال میشود. ماهوارهها نیز دادهها را به مراکز فرماندهی و کنترل منتقل میکنند تا تصمیمگیری درباره رهگیری هدف انجام شود. اگر این حلقه ارتباطی مختل شود، حتی در صورت سالم بودن سامانههای پدافندی، امکان واکنش سریع و هماهنگ از بین میرود، در واقع جنگ مدرن بیش از آنکه بهصرف نبرد میان سلاحها باشد، رقابت برای کنترل و قطع جریان اطلاعات است.
بر اساس تحلیلهای فنی، یکی از مراکز مهم فرماندهی و کنترل در این شبکه در پایگاه العدید قطر قرار داشته است؛ پایگاهی که از مهمترین مراکز نظامی آمریکا در منطقه به شمار میرود، وجود چنین مراکزی برای هماهنگی میان سامانههای پدافندی، ناوهای هواپیمابر و پایگاههای منطقهای ضروری است، بنابراین هرگونه اختلال در این مراکز میتواند موجب کاهش کارایی کل شبکه دفاعی شود، این مسئله نشان میدهد که راهبرد ایران تنها بر تخریب فیزیکی اهداف متمرکز نبوده بلکه بر مختل کردن ساختار شبکهای فرماندهی و کنترل نیز تمرکز داشته است. در ادامه این روند، استفاده گستردهتر از پهپادها بهعنوان ابزار فشار عملیاتی مورد توجه قرار گرفته است. پهپادها در جنگهای مدرن بهدلیل هزینه تولید پایین، قابلیت تولید انبوه و دشواری رهگیری در برخی شرایط، نقش بسیار مهمی پیدا کردهاند.
یکی از نمونههای شناختهشده در این حوزه پهپاد شاهد ‑۱۳۶ است که بهعنوان یک پهپاد انتحاری یا پرسهزن شناخته میشود. این پهپاد با بردی در حدود ۲۵۰۰ کیلومتر قادر است از نقاط مختلف جغرافیایی پرتاب شده و به اهداف دوردست برسد. سرجنگی آن در حدود پنجاه کیلوگرم است که از نظر قدرت تخریب معادل گلوله توپخانه سنگین ۱۵۵ میلیمتری محسوب میشود. ازنگاه مهندسی نظامی، یکی از مزیتهای مهم این پهپاد سادگی سامانه پرتاب آن است، لانچرهای آن میتوانند روی خودروهای سبک یا کامیونهای کوچک نصب شوند و همین مسئله امکان جابهجایی سریع و مخفیسازی را فراهم میکند. یک کامیون کوچک قادر است چندین پهپاد از این نوع را حمل کند و در مدت کوتاهی آنها را به سمت اهداف مختلف شلیک نماید. چنین قابلیتی موجب میشود دشمن برای رهگیری همه این اهداف با مشکل روبهرو شود، زیرا سامانههای دفاعی بهطورمعمول برای مقابله با تعداد محدودی هدف طراحی شدهاند و در برابر حملات اشباعی دچار محدودیت میشوند.

در کنار پهپادها، استفاده از انواع موشکهای بالستیک و کروز نیز بخشی از این راهبرد چندلایه محسوب میشود. موشکهای بالستیک پس از پرتاب بهطورمعمول مسیر خود را به سمت خارج از جو طی کرده و سپس در مرحله بازگشت با سرعت بسیار بالا به سمت هدف حرکت میکنند. این سرعت بالا رهگیری آنها را دشوار میکند و به همین دلیل بسیاری از سامانههای دفاع موشکی برای مقابله با چنین تهدیدی طراحی شدهاند. در مقابل، موشکهای کروز در ارتفاع پایین پرواز میکنند و مسیر حرکت آنها بیشتر شبیه هواپیما است. این موشکها با استفاده از موتور جت یا موتور توربوفن قادرند مانورهای پیچیده انجام دهند و از مسیرهای غیرقابل پیشبینی به هدف نزدیک شوند.
ترکیب این دو نوع سلاح مزایای عملیاتی قابل توجهی ایجاد میکند. موشکهای بالستیک با سرعت بسیار بالا فشار اولیه را بر سامانههای دفاعی وارد میکنند، در حالی که موشکهای کروز با پرواز در ارتفاع پایین و مسیرهای پیچیده میتوانند از نقاطی عبور کنند که پوشش راداری کمتری دارد. این ترکیب موجب میشود سامانههای دفاعی دشمن مجبور شوند بهطور همزمان با تهدیدهایی با ویژگیهای متفاوت روبهرو شوند. در کنار این تحولات، گزارشهایی درباره استفاده از سامانههای راکتی متحرک همچون «هایمارس» توسط نیروهای آمریکایی در برخی کشورهای منطقه منتشر شده است.
سامانه HIMARS یک پرتابگر چندمنظوره است که قادر است موشکهای هدایتشونده با برد چندصد کیلومتر را شلیک کند. این موشکها از سیستم هدایت ماهوارهای استفاده میکنند و دقت بالایی دارند. استفاده از چنین سامانههایی در نزدیکی مرزهای ایران میتواند نشاندهنده تلاش برای وارد کردن ضربات دقیق به اهداف مشخص باشد. با این حال حضور این سامانهها در خاک کشورهای منطقه میتواند پیامدهای سیاسی و امنیتی قابل توجهی برای آن کشورها نیز داشته باشد، زیرا آنها را بهطور مستقیم در معادلات درگیری وارد میکند. از نگاه تحلیل راهبردی، یکی از نکات مهم در این تقابل نحوه توزیع اهداف حملات است. برخی تحلیلهای برپایه دادههای منبع باز نشان میدهد که بخش قابل توجهی از عملیاتها علیه زیرساختها و پایگاههای مرتبط با نیروهای آمریکایی انجام شده است و نه صرفاً علیه اهداف دیگر. این مسئله نشان میدهد که تمرکز راهبردی بر تضعیف حضور نظامی آمریکا در منطقه بوده است.
چنین رویکردی در چارچوب نظریههای جنگ نامتقارن قابل تحلیل است؛ جایی که یک بازیگر منطقهای تلاش میکند با هدف قرار دادن نقاط آسیبپذیر شبکه نظامی قدرت بزرگتر، هزینه حضور آن را افزایش دهد. در همین چارچوب، نقش گروههای مقاومت منطقهای نیز قابل توجه است. برخی از این گروهها با استفاده از پهپادها یا موشکهای کروز بومی اقدام به حمله به پایگاههای نظامی کردهاند. در مواردی حتی سامانههای تسلیحاتی با نامگذاری بومی معرفی شدهاند که نشان میدهد ظرفیتهای تولیدی و مهندسی در سطح منطقهای نیز در حال گسترش است. این مسئله از نظر فناوری نظامی اهمیت دارد، زیرا نشاندهنده انتقال دانش فنی و توسعه زیرساختهای تولید در خارج از مراکز اصلی صنعتی است. از سوی دیگر، یکی از موضوعات مهم در جنگهای مدرن مسئله جنگ روانی و اطلاعاتی است. در بسیاری از موارد آمارهایی درباره میزان تخریب یا تعداد اهداف نابودشده منتشر میشود که با تصاویر واقعی یا دادههای قابل راستیآزمایی همخوانی کامل ندارد. در چنین شرایطی تحلیلگران نظامی معمولاً به دادههای تصویری، تصاویر ماهوارهای و منابع مستقل استناد میکنند تا ارزیابی دقیقتری از میزان خسارات به دست آورند.

اختلاف میان آمارهای اعلامی و شواهد تصویری میتواند نشاندهنده تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی یا حفظ روحیه داخلی باشد. در مجموع بررسی علمی و فنی تحولات اخیر نشان میدهد که الگوی عملیاتی ایران بر اساس چند اصل کلیدی بوده است؛ تخریب تدریجی زیرساختهای شبکه دفاعی دشمن، مختل کردن جریان اطلاعات در سامانههای فرماندهی و کنترل، استفاده ترکیبی از موشکهای بالستیک و کروز، و بهرهگیری گسترده از پهپادهای کمهزینه اما مؤثر. این ترکیب فناوریها و تاکتیکها میتواند در برابر سامانههای دفاعی پیچیده نیز چالشهای قابل توجهی ایجاد کند، بهویژه زمانی که حملات بهصورت چندمرحلهای و در قالب یک راهبرد بلندمدت اجرا شود. ازنگاه مطالعات راهبردی، چنین الگویی نشان میدهد که آینده درگیریهای نظامی بیش از پیش به رقابت در حوزه فناوریهای شبکهای، پهپادها و سامانههای موشکی وابسته خواهد بود. کشورهایی که بتوانند این فناوریها را در قالب یک راهبرد منسجم و چندلایه بهکار گیرند، قادر خواهند بود حتی در برابر سامانههای پیشرفته دفاعی نیز مزیت عملیاتی قابل توجهی ایجاد کنند. در این چارچوب، تحولات اخیر نمونهای از تغییر الگوهای جنگ مدرن به سمت نبردهای شبکهمحور، ترکیبی و برپایه فناوریهای بومی به شمار میآید.
نظر شما