به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در دو دهه گذشته، مفهوم «شهر هوشمند» به یکی از کلیدیترین گفتمانهای برنامهریزی شهری تبدیل شده است. در نسل نخست این رویکرد، تمرکز به طور عمده بر استقرار زیرساختهای فناورانه، سنسورها، شبکههای ارتباطی و پلتفرمهای نرمافزاری بود. شهرها با رقابتی آشکار برای «هوشمندتر شدن» به نصب دوربینهای نظارتی، توسعه اینترنت اشیا، مراکز داده عظیم و سامانههای مدیریت ترافیک روی آوردند، اما بهتدریج روشن شد که فناوری بهتنهایی نهتنها تضمینکننده بهبود کیفیت زندگی نیست، بلکه در صورت نبود چهارچوبهای حکمرانی و عدالت دیجیتال میتواند نابرابریها را تشدید کند، منجر به نظارت افرادی بر اعضا و امور جامعه شود و گروههای کمبرخوردار را حذف کند.
شهر هوشمند نسل دوم در واکنش به این چالشها شکل گرفته است. این نسل بهجای تمرکز بر اینکه «چه فناوریای نصب شود»، این سوال را مطرح میکند که «فناوری برای چه کسی و با چه هدفی به کار گرفته میشود؟» در این رویکرد، داده بهعنوان یک منبع عمومی در نظر گرفته میشود که باید در خدمت رفاه شهروندان، شفافیت حکمرانی و توسعه پایدار باشد. مفهوم انسانمحوری در این چهارچوب به معنای مشارکت فعال شهروندان در تصمیمگیری، مالکیت و کنترل دادههای شخصی، دسترسی برابر همه گروههای جامعه به خدمات دیجیتال و طراحی خدمات شهری بر اساس نیازهای واقعی ساکنین و بازدیدکنندگان شهر است.
گذار از فناوریمحوری به انسانمحوری مستلزم تحول در سه سطح کلیدی است: نخست، سطح داده و زیرساخت است که باید از انحصار شرکتهای بزرگ خارج شود و بهصورت باز و قابلدسترس مدیریت شود. دومین سطح حکمرانی است که نیازمند شفافیت، پاسخگویی و سازوکارهای مشارکتی است. سوم، سطح اجتماعی است که به توانمندسازی دیجیتال، سواد داده و کاهش شکاف دیجیتال میپردازد. در چنین مدلی، شهر هوشمند نه یک پروژه فناورانه بلکه یک پروژه اجتماعی-سیاسی محسوب میشود که منافع همه ذینفعان را در نظر میگیرد.
در این میان، بعضی شهرها توانستهاند نمونههایی عملی از این گذار را ارائه دهند. تجربه شهرهایی همچون بارسلونا، سنگاپور و آمستردام نشان میدهد که مسیرهای متفاوتی برای تحقق شهر هوشمند نسل دوم وجود دارد. هر یک از این شهرها با تکیه بر زمینههای بنیادی، فرهنگی و اقتصادی خاص خود، مدلهایی را توسعه دادهاند که از فناوری بهعنوان ابزار، نه هدف، استفاده میکند.

بارسلونا: دموکراسی داده و مالکیت شهروندان بر اطلاعات شهری
شهر بارسلونا یکی از شاخصترین نمونههای گذار از مدل شهری فناوریزده به مدل دموکراتیک شهر هوشمند است. این شهر نیز در دورهای، همچون بسیاری از کلانشهرهای اروپایی به توسعه زیرساختهای اینترنت اشیا، سنسورهای محیطی و سامانههای مدیریت هوشمند روی آورد، اما از میانه دهه ۲۰۱۰، با تغییر رویکرد مدیریت شهری، تمرکز خود را از «کارایی تکنولوژیک» به «حاکمیت داده شهروندان» تغییر داد.
بارسلونا معماری دادهای خود را از نظر فنی بازطراحی کرد. یکی از اجزای کلیدی این تحول، توسعه پلتفرم «دسیدیم (Decidim)» بهعنوان یک زیرساخت متنباز برای مشارکت دیجیتال شهروندان است. این سامانه بر پایه معماری ماژولار و استانداردهای باز توسعه پیدا کرد و امکان ثبت پیشنهاد، رأیگیری، مشورت عمومی و رهگیری اجرای سیاستها را برای همه اعضای جامعه فراهم کرده است. دسیدیم نهتنها یک ابزار ارتباطی بلکه یک چهارچوب حکمرانی دیجیتال است که دادههای تولیدشده توسط شهروندان را در مالکیت عمومی نگه میدارد و از انحصار پلتفرمهای خصوصی جلوگیری میکند.

بارسلونا در لایه زیرساختی به سمت استفاده از API های باز و استاندارد FIWARE حرکت کرده است. به زبان ساده، API مجموعهای از پروتکلها، روندها و ابزارهایی است که به نرمافزارهای مختلف اجازه میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این چهارچوب امکان تبادل داده میان سنسورها، سامانههای مدیریت انرژی، حملونقل و خدمات شهری را بهصورت یکپارچه فراهم میکند. دادهها در مخازن شهری با قابلیت ناشناسسازی و رمزنگاری ذخیره میشوند و دسترسی به آنها از طریق سطوح دسترسی تعریفشده انجام میگیرد. این معماری چندلایه شامل لایه جمعآوری داده (از سنسورهای اینترنت اشیا)، لایه مدیریت محتوا (از طریق کارگزارهای محتوا)، لایه ذخیرهسازی و لایه کاربردی است.
یکی از نوآوریهای مهم بارسلونا، تعریف «قرارداد اجتماعی داده» است. بر اساس این رویکرد، شهروندان حق دارند بدانند چه دادهای از آنها جمعآوری میشود، چگونه پردازش میشود و چه کسانی به آن دسترسی دارند. در پروژههای هوشمندسازی، الزام به استفاده از نرمافزارهای متنباز و قابلیت انتقالپذیری داده در قراردادهای شهری گنجانده شده است. این اقدام از قفلشدگی فناوری، کپیکاری، سوگیری و تکرار جلوگیری میکند و امکان رقابت سالم میان ارائهدهندگان خدمات را فراهم میسازد.
از منظر امنیت سایبری، بارسلونا چهارچوبی مبتنی بر استاندارد ISO ۲۷۰۰۱ برای مدیریت امنیت اطلاعات به کار گرفته است؛ به این ترتیب، دادههای حساس با الگوریتمهای رمزنگاری پیشرفته محافظت میشوند و سازوکارهای ممیزی دورهای برای ارزیابی ریسک پیادهسازی میشود، همچنین داشبوردهای شفافیت عمومی به شهروندان امکان میدهد عملکرد پروژهها و هزینهکرد منابع را مشاهده کنند.
نتیجه این رویکرد، ارتقای اعتماد عمومی و تقویت مشارکت مدنی در تصمیمسازی شهری است. در این مدل، فناوری نه ابزاری برای کنترل، بلکه بستری برای تقویت دموکراسی شهری محسوب میشود. بارسلونا نشان داده است که شهر هوشمند نسل دوم میتواند همزمان کارآمد، شفاف و عادلانه باشد؛ به شرط آنکه داده بهعنوان یک کالای عمومی و نه سرمایه انحصاری تعریف شود.

سنگاپور: یکپارچگی داده و حکمرانی متمرکز هوشمند
سنگاپور رویکردی متفاوت اما موفق در توسعه شهر هوشمند نسل دوم ارائه کرده است. برخلاف بارسلونا که بر دموکراسی داده تأکید دارد، سنگاپور بر یکپارچگی، هماهنگی سازمانی و مدیریت متمرکز دادهها تمرکز کرده است. پروژه «ملت هوشمند» این کشور رویکردی است که با هدف ایجاد یک پلتفرم یکپارچه دادههای شهری طراحی شده است.
سنگاپور زیرساخت حسگری گستردهای شامل دوربینهای هوشمند، حسگرهای زیستمحیطی، سامانههای حملونقل متصل و کنتورهای هوشمند انرژی ایجاد کرده است. این دادهها از طریق شبکههای امن به مرکز عملیات شهری منتقل میشوند. در این مرکز، دادهها با استفاده از فناوریهای کلانداده و تحلیل پیشبینانه پردازش میشوند. معماری داده بر پایه «مرکز دادههای دولتی» طراحی شده است که دادههای سازمانهای مختلف را در قالب استانداردهای مشترک تجمیع میکند.

یکی از ویژگیهای فنی مهم، استفاده از شناسه دیجیتال یکپارچه (SingPass) برای احراز هویت شهروندان است. این سامانه امکان دسترسی ایمن به خدمات دولتی، پرداختها، سوابق پزشکی و سایر خدمات را فراهم میکند. زیرساخت احراز هویت مبتنی بر رمزنگاری کلید عمومی و احراز هویت چندعاملی است که سطح امنیت بالایی را تضمین میکند.
سنگاپور برای تحلیل دادهها، از مدلهای یادگیری ماشین برای پیشبینی تراکم ترافیک، مدیریت شیوع بیماریها و بهینهسازی مصرف انرژی استفاده میکند. پلتفرمهای ابری دولتی امکان مقیاسپذیری و پردازش بیدرنگ دادهها را فراهم ساختهاند، همچنین استانداردهای دقیق حاکمیت داده، شامل طبقهبندی داده، سیاستهای نگهداری و سازوکارهای اشتراکگذاری میانسازمانی تدوین شده است.
اگرچه مدل سنگاپور متمرکز است، اما کیفیت زندگی شهروندان را در اولویت قرار داده است. سامانههای هوشمند حملونقل عمومی، خدمات سلامت دیجیتال و برنامهریزی شهری مبتنی بر داده، موجب افزایش کارایی و کاهش هزینهها شدهاند. این شهر نشان میدهد که انسانمحوری فقط به معنای تمرکززدایی کامل نیست؛ بلکه میتواند در قالب حکمرانی متمرکز اما پاسخگو نیز تحقق پیدا کند.

آمستردام: نوآوری باز و اکوسیستم مشارکتی استارتاپها
شهر آمستردام نمونهای از رویکرد اکوسیستمی در شهر هوشمند نسل دوم است. در این مدل، شهرداری نقش تسهیلگر را ایفا میکند و بستر همکاری میان دانشگاهها، استارتآپها، شرکتهای فناوری و شهروندان را فراهم میآورد. پروژه «شهر هوشمند آمستردام» یک پلتفرم همکاری باز است که پروژههای نوآورانه را در حوزه انرژی، تحرک، اقتصاد چرخشی و داده شهری گرد هم میآورد.
آمستردام زیرساخت داده بازی ایجاد کرده است که مجموعهای از دادههای حملونقل، محیطزیست، جمعیت و بودجه شهری را در قالب استانداردهای قابلخوانش ماشینی منتشر میکند. این دادهها از طریق API های عمومی در دسترس توسعهدهندگان قرار میگیرد. چهارچوبهای متنباز و معماری مبتنی بر میکروسرویسها امکان توسعه سریع راهکارهای نوآورانه را فراهم میسازد.
پروژههای شبکه هوشمند در حوزه انرژی با استفاده از کنتورهای هوشمند و سامانههای مدیریت توزیع انرژی اجرا شدهاند. دادههای تولید و مصرف انرژی بهصورت بیدرنگ تحلیل میشوند و الگوریتمهای بهینهسازی بار، تعادل شبکه را حفظ میکنند. در بخش تحرک شهری، دادههای دوچرخههای اشتراکی، حملونقل عمومی و خودروهای برقی در یک داشبورد یکپارچه نمایش داده میشود.

آمستردام همچنین چهارچوبی برای «ارزیابی اخلاقی فناوری» تدوین کرده است که پروژههای دیجیتال را از منظر حریم خصوصی، شفافیت الگوریتمی و تأثیر اجتماعی ارزیابی میکند. این چهارچوب فقط یک سند نظری نیست، بلکه بهصورت عملی در فرایند طراحی، اجرا و ارزیابی پروژههای دیجیتال شهری به کار گرفته میشود. مشارکت شهروندان در طراحی پروژهها از طریق کارگاههای همآفرینی انجام میشود و اگر در پروژهای از الگوریتم یا هوش مصنوعی استفاده شود، باید قابل توضیح باشد. این رویکرد موجب شده است که فناوری از بالا به پایین تحمیل نشود، با نیاز واقعی مردم همراستا باشد و از همان ابتدا مشروعیت اجتماعی پیدا کند.
تجربه آمستردام نشان میدهد که شهر هوشمند نسل دوم میتواند بر پایه همکاری، شفافیت و نوآوری باز توسعه پیدا کند. در این مدل، داده بهعنوان زیرساختی مشترک برای خلق ارزش اجتماعی عمل میکند و فناوری در خدمت پایداری، عدالت و کیفیت زندگی قرار میگیرد.



نظر شما