سبک دلبستگی کودکان؛ الگویی که آینده روابط را شکل می‌دهد

دلبستگی کودک به مراقب، ستون رشد هیجانی و روانی او است که احساس امنیت، اعتماد و ارزشمندی را شکل می‌دهد و بر روابط بعدی سایه می‌اندازد و شناخت سبک‌های دلبستگی و تفاوت آن با وابستگی به والدین کمک می‌کند رفتارهای کودک را عمیق‌تر ببینند و با پاسخ‌دهی آگاهانه، زمینه شکل‌گیری دلبستگی ایمن را فراهم کنند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، رابطه‌ کودک با مراقب اصلی، فقط یک همراهی ساده در سال‌های ابتدایی زندگی نیست و این رابطه در واقع زیرساخت روانی تمام تجربه‌های بعدی کودک است. کودکی که در آغوش امن رشد می‌کند، جهان را جایی قابل کشف می‌بیند، اما کودکی که امنیت را ناپایدار تجربه می‌کند، ممکن است دنیا را پیش‌بینی‌ناپذیر یا تهدیدکننده احساس کند و به همین دلیل، کیفیت پیوند اولیه چیزی فراتر از محبت روزمره است و بنیان احساس ارزشمندی و اعتماد را می‌سازد.

نظریه دلبستگی که نخستین‌بار توسط جان بالبی مطرح شد، تأکید می‌کند که نیاز به امنیت عاطفی، یک نیاز زیستی و تکاملی است و بعدها پژوهش‌های تجربی مری اینسورث نشان دادند که الگوهای ارتباطی میان کودک و مراقب، قابل مشاهده و طبقه‌بندی هستند. این یافته‌ها نگاه‌های سنتی را به چالش کشیدند و نشان دادند پاسخ‌دهی حساس، به رشد استقلال منجر می‌شود.

در سال‌های ابتدایی زندگی، مغز کودک به شدت انعطاف‌پذیر است و تجربه‌های هیجانی به‌طور مستقیم بر ساختارهای عصبی اثر می‌گذارند. وقتی مراقب به گریه، ترس یا هیجان کودک پاسخ می‌دهد، در واقع به مغز او کمک می‌کند یاد بگیرد چگونه خود را آرام کند. این فرایند که به آن تنظیم مشترک هیجان گفته می‌شود، بعدها به توانایی خودتنظیمی تبدیل می‌شود و به بیان ساده، کودک ابتدا با کمک دیگری آرام می‌شود، سپس یاد می‌گیرد خودش آرام شود.

نکته مهم این است که دلبستگی فقط در لحظات خوشایند شکل نمی‌گیرد، بلکه در زمان‌های استرس و ناراحتی تثبیت می‌شود، وقتی کودک زمین می‌خورد، می‌ترسد یا ناکام می‌شود، واکنش مراقب تعیین‌کننده است و اگر احساسات او دیده و نام‌گذاری شوند، پیام پنهان این است که احساس تو مهم است و من کنار تو هستم، اما اگر تحقیر یا نادیده گرفته شود، کودک ممکن است یاد بگیرد احساسات خود را پنهان کند یا بیش از حد به آن‌ها بچسبد.

سبک دلبستگی کودکان؛ الگویی که آینده روابط را شکل می‌دهد

دلبستگی به معنای پیوند عاطفی عمیق و پایدار میان کودک و مراقبان اصلی است / چرا سبک دلبستگی کودکان اهمیت دارد؟

زهره سادات کاظمی، روان‌شناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه دلبستگی به پیوند عاطفی عمیق و پایدار میان کودک و مراقب اصلی گفته می‌شود که به کودک احساس امنیت می‌دهد تا جهان را کشف کند، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: این رابطه فقط یک احساس ساده نیست، بلکه الگویی ذهنی‌ می‌سازد که کودک بر اساس آن درباره خود و دیگران قضاوت می‌کند و این الگوها بعدها در روابط دوستی، عاطفی و حتی محیط کار هم اثر می‌گذارند.

وی با بیان اینکه سبک‌های دلبستگی به طور معمول به چهار دسته شامل ایمن، ناایمن اجتنابی، ناایمن دوسوگرا یا اضطرابی و آشفته تقسیم می‌شود، می‌افزاید: کودک با دلبستگی ایمن در حضور مراقب احساس آرامش می‌کند، در نبود او کمی ناراحت می‌شود و با بازگشتش سریع‌تر آرام می‌گیرد و در سبک اجتنابی، کودک به ظاهر مستقل و بی‌تفاوت به نظر می‌رسد، اما در واقع یاد گرفته است نیازهای خود را سرکوب کند چون پاسخ ثابتی دریافت نکرده است.

روان‌شناس و مشاور تربیتی تصریح می‌کند: در سبک دوسوگرا، کودک به شدت مضطرب و چسبنده است و حتی با بازگشت مراقب هم به‌سختی آرام می‌شود، چون تجربه پاسخ‌دهی نامنظم داشته است و سبک آشفته نیز به طور معمول در شرایطی شکل می‌گیرد که منبع امنیت، خود منبع ترس هم بوده و رفتار کودک ترکیبی و متناقض است.

استقلال سالم نتیجه دلبستگی ایمن است / چه زمانی دلبستگی کودک ناایمن می‌شود؟

کاظمی با بیان اینکه تفاوت دلبستگی با وابستگی بسیار مهم است، ادامه می‌دهد: وابستگی بیشتر به نیاز صرف به حضور فیزیکی یا کمک دیگران اشاره دارد و می‌تواند در هر سنی و حتی به اشیا یا عادت‌ها شکل بگیرد، اما دلبستگی یک پیوند عاطفی دوسویه و عمیق است که بر پایه احساس امنیت و اعتماد بنا می‌شود.

وی با بیان اینکه کودک دارای دلبستگی ایمن ممکن است در موقعیت‌هایی مستقل عمل کند، می‌گوید: استقلال سالم نتیجه دلبستگی ایمن است، نه نبود آن و برعکس، قطع ناگهانی رابطه یا بی‌توجهی عاطفی می‌تواند وابستگی اضطرابی یا ترس از رهاشدگی ایجاد کند و دلبستگی ایمن زمانی شکل می‌گیرد که مراقب به نیازهای جسمی و هیجانی کودک به صورت نسبتاً پایدار، قابل پیش‌بینی و همدلانه پاسخ دهد.

روان‌شناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه تماس چشمی، در آغوش گرفتن، نام بردن از احساسات کودک و تنظیم هیجان او در لحظات استرس، پیام امنیت را منتقل می‌کند، اضافه می‌کند: کودک در چنین فضایی یاد می‌گیرد احساسات او قابل پذیرش‌ است و دنیا جای خطرناکی نیست، اما در مقابل، دلبستگی ناایمن نتیجه بی‌ثباتی، طرد هیجانی، سخت‌گیری افراطی یا در برخی موارد ترس‌آفرینی است.

سبک دلبستگی کودکان؛ الگویی که آینده روابط را شکل می‌دهد

دلبستگی سالم زیربنای سلامت روان است / اختلال دلبستگی واکنشی چیست و چرا ایجاد می‌شود؟

ابوذر گل‌ورز، روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه تمام کودکان دلبستگی دارند و با کودکی مواجه نیستیم که فاقد دلبستگی باشد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: آنچه تفاوت ایجاد می‌کند، کیفیت و نوع دلبستگی است؛ دلبستگی می‌تواند ایمن یا ناایمن باشد و از همین رو مسئله اصلی، وجود داشتن یا نداشتن دلبستگی نیست، بلکه چگونگی شکل‌گیری و کیفیت آن است.

وی با بیان اینکه اصل دلبسته بودن، پدیده‌ای طبیعی و ضروری در رشد انسان است و نه تنها امر منفی تلقی نمی‌شود، بلکه زیربنای سلامت روان به شمار می‌رود، می‌افزاید: آنچه اهمیت دارد، ایمن بودن این دلبستگی است و دلبستگی ناایمن را در همه موارد نمی‌توان اختلال دانست، با این حال اگر از حدود مشخصی عبور کند و با شرایط آسیب‌زا همراه شود، ممکن است به وضعیتی بالینی تحت عنوان اختلال دلبستگی واکنشی تبدیل شود.

روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با اشاره به اینکه این اختلال حالتی است که در آن رابطه عاطفی کودک با مراقب اصلی دچار آسیب جدی شده است، تصریح می‌کند: نکته‌ای که باید به‌روشنی تبیین شود، تفاوت میان دلبستگی و وابستگی است؛ نوزاد در هفته‌ها و ماه‌های ابتدایی زندگی به دلیل ناتوانی جسمی و رشدی، وابسته به مراقب است و این وابستگی، امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر محسوب می‌شود.

تفاوت میان وابستگی و دلبستگی/ تاثیرات سبک‌های دلبستگی تنها به سال‌های نخست زندگی کودکان محدود نمی‌شود

گل‌ورز ادامه می‌دهد: وابستگی به این معنا است که کودک برای انجام امور خود نیازمند حضور مستقیم و مداخله عملی دیگری است، اما دلبستگی مفهومی عاطفی و هیجانی دارد و به کیفیت رابطه میان کودک و مراقب اشاره می‌کند و دلبستگی را می‌توان کیفیت رابطه عاطفی و فضای هیجانی حاکم بر ارتباط کودک و مراقب تعریف کرد.

وی با بیان اینکه در دلبستگی ایمن، کودک در حضور مادر یا مراقب اصلی احساس امنیت و آرامش می‌کند، اما در عین حال، در صورت جدایی کوتاه‌مدت نیز دچار فروپاشی هیجانی نمی‌شود و می‌تواند متناسب با سن خود به فعالیت بپردازد، می‌گوید: کودک دارای دلبستگی ایمن، چسبندگی افراطی یا وابستگی بیمارگونه ندارد، بلکه ضمن برخورداری از احساس امنیت، مسیر استقلال تدریجی را نیز طی می‌کند.

روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه اهمیت دلبستگی تنها به سال‌های نخست زندگی محدود نمی‌شود، بلکه آثار آن در روابط عاطفی آینده فرد، به ویژه در زندگی مشترک، به وضوح قابل مشاهده است، اضافه می‌کند: افرادی که با الگوی دلبستگی ناایمن رشد یافته‌اند، در بزرگسالی ممکن است با بی‌اعتمادی، ترس از طرد شدن، نگرانی از بی‌پاسخ ماندن نیازهای عاطفی و اضطراب از دست دادن رابطه مواجه شوند.

سبک دلبستگی کودکان؛ الگویی که آینده روابط را شکل می‌دهد

فرهنگ، ساختار خانواده و حتی تجربه‌های حل‌نشده والدین نیز بر شکل‌گیری دلبستگی اثر می‌گذارند. هیچ خانواده‌ای کامل نیست و هیچ مراقبی همیشه بهترین واکنش را نشان نمی‌دهد، اما آنچه اهمیت دارد، الگوی غالب رابطه است، نه اشتباه‌های مقطعی و حتی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که ترمیم رابطه پس از تعارض، می‌تواند تأثیری عمیق‌تر از نبود تعارض داشته باشد، زیرا به کودک می‌آموزد روابط قابل بازسازی‌ است.

درک سبک‌های دلبستگی به والدین کمک می‌کند رفتار کودک را تنها به عنوان نافرمانی یا وابستگی افراطی تفسیر نکنند، بسیاری از واکنش‌های هیجانی کودکان در واقع تلاش برای حفظ نزدیکی و امنیت است و وقتی این رفتارها از زاویه نیاز به امنیت دیده شوند، پاسخ والد نیز از تنبیه یا سرزنش به همدلی و راهنمایی تغییر می‌کند.

از سوی دیگر، دلبستگی یک برچسب دائمی نیست و تجربه‌های بعدی زندگی، روابط حمایتی و مداخلات آگاهانه می‌توانند الگوهای ناایمن را تعدیل کنند و این انعطاف‌پذیری پیام امیدبخشی برای خانواده‌ها است که به آنها یادآوری می‌کند مسیر رشد همچنان باز است.

پرداختن به موضوع دلبستگی به معنای توجه به کیفیت حضور در کنار کودک است که فقط فیزیکی نیست، بلکه هیجانی، ذهنی و پاسخ‌گو است. وقتی کودک احساس کند دیده می‌شود، شنیده می‌شود و ارزشمند است، بذر اعتماد در او کاشته می‌شود و این بذر، در سال‌های بعد به عزت‌نفس، روابط سالم و توانایی مقابله با چالش‌های زندگی تبدیل خواهد شد.

به طور کلی، دلبستگی کودک فراتر از محبت روزمره است و این پیوند، پایه‌ای برای احساس امنیت، اعتماد به دیگران و توانایی مقابله با چالش‌های زندگی است. سبک دلبستگی شکل‌گرفته در سال‌های ابتدایی، مسیر تعامل کودک با دنیا و خودش را مشخص می‌کند و حتی بر روابط دوستی و عاطفی آینده او اثر می‌گذارد و شناخت سبک دلبستگی و پاسخ‌دهی آگاهانه والدین، کلید ایجاد دلبستگی ایمن و پرورش کودکانی با عزت‌نفس و خودتنظیمی سالم است.

کد خبر 951015

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.