به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ معاصر ایران، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که چنین مستمر و تأثیرگذار در متن تحولات سیاسی و امنیتی کشور حضور داشته باشد. رهبر شهید انقلاب اسلامی طی بیش از چهار دهه، در بزنگاههای سرنوشتساز، از سالهای دشوار جنگ ایران و عراق گرفته تا دورههای پیچیده فشارهای بینالمللی، نقشی محوری در هدایت ساختار سیاسی ایفا کرده است. ثبات تصمیمگیری در بحرانها و حفظ انسجام داخلی از مهمترین جلوههای رهبری ایشان بود.
در عرصه منطقهای نیز، حمایت مستمر از جریان مقاومت در کشورهایی همچون لبنان، سوریه و عراق، به یکی از مؤلفههای شناختهشده راهبرد سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد. تثبیت موقعیت ایران در معادلات غرب آسیا، بدون چنین نگاه بلندمدتی امکانپذیر نبود. تأکید مکرر بر استقلال سیاسی، نفی وابستگی و صیانت از تمامیت ارضی کشور، در سالهای مختلف با صراحت بیان شده و در افکار عمومی بازتاب یافته است.
در حوزه پیشرفت علمی و فناوری نیز، پیگیری توسعه صنایع دفاعی و استمرار برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران، بخشی از سیاستهای کلانی بوده که با هدایت و نظارت رهبر شهید ایران دنبال شده است. حتی در مقاطع حساس مذاکرات هستهای، چارچوبها و خطوط قرمز اعلامشده از سوی ایشان، مبنای حرکت تیمهای مذاکرهکننده قرار گرفت و به انسجام داخلی در آن دوره کمک کرد. این ترکیب از پافشاری بر اصول و توجه به واقعیتهای میدانی، چهرهای از رهبر شهید ایران ترسیم کرده که همزمان بر آرمانها و مصلحتها اشراف دارد.

در کنار این ابعاد راهبردی، ارتباط مستمر با قشرهای مختلف جامعه ـ از دیدارهای منظم با دانشگاهیان و نخبگان علمی تا نشستهای فرهنگی با شاعران و فعالان اجتماعی ـ تصویری انسانیتر از این جایگاه سیاسی ارائه داده است. برای بسیاری از هواداران، این پیوند مستمر با بدنه جامعه، نشانهای از دغدغهمندی و توجه به لایههای گوناگون مردم تلقی میشود؛ ویژگیای که در کنار صلابت سیاسی، بر جذابیت شخصیت او افزوده است.
در همین چارچوب، گفتوگوی پیشرو با سردار اسماعیل کوثری، از فرماندهان دوران دفاع مقدس و نماینده مجلس شورای اسلامی و از افرادی که سالها در مسئولیتهای مختلف از نزدیک با رهبر انقلاب در ارتباط بوده، تلاشی است، برای شنیدن روایتی عینی از سلوک فردی، شیوه مدیریتی و ویژگیهای شخصیتی ایشان؛ روایتی که از دل تجربههای میدانی و سالهای همکاری مستقیم شکل گرفته است.
ایمنا: اگر موافق باشید گفتوگو را از نخستین دیدارتان با حضرت آیتالله شهید سیدعلی خامنهای آغاز کنیم. این دیدار چه زمانی بود و چه برداشتی از شخصیت ایشان داشتید؟
کوثری: نخستینبار در اواخر سال ۱۳۵۶ یا اوایل ۱۳۵۷ در مشهد ایشان را دیدم. از همان دیدار اول، حقیقتاً شیفته رفتار، کلام و اخلاقشان شدم. در آن زمان رهبر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) بودند، وقتی ایشان را دیدم که حدود ۳۸ یا ۳۹ سال داشتند، مشاهده کردم با وجود سن بهنسبت جوانشان، چنان با صلابت و جذاب سخنرانی میکردند که کلامشان بسیار گیرا و اثرگذار بود و بسیاری از حاضران مجذوب شخصیت و بیان ایشان میشدند.

ایمنا: پس از آن دیدار، ارتباط شما با ایشان چگونه ادامه پیدا کرد؟
کوثری: در سالهای بعد، زمانی که در سپاه تهران و سپس در لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص) خدمت میکردم، گاهی لازم بود گزارشهایی خدمت ایشان ارائه کنیم. ایشان نیز بعضی اوقات از نزدیک در صحنه حضور پیدا میکردند و اوضاع را بررسی میکردند. در تمام آن سالها، از نخستین دیدارم در سال ۵۶ و ۵۷ تا همین اواخر، پیش از شهادتشان، هیچ تغییری در سلوک شخصی و شیوه زندگی ایشان ندیدم. همان رفتار پدرانه، همان مهربانی و همان سادگی همیشگی را حفظ کرده بودند؛ با وجود آنکه هشت سال رئیسجمهور بودند و ۳۷ سال رهبری جامعه را بر عهده داشتند، در روحیه و سبک زندگیشان کوچکترین تغییری ایجاد نشده بود.
ایمنا: درباره سادهزیستی ایشان خاطرهای دارید؟
کوثری: بله. در دهه هفتاد، یک یا دو بار که در منزل بستری بودند، برای عیادت به دیدارشان رفتیم. آنجا بهصورت عینی این سادهزیستی را مشاهده کردیم. فرشی که در اتاق محل استراحت ایشان پهن بود، بسیار ساده و کهنه بود؛ بهگونهای که بهجرئت میتوان گفت در حد پایینترین سطح زندگی یک فرد معمولی قرار داشت. پرزهای فرش از بین رفته و سطح آن زبر شده بود، اما هیچ نشانی از تجمل یا تشریفات دیده نمیشد.
ایمنا: در حوزه فرهنگ و علایق شخصی، چه ویژگیهایی در ایشان برجسته بود؟
کوثری: علاقه ایشان به شعر و ادب مثالزدنی بود. در حوزه مداحی نیز توجه ویژهای داشتند و از مجالس اهلبیت(ع) حمایت میکردند. در زمینه مطالعه، فردی کمنظیر بودند و همواره بر کتابخوانی تأکید داشتند. در دوران دفاع مقدس، دیدگاهها و نظراتشان بسیار حسابشده و دقیق بود. در حوزه مدیریت نیز تصمیماتشان برپایه بررسی عمیق و محاسبه دقیق شرایط بود. از نظر معنوی، سراسر وجودشان آمیخته با محبت الهی بود و این معنویت در رفتار و گفتارشان آشکارا دیده میشد.

ایمنا: درباره روحیه خانوادگی ایشان صحبت کنید.
کوثری: از نزدیکان ایشان، از جمله آقای حدادعادل و برخی افراد معتمد، شنیده بودم که در خانه نیز همان روحیه پدرانه را داشتند؛ با فرزندان و نوهها بسیار مهربان و صمیمی بودند. در امانتداری نیز نمونه بودند. راه حضرت امام(ره) را در این ۳۷ سال نهتنها حفظ کردند، بلکه برای پیشرفت و توسعه آن برنامهریزی و تلاش مستمر داشتند.
ایمنا: شیوه برخورد ایشان با مدیران و مسئولان چگونه بود؟
کوثری: در برخورد با مدیران، هر جا لازم بود با صلابت و قاطعیت موضوع را پیگیری میکردند و گاهی تذکر جدی هم میدادند؛ اما همه میدانستند این سختگیریها از سر دلسوزی برای مردم و کشور است. همواره مسئولان را راهنمایی میکردند و در حوزه اقتصاد تأکید داشتند که باید به تولید داخلی اهمیت داد و اقتصاد مقاومتی را جدی گرفت، تا کشور در عرصههای اقتصادی همانگونه که در حوزههای نظامی، موشکی و هستهای به خودکفایی رسیده، وابسته به دیگران نباشد. هدفشان این بود که اقتصاد کشور نیز به نقطهای برسد که با تکیه بر توان داخلی اداره شود.

ایمنا: نقش ایشان در فرماندهی کلان کشور و نیروهای مسلح را چگونه ارزیابی میکنید؟
کوثری: فرماندهی ایشان شایسته و کمنظیر بود. در طول بیش از چهار دهه مسئولیتهای کلان، چه در دوران ریاستجمهوری و چه در سالهای رهبری، ارتباط نزدیکی با نیروهای مسلح داشتند و کمترین خطا در ساختار فرماندهی مشاهده میشد. همواره به نیروها امید میدادند و روحیه «ما میتوانیم» را که حضرت امام(ره) مطرح کردند، در عمل پیاده کردند.
ایمنا: درباره ارتباط ایشان با مردم و خانوادههای شهدا چه تجربهای دارید؟
کوثری: در جلسات عزاداری بهطور شخصی حضور پیدا میکردند و در کنار مردم مینشستند. نسبت به تمامیت ارضی کشور حساس بودند و تأکید داشتند حتی یک وجب از خاک ایران نباید در اختیار دشمن قرار گیرد. توجه و محبتشان به خانوادههای شهدا، بهویژه فرزندان شهدا، مثالزدنی بود. با دقت و مهربانی با آنان سخن میگفتند و احوالشان را پیگیری میکردند. بسیاری از همان فرزندان که امروز بزرگ شدهاند، بیش از هر چیز از فقدان آن روحیه پدرانه اندوهگین هستند.
ایمنا: اگر بخواهید جمعبندی کوتاهی از شخصیت ایشان داشته باشید، چه میگویید؟
کوثری: ایشان انسانی متفکر، دقیق و جامعنگر بودند. در جلسات کاری، با اعداد و آمار سخن میگفتند و موضوعات را با دقت پیگیری میکردند. در عین حال، با همان کمبودها و مشکلات، به مسئولان و نیروها امید میدادند تا به نتیجه مطلوب برسند. به اعتقاد من، ایشان مصداق روشن «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» بودند؛ در برابر دشمنان سرسخت و استوار، و در برابر مردم و نیروهای خودی، مهربان و پدرانه. این ویژگی را نهتنها در سخن، بلکه بارها در عمل مشاهده کردیم.
نظر شما