به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دهههای اخیر، فضای بصری جامعه ایرانی دستخوش تغییرات عمیق شده است؛ تغییراتی که از یکسو تحت تأثیر جهانیشدن، رسانههای دیجیتال و الگوهای طراحی وارداتی شکل گرفته و از سوی دیگر، واکنشی به همین فرایندها در قالب بازگشت به عناصر بومی را نشان میدهد. در این میان، خوشنویسی فارسی و بهویژه خط نستعلیق، بیش از سایر عناصر سنتی به عرصه زندگی روزمره راه یافته و از قابهای موزهای و صفحات کتابهای نفیس خارج شده است. حضور آن در دکوراسیون خانهها، طراحی شهری، محصولات فرهنگی و حتی صنعت مد، به یکی از نشانههای قابل توجه این تحول بدل شده است.
این گسترش، در سطح نخست، میتواند نشانه تلاش برای بازتعریف هویت بصری در برابر یکدستی جهانی باشد؛ تلاشی برای بازگشت به زبانی که قرنها حامل شعر، دین، اندیشه و زیبایی بوده است. اما همین روند، در سطحی دیگر، پرسشهای جدی درباره سرنوشت سنت در منطق بازار و رسانه مطرح میکند. آیا خوشنویسی در حال تبدیل شدن به یک زبان بصری زنده و معاصر است، یا صرفاً به الگویی تزئینی برای پاسخگویی به سلیقه مصرفکننده فروکاسته میشود؟
مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که فناوریهای دیجیتال و تولید انبوه وارد این حوزه شدهاند. ابزارهایی که امکان تکثیر سریع فرمهای خطی را فراهم کردهاند، اما همزمان خطر استانداردسازی، سطحیسازی و حذف مهارت هنری را نیز در پی دارند. در چنین شرایطی، خط از یک کنش هنری مبتنی بر تمرین، سنت استاد–شاگردی و تجربه زیباشناختی، به یک داده گرافیکی قابل دانلود و تکثیر بدل میشود؛ تحولی که پیامدهای فرهنگی آن کمتر مورد بحث قرار گرفته است.
از منظر فرهنگی، نحوه مواجهه با خوشنویسی در زیست معاصر، بازتابی از نسبت جامعه با گذشته خود است: آیا سنت بهعنوان منبع معنا و خلاقیت بازخوانی میشود، یا صرفاً به ذخیرهای از موتیفهای تزئینی برای بازار تبدیل میگردد؟ پاسخ به این پرسش، تنها در سطح هنر نیست، بلکه به سیاست فرهنگی، آموزش هنر، اقتصاد خلاق و حتی تجربه روزمره زیباشناختی شهروندان مربوط میشود.
در این چارچوب، بررسی حضور خوشنویسی در معماری و زندگی روزمره، فرصتی برای طرح یک مسئله کلان است: چگونه میتوان میان اصالت هنری، نیازهای زندگی معاصر و منطق بازار تعادل برقرار کرد؟ و آیا خط فارسی میتواند از جایگاه میراث تاریخی به سطح یک زبان بصری فعال در جهان معاصر ارتقا یابد، یا در چرخه مد و مصرف، به تصویری نوستالژیک و تهی از معنا تقلیل خواهد یافت؟

در همین راستا با مجتبی مجلسی، دبیر مجمع طراحان گرافیک انقلاب اسلامی (آیه)، مدیر هنری گروه فرهنگی هنری مِسک، مدیر هنری انتشارات آرما و هنرمند طراح گرافیک گفتوگو کردهایم.
ایمنا: در سالهای اخیر استفاده از خط نستعلیق و خوشنویسی در معماری، دکوراسیون و صنایع دستی بسیار گسترده شده است. این روند را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا آن را یک بازگشت فرهنگی مثبت میدانید یا یک موج مصرفی و زودگذر؟
مجلسی: خوشنویسی در سنت ایرانی–اسلامی فقط شیوهای برای نگارش نبوده و هنری بنیادین در شکلدهی به فرهنگ بصری نیز بوده است. خط، حامل معنا، ایمان، شعر و اندیشه بوده و در پیوندی عمیق با معماری، کتابآرایی و صنایع دستی رشد کرده است. در دهههای اخیر، با گسترش صنایع خلاق و بازتعریف هویت فرهنگی در جهان امروز، خوشنویسی بار دیگر تلاش میکند به عرصه عمومی بازگردد، اما این بازگشت همزمان با فرصتها، چالشهایی نیز به همراه دارد.
گسترش کاربرد خط در دکوراسیون و طراحی را میتوان نشانهای از میل جامعه به بازیابی هویت بصری بومی دانست. پس از دورهای که الگوهای مدرن وارداتی بر معماری و گرافیک شهری غالب بود، اکنون نوعی گرایش به عناصر سنتی دیده میشود که میتواند نشانه آگاهی فرهنگی باشد.
ایمنا: چالشهای این حوزه چیست؟
مجلسی: با این حال خطر تقلیل خوشنویسی به یک «الگوی تزئینی مد روز» نیز وجود دارد. اگر خط تنها بهعنوان موتیف گرافیکی و بدون توجه به معنا، ساختار و شأن هنریاش استفاده شود، به کالایی مصرفی بدل میشود و ارزش فرهنگی آن کاهش مییابد. بنابراین این روند نه ذاتاً مثبت است و نه منفی؛ کیفیت اجرا و میزان آگاهی طراحان تعیینکننده است.
خطر اجراهای ضعیف و بدون فرم مناسب و آلودگی بصری با فرمی که قرار است زیبا باشد، از جمله چالشهای اساسی است که با ورود نرمافزارهای دیجیتال و حتی هوش مصنوعی تشدید شده است. رواج خط، بهویژه نستعلیق، در معماری داخلی و صنایع خلاق را میتوان همزمان «فرصت» و «هشدار» دانست؛ فرصت از آنرو که زبان بصری بومی دوباره به صحنه آمده و امکان گفتوگو میان سنت و زندگی معاصر را فراهم کرده است، و هشدار از آنرو که اگر این حضور به برچسب تزئینی و مد زودگذر تقلیل یابد، به مصرفگرایی سطحی و تهیشدن معنا میانجامد.
ارزیابی نهایی وابسته به کیفیت طراحی، دقت در انتخاب متن و میزان درک از ریشههای فرهنگی خط است.
ایمنا: از نظر شما خوشنویسی، بهویژه نستعلیق، چه جایگاهی در سنت معماری و زیست ایرانی داشته و کاربردهای امروز تا چه حد ادامه آن سنت تاریخی است و تا چه حد پدیدهای مدرن و متفاوت محسوب میشود؟
مجلسی: در معماری سنتی ایران، خط عنصر تزئینی صرف نبوده است؛ بلکه بخشی از سازمان فضایی و معنایی بنا محسوب میشده است. کتیبهها، کاشیکاریهای قرآنی و اشعار حکشده بر دیوار خانهها و مدارس، همگی نشان از پیوند متن و فضا دارند و خط در این سنت واسطهای میان امر قدسی و امر مادی بوده است.
کاربردهای امروز، از یک سو ادامه همین سنت است، اما از سوی دیگر در بستری کاملاً متفاوت شکل میگیرد؛ بستری متأثر از اقتصاد بازار، رسانههای دیجیتال و سلیقه مصرفکننده. از این رو، کاربرد معاصر را باید پدیدهای دوگانه دانست؛ ریشهدار در گذشته اما شکلگرفته در شرایط مدرن، پر از فرصت و در عین حال پر از چالش.
در سنت ایرانی–اسلامی، خط همواره عنصری ساختاری در معماری بوده است؛ از کتیبههای مساجد تا کاشیکاریها و سنگنوشتهها. در بناهایی چون مسجد شیخ لطفالله و مسجد امام اصفهان، خط نه تزئین صرف، بلکه حامل معنا و سازماندهنده ساختار بصری فضاست. کاربردهای امروز نیز از یکسو ادامه این سنت آمیختگی متن و فضاست، اما با ورود به خانههای مدرن، پوشاک و محصولات گرافیکی، به پدیدهای نو و متأثر از اقتصاد خلاق معاصر تبدیل شده است.
ایمنا: حضور خط در فضای زندگی روزمره (خانه، پوشاک، اشیای تزئینی) چه تأثیری بر هویت بصری و تجربه زیباییشناختی جامعه دارد؟
مجلسی: ورود خوشنویسی به خانهها، پوشاک و اشیای تزئینی میتواند به تقویت هویت بصری جامعه بینجامد. خط نستعلیق با ریتم نرم و سیال خود نوعی لطافت و شاعرانگی به فضا میبخشد و میتواند حس تعلق فرهنگی و پیوند با سنت را تقویت کند. اما اگر طراحی فاقد تناسب و فرم مناسب باشد، نتیجه میتواند شلوغی بصری و خستگی ذهنی باشد. بنابراین تأثیر آن کاملاً وابسته به کیفیت اجراست.

ایمنا: خط نستعلیق چه ویژگیهای بصری و معنایی دارد که آن را برای کاربردهای تزئینی و معماری جذاب میکند و چه تفاوتی با دیگر خطوط دارد؟
مجلسی: نستعلیق به دلیل تعادل میان کشیدگیها و منحنیهای نرم، حالتی معلق و موزون دارد که آن را برای فضاهای داخلی و کاربردهای تزئینی جذاب میکند. پیوند تاریخی این خط با شعر فارسی نیز بار عاطفی و معنایی خاصی به آن بخشیده است. با این حال، در مقایسه با خطوط هندسیتر، ایجاد فرم یکنواخت و تعادل میان سواد و بیاض در نستعلیق مهارت بالاتری میطلبد و هر هنرجویی نمیتواند از آن فرمی چشمنواز و متعادل استخراج کند.
ایمنا: برخی منتقدان معتقدند استفاده گسترده و سطحی از خوشنویسی میتواند به ابتذال یا تضعیف شأن هنری خط منجر شود. این نقد را تا چه حد وارد میدانید و چه آسیبهایی را در این روند میبینید؟
مجلسی: این نگرانی بهجاست، بهویژه زمانی که محتوای متناسب با فرم و فضا در نظر گرفته نشود، یا ساختار اصیل حروف در فرایند دیجیتالسازی مخدوش گردد، یا اجرا بدون دانش تخصصی انجام شود و کیفیت تولید صنعتی جایگزین اصالت هنری شود.
با این حال، مردمیشدن یک هنر لزوماً به معنای سقوط آن نیست، بلکه میتواند زمینهای برای گسترش فرهنگ بصری باشد، به شرط آنکه هدایت هنرمندانه وجود داشته باشد. متأسفانه هنر خوشنویسی نه تنها در کاربردیشدن برای عموم، بلکه حتی در میان هنرمندان و اساتید نیز با چالشهایی مواجه است و مقایسه آثار قدما و برخی آثار معاصر گواه این مسئله است.
ایمنا: به نظر شما خوشنویسی چه نقش معنایی یا روانشناختی میتواند در فضای زندگی معاصر داشته باشد و مخاطبان امروز تا چه حد به محتوای متنی آن توجه میکنند؟
مجلسی: خط میتواند فضایی تأملبرانگیز ایجاد کند و یادآور ارزشهای فرهنگی و معنوی باشد. حتی اگر مخاطب همه واژگان را نخواند، ریتم و هارمونی بصری آن میتواند اثر روانی مثبت داشته باشد. با این حال، در جامعه امروز بخشی از مخاطبان بیشتر به فرم توجه دارند تا معنا، از این رو ترکیب هوشمندانه زیبایی و محتوا اهمیت ویژهای دارد.
ایمنا: اگر بخواهیم از این موج استفاده درست و مسئولانه کنیم، چه اصولی باید در طراحی و استفاده از خط رعایت شود و نقش خطاطان در هدایت این روند چیست؟
مجلسی: برای بهرهگیری درست از این موج فرهنگی، رعایت اصولی ضروری است؛ هم جامعه خوشنویسان باید انعطاف لازم برای کاربردیشدن خط را بپذیرند و هم تولیدکنندگان باید بدانند که ابزارهای دیجیتال هرگز نمیتوانند جای اصالت و فرم بصری خلقشده توسط یک خوشنویس را بگیرند.
ایمنا: آیا این پدیده میتواند به ابزاری برای انتقال و صدور فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی به دیگر کشورها تبدیل شود؟ چه ظرفیتهایی در خوشنویسی ایرانی برای مخاطب جهانی جذاب است؟
مجلسی: خوشنویسی ایرانی به دلیل ماهیت انتزاعی و شاعرانه خود قابلیت ارتباط با مخاطب جهانی را دارد. ترکیب آن با طراحی مینیمال معاصر، روایتهای فرهنگی مرتبط با شعر و عرفان و تولید آثار با استانداردهای بینالمللی میتواند آن را به زبانی بصری در عرصه جهانی تبدیل کند. در این مسیر، حفظ اصالت در کنار پاسخگویی به نیاز بازار جهانی مهمترین چالش است.
ایمنا: برای تبدیل خوشنویسی به یک محصول و زبان بصری صادراتی، چه راهبردهایی در طراحی، روایت فرهنگی و تعامل با معماری و طراحی معاصر لازم است و چگونه میتوان میان اصالت هنری و بازار جهانی تعادل برقرار کرد؟
مجلسی: گسترش حضور خوشنویسی در معماری و زندگی روزمره را میتوان نشانهای از جستوجوی هویت در عصر جهانیشدن دانست. اگر این پدیده آگاهانه هدایت شود، میتواند پلی میان سنت و مدرنیته ایجاد کند و به تقویت فرهنگ بصری ایرانی بینجامد، اما در صورت غلبه نگاه مصرفی، خطر سطحیشدن و تضعیف شأن هنری آن وجود دارد.
آینده خوشنویسی در زیست معاصر نه در بازگشت صرف به گذشته، بلکه در گفتوگوی خلاق و مسئولانه با اکنون رقم خواهد خورد.



نظر شما