به گزارش خبرگزاری ایمنا، سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران در عرصه تعاملات بینالمللی، همانگونه که توسط رهبر شهید حضرت آیتالله امام خامنهای (رضوان الله علیه) طراحی و هدایت شده است، با هدف شکستن فضای سنگین روانی و دیپلماتیک ایجاد بوده است، توسط دشمنان و بازپسگیری ابتکار عمل جهانی صورت گرفته است. این رویکرد، که در دل مذاکرات نمایان شد، به هیچ وجه یک مصالحه بر سر اصول علمی و فناورانه نیست، بلکه ابزاری برای عرضه حقیقت است؛ محوریت این استراتژی، بر نفی هرگونه توقف یا کاهش شتاب در مسیر دستیابی به علم و فناوری هستهای استوار است. این حوزه نه تنها یک صنعت، بلکه نماد قابلیت ملت ایران برای رسیدن به «راههای بسیار رفیع قلّههای علم و فناوری» در تمامی صنایع حیاتی دیگر تلقی میشود، این پافشاری بر ماهیت پیشرفتمحور علم هستهای، این حوزه را از سطح یک پرونده سیاسی صرف، به سطح یک عامل جهانشمول در نمایش توانمندیهای یک ملت ارتقا میدهد.
رهبر شهید حضرت آیتالله امام خامنهای (رضوان الله علیه) با قاطعیت اعلام میدارند که آنچه تا امروز در حوزه هستهای به دست آمده، یک «بشارت» و مژده برای ملت ایران است. این تأکید بهصرف بر وجود تأسیسات نیست، بلکه اعتراف به موفقیت در یک فرایند طولانیمدت تحقیق و توسعه علمی است. یکی از مهمترین مصادیق برجسته شده در این بیانات، توانایی تولید داخلی میله سوخت و صفحه سوخت برای راکتور تهران است، این دستاورد که در پی اخلالگری آمریکاییها در توافقات مربوط به سوخت ۲۰ درصد حاصل شد، نقطهعطفی در خودکفایی علمی کشور بود. در زمانی که غرب با تمسخر، این ادعا را «بلوف» میخواند، جمهوری اسلامی توانست در زمانی کوتاهتر از پیشبینیها، این فناوری حیاتی را بومیسازی کند، این موفقیت علمی دشمنان را «مبهوت» ساخت و نشان داد که دانش بومی شده، غیرقابل بازگشت و تعطیلی است. این امر، قدرت علمی را به عنصری تبدیل میکند که قابلیت چانهزنی و نفوذ را در میز مذاکره تعریف میکند.

فناوری هستهای به عنوان یک الزام توسعهای و نه یک امتیاز قابل معامله:
بر اساس دیدگاه کلان ارائه شده، حرکت در مسیر تحقیق و توسعه هستهای یک انتخاب تاکتیکی نیست، بلکه یک الزام استراتژیک توسعهای است. تأکید دارند که مذاکرهکنندگان باید بر این نکته پافشاری کنند که هیچ عاملی، از جمله فشار سیاسی یا مذاکرات، نباید منجر به توقف یا کُندی در این حوزه شود. این پافشاری، ریشه در این باور دارد که فناوری هستهای، به دلیل ماهیت پیشرفتهاش، دریچهای به سایر علوم و صنایع راهبردی است. تعطیلی یا معامله بر سر این دستاوردها، به معنای واگذاری آینده علمی ملت تفسیر میشود، امری که رهبر شهید حضرت آیتالله امام خامنهای (رضوان الله علیه) آن را به صراحت ناممکن میدانست. این رویکرد علمی-محور، جایگاه دانش هستهای را در معادلات قدرت نوین تعریف میکند.
در تحلیل ریشههای تحریم و فشار سیاسی، رهبر شهید حضرت آیتالله امام خامنهای (رضوان الله علیه) به واکاوی عمیقتری میپرداختند و بُعد علمی را از فشار سیاسی مجزا میکرند، اما ارتباط آن را با هویت ملی برجسته میدانستند، ایشان معتقد بودند که ریشه فشارها، نه بهصرف برنامه هستهای، بلکه «هویت مستقل ملت ایران» و اعتقاد اسلامی آن است.
شواهد تاریخی ارائه میشود که حتی پیش از دستیابی به سطح کنونی از توانمندی هستهای، فشارهای سیاسی و اتهامات حقوق بشری وجود داشته است. این تحلیل نشان میدهد که بهانهگیری دشمن ماهیتی پویا دارد؛ یعنی پس از حل شدن یک بهانه (هستهای)، بهانهای دیگر (حقوق بشر) طرح میشود. راهکار ارائه شده در این سطح، که توسط رهبر شهید حضرت آیتالله امام خامنهای (رضوان الله علیه) ترسیم شده، مقابله با این منطق زورگویانه است تنها راه برای پایان دادن به این چرخه بهانهجویی، نه اثبات «درست بودن» در چارچوب استانداردهای تحمیلی، بلکه اثبات نپذیرفتن زور و تحمیل است. این موضعگیری برپایه اقتدار ملی است که به واسطه پیشرفتهایی نظیر آنچه در صنعت هستهای رخ داده و کسب شده است. رهبر شهید حضرت آیتالله امام خامنهای (رضوان الله علیه) با این موضعگیری، یک الگوی مقاومت در برابر سلطه را برای جهان ترسیم میکنند؛ الگویی که در آن، دانش و توسعه فناورانه، به عنوان پایه و اساس اقتدار و استقلال ملی قرار گرفته و اجازه مبادله یا معامله نمییابد. تأکید بر این است که تا زمانی که ملت ایران زیر بار زور نرود، موضعگیری مقتدرانه ادامه خواهد یافت و این خود، تبدیل به یک عامل جهانشمول در عرصه دیپلماسی برپایه قدرت علمی میشود.
نظر شما