رمضانِ مینودری به روایت کوچه‌های فانوس‌باران

در قزوین قدیم، خبر آمدن رمضان را با «گل خندانی» می‌دادند؛ اینجا فانوس‌ها در سحرگاهان کوچه‌ها را نورباران و «قاق» و «حلوا ترک» سفره‌های افطار را رنگین می‌کنند، سفری داریم به رسم‌های رمضانی دیار مینودری از قصاص ابن‌ملجم با کله‌پاچه تا «قیمه‌نثار» شب عید فطر.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از قزوین، ماه مبارک رمضان در فرهنگ ایران زمین، تنها به معنای خودداری از خوردن و آشامیدن خلاصه نمی‌شود، بلکه فرصتی برای تجلی عمیق‌ترین باورهای دینی، همبستگی‌های اجتماعی و زنده‌نگاه‌داشتن سنت‌های دیرینه‌ای است که نسل به نسل منتقل شده‌اند.

هر گوشه از این سرزمین پهناور، آیین‌ها و رسوم بومی خاص خود را دارد که بر غنای این ماه عزیز می‌افزاید، دیار قزوین با پیشینه‌ای کهن و فرهنگی غنی از جمله مناطقی است که مردمانش همواره با شور و اشتیاقی وصف‌ناپذیر به استقبال ماه میهمانی خدا رفته‌اند و برای لحظه لحظه این ضیافت الهی، آدابی خاص و رنگین تدارک دیده‌اند.

از مراسم شادی‌بخش «گل خندانی» در آستانه رمضان گرفته تا سفره‌های افطار مزین به غذاهای سنتی و محلی همچون «حلوا ترک» و «یارمه حلیمی» و درنهایت آیین‌های پرفیض عید فطر با شامی مجلل از «قیمه‌نثار» و «پسته‌پلو» که همگی نشان‌دهنده پیوند عمیق فرهنگ، مذهب و آداب اجتماعی در این خطه از کشور یعنی قزوین است.

رمضانِ مینودری به روایت کوچه‌های فانوس‌باران

رسم «گل‌خندانی»

علی‌اصغر یوسف گمرکچی، قزوین‌پژوه در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به آدابی که توسط مردم قزوین پیش از حلول ماه مبارک رمضان انجام می‌شد، می‌گوید: قزوینی‌ها برای آمادگی ورود به ماه رمضان، مقداری آذوقه برای خود خریداری می‌کردند و کنار می‌گذاشتند که بخشی از آنکه خشکبار بود؛ آن‌ها این اقلام را به در خانه تهیدستان می‌فرستادند تا هم خود مهیای روزه‌داری شوند و هم مسکینان را در کسب این فیض یاری کرده باشند.

وی با بیان اینکه قزوینی‌ها با مراسم «گل‌خندانی» به استقبال ماه مبارک رمضان می‌رفتند، می‌افزاید: این آیین پیش از حلول ماه رمضان و در بعدازظهر آخرین جمعه ماه شعبان برپا می‌شد و شهرهای دیگر همچون «همدان» نیز از این آیین متاثر می‌شدند که در آنجا به عنوان «کلوخ‌اندازان» شناخته می‌شود.

این کارشناس رسوم محلی قزوین ادامه می‌دهد: اگر در ماه رمضان هوا مناسب می‌بود، «گل‌خندانی» در باغستان‌های سنتی قزوین برگزار می‌شد و در زمستان به علت سردی هوا، فرد بزرگ‌تر همه را به خانه‌اش دعوت می‌کرد تا تمام آشنایان دور هم این مراسم را به جای آورند.

یوسف گمرکچی با بیان اینکه این آیین سه هدف را دنبال می‌کرد، می‌گوید: هدف ابتدایی آن کسب شادی، گفت‌وشنود و خندیدن در کنار همدیگر است، اما هدف اصلی و مهم آن تشویق کردن بچه‌ها به روزه‌داری و روزه گرفتن است که طی آن به نونهالان در ازای گرفتن روزه، وعده جایزه داده می‌شد که فرد قول‌دهنده به عهد خویش وفا می‌کرد تا به عنوان «بدقول» شناخته نشود.

وی با اشاره به انواع پاداش‌هایی که به خردسالان روزه‌گیر قزوینی در عید سعید فطر تعلق می‌گرفت، می‌گوید: اگر شخص وعده‌دهنده متمکن می‌بود، یک بزغاله یا بره (یا مرغ و خروس) هدیه می‌داد و در غیر این صورت، کلاهی برای پسربچه‌ها یا پیراهنی به دختربچه‌ها اهدا می‌شد؛ هدیه شناخته‌شده در این میان، یک جفت گیوه بود که توسط مادربزرگ‌ها بافته و به کودکان موفق در روزه‌داری داده می‌شد.

این فعال فرهنگی با اشاره به سومین هدف برگزاری گردهمایی «گل‌خندانی» اظهار می‌کند: در این مراسم برای تمام ماه رمضان برنامه‌ریزی مدونی انجام می‌شد و تقسیم وظایف میان افراد یک محله صورت می‌گرفت، به عنوان مثال تعیین می‌کردند که چه کسانی مسئول خواندن مناجات با صدای بلند و اذان گفتن هستند.

یوسف گمرکچی بیدار کردن دم سحر را یکی از وظایف محوله در آیین فوق می‌داند و اظهار می‌کند: هرکس که مسئول بیدار کردن روزه‌داران یک محله بود، باید زودتر از بقیه بیدار می‌شد و فانوس به دست در کوچه‌ها، درِ همسایه‌ها را می‌زد و روزه‌داران را بیدار می‌کرد، در هر محله‌ای دو تا سه نفر مأمور بودند که برای تمام اهالی اذان بگویند.

رمضانِ مینودری به روایت کوچه‌های فانوس‌باران

آداب قزوینی‌ها هنگام عید فطر

وی در رابطه با آیین‌هایی که قزوینی‌ها در روزهای واپسین ماه رمضان برپا می‌کنند، تصریح می‌کند: مردم قزوین شب ۲۷ رمضان کله‌پاچه می‌خوردند، چراکه معتقد بودند که در این شب «ابن ملجم مرادی» قاتل ملعون حضرت علی (ع) قصاص می‌شود و این غذا را به شادمانی این مناسبت می‌خوردند.

این کارشناس فرهنگ عامه با بیان اینکه در قزوین به روزه کله‌گنجشکی، روزه «غلّاغی (کلاغی)» می‌گفتند، خاطرنشان می‌کند: قزوینی‌ها به طور معمول در ساعات پیش از ظهر روز عید فطر به خانه بزرگ‌ترهای فامیل می‌رفتند و به همراه میزبان‌شان در ابتدای ناهار، یکی از انواع آش را میل می‌کردند تا پس از یک ماه روزه‌داری، کم‌کم و به‌تدریج به ناهار خوردن عادت کنند.

یوسف گمرکچی ادامه می‌دهد: در گذشته قزوینی‌ها در این روز (عید فطر) برای عروسی که تازه نامزد (عقد) کرده بود، عیدی می‌بردند که شامل یک قواره پارچه، یک گوشواره یا گردنبند طلا یا کفش و لباس بود ودر یک بقچه ترمه‌دوزی‌شده، توسط خواهر داماد به عروس خانم هدیه می‌شد.

افطاری‌های سنتی قزوین

رضا خلج‌طایفه، تاریخ‌نگار محلی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا «حلوا تَرَک» را غذای خاص مراسم «گل‌خندانی» عنوان می‌کند و می‌گوید: این غذای مقوی که از آرد گندم، شیره انگور و روغن حیوانی تهیه می‌شود، به شدت نیروبخش و پرکالری بوده و به این دلیل مصرف می‌شده است که بنیه جسمانی روزه‌دار قزوینی را در آستانه فرارسیدن ماه مبارک رمضان تقویت کند.

وی درباره غذاهایی که قزوینی‌ها هنگام افطار صرف می‌کردند، تصریح می‌کند: «قاق» که در شهرهای دیگر به اسم «نان قندی» شناخته می‌شود، به دو شکل قاق سَقط (کلفت) و قاق نازیک (نازک) در سفره‌های افطاری وجود داشت و از «سقط‌چی» یا خشکه‌پز (شیرینی‌پز سنتی قزوین) خریداری و تهیه می‌شد.

این تاریخ‌نویس با بیان اینکه افطار مردم قزوین با غذاهای گرم و سبک شروع می‌شد، ادامه می‌دهد: آش حلیم (حلیم گندم) به دو صورت وجود داشت، یکی حلیم بازاریکه هنوز هم پخته، فروخته و مصرف می‌شود و نوع دیگر که امروزه به ندرت پخته می‌شود، «یارمه حلیمی» یا حلیم خانگی بوده که توسط کدبانوهای قزوینی از گندم‌های خردشده، پخته می‌شد و با چاشنی «آرد نخود» و «زردچوبه»، بسیار خوش‌طعم می‌شده است.

رمضانِ مینودری به روایت کوچه‌های فانوس‌باران

«آش دوغ» ویژه بر سر سفره‌های افطار

خلج‌طایفه با اشاره به حضور «آش دوغ» ویژه بر سر سفره‌های افطار آن روز قزوینی‌ها، اضافه می‌کند: این نوع آش که در مهمانی‌ها و عروسی‌های مردم قزوین خورده می‌شده به صورت سرد جلوی فرد افطارکننده گذاشته می‌شده است، زمانی که آن را می‌پختند، یکی دو ساعت اجازه می‌دادند که آش در دمای اتاق بماند و سرد شود.

وی با اشاره به شام قزوینی‌ها در عید سعید فطر، اظهار می‌کند: «قیمه‌نثار» که نامش از ریختن پسته و بادام در آن وام گرفته است، متداول‌ترین غذای شام قزوینی‌ها در ماه مبارک رمضان به ویژه در شب عید فطر بوده و هست، در این میان «پسته‌پلو» که از غذاهای سنتی گران‌بهای قزوین است و از دوران صفویه، توسط درباریان و اعیان و اشراف صرف می‌شده است، وجود دارد که در کنار «مرصع‌پلو» در زمره شام‌های پرهزینه عید فطر است.

به گزارش ایمنا، آنچه از میان گفته‌ها و خاطرات پیشینیان برمی‌آید، این حقیقت آشکار است که ماه رمضان در فرهنگ مردم قزوین تنها یک فریضه دینی نیست بلکه بهانه‌ای برای تحکیم پیوندهای اجتماعی، انتقال میراث فرهنگی به نسل‌های بعدی و پاسداشت آیین‌هایی است که ریشه در عمق باورها و سبک زندگی این مردم دارد.

از «گل خندانی» که کودکان را با شوق و تشویق به روزه‌داری دعوت می‌کرد تا فانوس‌هایی که در سحرگاهان، روشنای امید را به خانه‌ها می‌بردند، همه و همه نشان از نگاه جامعه‌محوری دارد که روزه را نه یک تکلیف فردی بلکه یک حماسه جمعی می‌دید.

رمضانِ مینودری به روایت کوچه‌های فانوس‌باران

امروزه و با تغییر سبک زندگی، توسعه شهرنشینی و ورود فناوری به خانه‌ها، بسیاری از این آیین‌ها یا به کلی فراموش یا به حاشیه رانده شده‌اند، زنگ خانه‌ها جای خود را به زنگ تلفن‌های همراه داده و فانوس‌ها روشنایی خود را به چراغ‌های برق خیابان‌ها واگذار کرده‌اند با این حال هنوز در گوشه و کنار محله‌های قدیمی قزوین، کدبانوهایی هستند که «یارمه حلیمی» را به سبک مادرانشان می‌پزند و پدربزرگ‌هایی که برای نوادگانشان از «قاق نازیک» و شب‌های بیداری محله می‌گویند.

شاید بازخوانی این آیین‌ها و ثبت خاطرات آن، تلاشی باشد برای زنده نگه‌داشتن هویتی که در ورطه فراموشی دست و پا می‌زند، چه نیکوست که در هیاهوی زندگی مدرن، گاهی سری به محله‌های قدیمی و باغستان‌های سنتی قزوین بزنیم و از نسل‌های گذشته، رسم مهربانی، همدلی و پایبندی به سنت‌های اصیل را بیاموزیم، رسمی که در آن، جایزه یک روزه‌دار کوچک، فقط یک هدیه نبود بلکه پاسداشت غیرتی بود برای ماندگاری فرهنگی که قرن‌ها در این سرزمین ریشه دوانده است.

گزارش از آرش صالحی

کد خبر 950712

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.