خانه‌هایی به وسعت آسمان/ روایت ضیافت قرآن در ماه بندگی

جلسات خانگی قرآن در ماه رمضان، فقط یک دورهمی ساده نیست، تمرین زندگی قرآنی است، تمرین اینکه قرآن فقط برای خواندن نیست، برای زیستن است. تمرین اینکه می‌شود خانه را با نور خدا روشن و فرشتگان را به مهمانی دعوت کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحال‌وبختیاری، ماه رمضان که از راه می‌رسد، کوچه‌ها و خانه‌ها بوی دیگری می‌گیرند. گویی فرشتگان در کوچه‌پس‌کوچه‌ها گشت می‌زنند تا خانه‌ای را که در آن قرآن خوانده می‌شود، پیدا کنند. در شلوغی شهر که هر کس به دنبال کار خود است، برخی خانه‌ها چراغشان روشن‌تر از همیشه است، خانه‌هایی که در آن نه برای امور روزمره که برای «ضیافت الله» سفره پهن کرده‌اند، اینجا دیگر یک خانه معمولی نیست، جلسه قرآن است.

از همان شب‌ها و روزهای نخست ماه، صدای دلنشین تلاوت قرآن از پنجره‌های کوچک خانه‌ها به کوچه نفوذ می‌کند، در یکی از این خانه‌ها، چند زن و مرد دور هم نشسته‌اند. قرآن‌ها را بوسیده و باز کرده‌اند. فضای خانه نورانی شده است. راست می‌گفتند آن هنگام که گفتند: «نَوِّرُوا بُیُوتَکُمْ بِتِلَاوَهِ الْقُرْآنِ»؛ خانه‌هایتان را با تلاوت قرآن نورانی کنید. این نور، نه فقط در چراغ‌های کوچک خانه، که در دل حاضران هم نفوذ کرده است.

در این خانه‌ها خبری از هیاهوی دنیا نیست. همه آمده‌اند تا سهمی از این ماه پرفیض ببرند، کسی از میان جمع آیات را با صوت خوش قرائت می‌کند و بقیه با دلی لرزان به آوای ملکوتی قرآن گوش دل می‌سپارند. در این حلقه‌های صمیمی، گاهی صدای گریه و گاهی دست‌ها برای دعا به آسمان بلند می‌شود. همان‌طور که روایت کرده‌اند این خانه‌ها آن‌قدر نورانی می‌شوند که برای اهل آسمان هم درخشندگی دارند.

آقای رفیعی یکی از میزبانان می‌گوید: «ما هر شب جمعه دور هم جمع می‌شدیم اما در ماه رمضان این دورهمی‌ها هر روز است و حال و هوای دیگری دارد. انگار که مهمان ویژه‌ای داشته باشیم. برکت خانه‌مان چند برابر شده، دعواها کم و دل‌ها نرم‌تر شده است.» راست می‌گوید، امام علی(ع) فرموده‌اند: خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود، برکتش زیاد می‌شود، فرشتگان در آن حضور می‌یابند و شیاطین از آن دور می‌شوند .

خانه‌هایی به وسعت آسمان/ روایت ضیافت قرآن در ماه بندگی

در این جلسات، قرآن تنها برای تلاوت نیست، برای فهمیدن و زندگی کردن است. هر شب یک آیه محور بحث می‌شود گاهی درباره صبر، گاهی درباره مهربانی، گاهی درباره امید. یکی از نوجوانان حاضر در جلسه می‌گوید: «قبلاً فقط برای ختم کردن قرآن می‌خواندم، اما اینجا فهمیدم آیه‌ها با زندگی من چه ربطی دارد و این همان تدبری است که استاد محمدی بر آن تأکید دارد خواندن قرآن همراه با فهم و تفسیر، راه را برای انس با قرآن آسان‌تر می‌کند.»

اما این محافل ساده، کارشان فقط نورانی کردن دل اعضای خانواده‌ها نیست گاهی بهانه‌ای می‌شود برای صله رحم و دیدار فامیل، همسایه‌ها و خویشاوندان دعوت می‌شوند و در کنار سفره قرآن، دور هم جمع می‌شوند دل‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شود و گره‌های کینه و کدورت در نور قرآن آب می‌شود.

امسال این جلسات رنگ و بوی دیگری گرفته‌اند، در متفاوت‌ترین ماه رمضانی که به چشم دیده‌ایم، در ماه رمضانی که خاک کشورمان آماج تجاوز دشمن نابه‌کار قرار گرفته است و قائد امت به شهادت رسیده است. امسال جلسات قرآن لباسی از جهاد نیز به تن کرده‌اند، خانواده‌هایی که به دور هم جمع می‌شوند و برای پیروزی رزمندگان اسلام دست به دعا بر می‌دارند، یکی از شرکت‌کنندگان قدیمی جلسات خانگی با چشمانی اشکبار می‌گوید:«هر روز بعد از نماز و تلاوت قرآن، دست به دعا برمی‌داریم. حس می‌کنم خدا نزدیک‌تر از همیشه است. گویی فرشتگان در خانه ما بال گشوده‌اند.»

ای کاش در هر محله‌ای، یک « فاطمه خانم» بود...

در میان هزاران جلسه خانگی که در سراسر ایران برگزار می‌شود، یکی هست که هیچ شباهتی به بقیه ندارد، نه قاری حرفه‌ای دارد، نه تفسیرهای عمیق، نه حتی یک قرآن‌آموز باسواد آنچنانی اما شاید نورانی‌ترین جلسه محله باشد.

خانه‌اش در یکی از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر است، پله‌ها را که پایین می‌روی، صدای زیرلب زمزمه کردن می‌آید. پیرزنی با چادر نماز سفید، دم در ایستاده و با روی باز از زنانی که یکی‌یکی می‌رسند، استقبال می‌کند. «خوش آمدید مادر»، «انشاءالله که قبول باشه»، «بفرمایید داخل».

فاطمه خانم ۶۷ سال سن دارد. در طول سال هم جلسات خانگی ختم انعام دارند اما در ماه رمضان، هر روز خانه‌اش پر می‌شود از زنانی که با شوق جز خوانی قرآن به اینجا می‌آیند. جالب اینجاست که خودش حتی یک کلمه از قرآن را نمی‌تواند بخواند.

یکی از همسایه‌ها می‌گوید: «ماه رمضان که می‌شود، فاطمه خانم زنگ می‌زند به همه ما می‌گوید خانه من برای قرآن آماده است، بیایید با هم قرآن بخوانیم.»

خانه‌هایی به وسعت آسمان/ روایت ضیافت قرآن در ماه بندگی

حکایت فاطمه خانم، حکایت عجیبی است. زنی که به دلیل مشکلاتی که داشته نتوانسته خواندن و نوشتن را بیاموزد حالا اما در آستانه هفتاد سالگی، کاری کرده کارستان. خانه خود را به اولین و مهم‌ترین میزبان جلسات قرآنی محله تبدیل کرده است. اینجا نه قاری دارد، نه بلندگو، نه هیئت. اینجا فقط دل است و صفا.

زن‌ها که دور هم می‌نشینند فاطمه خانم قرآن را باز می‌کند و به روی دست‌هایش می‌گذارد. یکی از خانم‌ها بلندبلند می‌خواند و بقیه با او زمزمه می‌کنند. فاطمه خانم اما در تمام مدت ساکت است، انگار که فقط گوش می‌کند اما اگر دقت کنی می‌بینی لب‌هایش بی‌صدا حرکت می‌کند گویی با هر آیه‌ای که می‌شنود آن را تکرار می‌کند شاید با خودش می‌گوید: «خدایا من سواد ندارم، اما دلم که جای خودش است.»

فاطمه خانم اما هیچ‌وقت خودش را نمی‌گیرد. وقتی از او تعریف می‌کنی، سری تکان می‌دهد و می‌گوید: «من که کاری نمی‌کنم. این خانم‌ها زحمت می‌کشند، می‌آیند و قرآن می‌خوانند من فقط خانه را آماده می‌کنم نمی‌خواهم خدای نکرده به قرآن بی‌حرمت شود. قرآن باید خوانده شود.»

شب‌های قدر که می‌شود، حال و هوای خانه فاطمه خانم فرق می‌کند. همه زن‌ها جمع می‌شوند. قرآن به سر می‌گیرند. اشک می‌ریزند. فاطمه خانم هم قرآن به سر دارد. اما این بار دیگر ساکت نیست. بلند بلند گریه می‌کند و دعا می‌خواند: «خدایا تو که می‌دانی من سواد ندارم. اما قرآن را دوست دارم. به عشق قرآن، ما را بیامرز، به عشق این زن‌ها که به خاطر تو و کتابت به خانه من می‌آیند، دعاهایمان را مستجاب کن.»

یکی از زن‌ها می‌گوید: «وقتی فاطمه خانم این‌طور دعا می‌کند، انگار آسمان به زمین نزدیک‌تر می‌شود. نمی‌دانم چرا، اما دعاهایش خالص‌تر است. شاید چون بی‌ریاتر است. هیچ چیز از دنیا ندارد اما دلش دریاست.»

امسال هم ماه رمضان آمده و فاطمه خانم دوباره زنگ زده به همه زن‌های محله: «این خانه هر روز منتظر شماست. بیایید که صدای قرآن در این خانه قطع نشود.»

همسایه‌ها می‌گویند از وقتی به این جلسه می‌آیند، آرامش بیشتری دارند. اختلافاتشان کمتر شده، دل‌هاشان نرم‌تر شده. یکی از همسایه‌ها می‌گوید: «من قرآن خواندن بلد نبودم. از بچگی نشد که بروم مکتب. اما از وقتی اینجا می‌آیم، کم کم یاد گرفته‌ام. فاطمه خانم هم که خودش بلد نیست، اما همیشه می‌گوید خدا دل را می‌بیند، نه سواد را.»

واقعاً همین است فاطمه خانم شاید نتواند قرآن بخواند، اما قرآن را در خانه‌اش جاری کرده است خانه‌اش را تبدیل به کانون نور کرده و حالا در آن خانه فرشتگان رفت‌وآمد می‌کنند. شیاطین فراری‌ هستند و برکت از در و دیوار می‌بارد و این، معجزه واقعی ماه رمضان است، اینکه در خانه‌ای به عشق خدا باز شود، دل‌ها جمع شوند و قرآنی خوانده شود، حتی اگر میزبانش نتواند آن را بخواند، چرا که خداوند نیت‌ها را می‌بیند و به میزان وسعت دل‌ها پاداش می‌دهد.

کد خبر 951592

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.