به گزارش خبرگزاری ایمنا، نوجوانی دورهای سرنوشتساز در شکلگیری شخصیت و سبک زندگی فرد است که در آن میل به استقلال، تجربه کردن و یافتن هویت شخصی به اوج میرسد. نوجوان در این سن دیگر کودک نیست، اما هنوز به ثبات و پختگی کامل بزرگسالی هم نرسیده است و همین وضعیت بینابینی باعث میشود گاهی تصمیمهایی بگیرد که بیش از آنکه بر منطق استوار باشد، بر هیجان و تأثیرپذیری از محیط تکیه دارد. در چنین بستری، برخی رفتارهای پرخطر مانند تجربه مصرف دخانیات یا مواد مخدر میتوانند به عنوان راهی برای نشان دادن بزرگ شدن یا متفاوتبودن ظاهر شوند، در حالی که پیامدهای آن بسیار عمیقتر از یک تجربه گذرا است.
از نظر زیستی نیز مغز نوجوان در حال تکامل است، بخشهایی که مسئول کنترل هیجان، پیشبینی پیامدها و تصمیمگیری منطقی هستند، هنوز به بلوغ کامل نرسیدهاند و این ویژگی طبیعی رشد باعث میشود نوجوانان بیشتر در معرض رفتارهای تکانشی قرار بگیرند و خطر را کمتر از واقعیت برآورد کنند. به همین دلیل، اولین تجربه مصرف سیگار یا مواد ممکن است ساده و بیاهمیت به نظر برسد، اما همین تجربه میتواند زمینهساز وابستگی سریعتر و عمیقتر شود، زیرا مغز در این سن حساستر و آسیبپذیرتر است.
در کنار عوامل زیستی، شرایط اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیر بسزایی دارد، نوجوانان امروز در معرض حجم گستردهای از اطلاعات و تصاویر قرار دارند که گاهی مصرف دخانیات یا برخی مواد را به صورت غیرمستقیم عادی یا حتی جذاب نشان میدهند و این بازنماییها میتوانند در ذهن نوجوان تصویری نادرست از واقعیت ایجاد کنند و خطرات را کمرنگ جلوه دهند. اگر در محیط اطراف نیز نمونههایی از مصرف وجود داشته باشد، این عادیسازی تقویت میشود و احتمال تجربه اولیه افزایش مییابد.
فشار گروه همسالان یکی دیگر از عوامل مهم در گرایش به مصرف مواد است و نیاز به تعلق و پذیرفتهشدن در جمع دوستان، برای نوجوان اهمیت ویژهای دارد. گاهی ترس از طردشدن یا متفاوت دیدهشدن باعث میشود فرد برخلاف میل درونی خود به پیشنهاد مصرف پاسخ مثبت دهد و در چنین موقعیتهایی، نداشتن مهارت نه گفتن و ضعف در اعتمادبهنفس میتواند نقش تعیینکنندهای ایفا کند و بسیاری از نوجوانان نه به دلیل علاقه، بلکه تنها برای حفظ جایگاه اجتماعی خود وارد این مسیر میشوند.

آگاهی به تنهایی مانع رفتار پرخطر نمیشود / از نظر علمی، سیگار و مواد مخدر از طریق فعالسازی مدارهای پاداش مغز عمل میکنند
ابوذر گلورز، روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه نوجوانان و حتی بزرگسالان از خطرات مصرف موادمخدر و دخانیات آگاه هستند، اما آگاهی به تنهایی مانع رفتار پرخطر نمیشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، وجود یک فرد دلسوز، شنوا و قابل اعتماد در زندگی نوجوان است.
وی با بیان اینکه این فرد دلسوز میتواند پدر یا مادر یا یک دوست صمیمی باشد که نوجوان احساس کند بدون قضاوت میتواند با او صحبت کند، میافزاید: در چنین شرایطی، نوجوانی که در جمع همسالان قرار میگیرد و با پیشنهاد مصرف سیگار یا مواد مخدر مواجه میشود، توانایی نه گفتن را دارد.
روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه این توانایی حاصل آموزش درست و ارتباط سالمی است که از قبل شکل گرفته است، ادامه میدهد: از نظر علمی، سیگار و مواد مخدر از طریق فعالسازی مدارهای پاداش مغز عمل میکنند و در مراحل ابتدایی مصرف، مغز احساس پاداش دریافت میکند، اما این پاداش بسیار زودگذر است.
با تکرار مصرف مواد مخدر و دخانیات، مغز دچار تحمل میشود و دیگر پاسخ اولیه را نمیدهد / انتخابی آگاهانه که به یک عادت اجباری تبدیل میشود
گلورز با اشاره به تاثیرات تکرار مصرف مواد مخدر و دخانیات و با بیان اینکه با تکرار مصرف، مغز دچار تحمل میشود و دیگر پاسخ اولیه را نمیدهد، میگوید: در نتیجه فرد برای رسیدن به همان احساس، مصرف خود را افزایش میدهد و اینجا است که مصرف از یک انتخاب آگاهانه به یک عادت اجباری تبدیل میشود.
وی اضافه میکند: بسیاری از افراد برای توجیه مصرف، به خود دلایل به ظاهر منطقی میدهند و به عنوان مثال این اقدام را پاداش دادن به خود بعد از خستگی یا آرام شدن پس از عصبانیت میدانند، اما اینها در واقع توجیههایی هستند که پایه علمی ندارند و سیگار و مواد مخدر نه تنها پاداش واقعی ایجاد نمیکنند، بلکه با افزایش تحمل بدن، فرد را به مصرف بیشتر سوق میدهند.
روانشناس و مشاور خانواده و استاد دانشگاه با بیان اینکه در نوجوانان، مسئله اعتیاد و مصرف مواد مخدر و دخانیات ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند، خاطرنشان میکند: نوجوان برای مصرف مجبور به پنهانکاری، دروغ گفتن و رفتارهای مخفیانه میشود و همین پنهانکاریها میتواند رابطه او با خانواده را تخریب کند.

شروع مصرف دخانیات و مواد در سنین پایین احتمال وابستگی در بزرگسالی و بروز مشکلات جسمی و روانی را افزایش میدهد / کنجکاوی، فشار همسالان و تلاش برای پذیرفتهشدن از عوامل تجربه اولیه مصرف مواد در نوجوانان است
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه مصرف مواد مخدر و دخانیات در نوجوانی یکی از چالشهای جدی سلامت فردی و اجتماعی است، به خبرنگار ایمنا میگوید: دوره نوجوانی زمانی است که فرد در حال شکلدادن به هویت، استقلال و جایگاه اجتماعی خود است و همین موضوع میتواند او را در برابر تجربهگرایی و رفتارهای پرخطر آسیبپذیر کند و بر اساس گزارشهای سازمانهایی مانند سازمان جهانی بهداشت، شروع مصرف دخانیات و مواد در سنین پایین احتمال وابستگی در بزرگسالی و بروز مشکلات جسمی و روانی را افزایش میدهد و کنجکاوی، فشار همسالان و تلاش برای پذیرفتهشدن از جمله عواملی هستند که نوجوان را به سمت تجربه اولیه سوق میدهند.
وی با بیان اینکه دخانیات، به ویژه سیگار، اغلب نقطه شروع است، میافزاید: نیکوتین مادهای به شدت اعتیادآور است که میتواند به سرعت وابستگی ایجاد کند و بر رشد مغزی نوجوان اثر منفی بگذارد. تحقیقات منتشر شده در مراکزی مانند مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها نشان میدهد که مصرف زودهنگام دخانیات با افزایش خطر اضطراب، افسردگی و مشکلات تمرکزی همراه است و از سوی دیگر، برخی نوجوانان تصور میکنند مصرف مواد خاصی مانند ماریجوانا بیخطر است، در حالی که شواهد علمی خلاف این موضوع را نشان میدهد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه در این میان، آموزش صحیح و واقعبینانه نقش کلیدی دارد، تصریح میکند: آموزش نباید تنها بر پایه ترساندن باشد، بلکه باید اطلاعات دقیق، علمی و متناسب با سن نوجوان ارائه دهد. وقتی نوجوان احساس کند با او صادقانه صحبت میشود و نظرش شنیده میشود، احتمال بیشتری دارد که پیامهای پیشگیرانه را بپذیرد. آموزش مهارتهای نه گفتن، مدیریت استرس و تصمیمگیری آگاهانه میتواند سپری مؤثر در برابر فشار همسالان باشد.
ارتباط سالم والد و فرزند یکی از مهمترین عوامل محافظتی در برابر آسیبها است / پیشگیری از مصرف مواد در نوجوانان مسئولیتی مشترک میان خانواده، مدرسه و جامعه است
سلیمی با بیان اینکه ارتباط سالم والد و فرزند یکی از مهمترین عوامل محافظتی است، ادامه میدهد: رابطهای که بر پایه اعتماد، احترام متقابل و گفتوگوی باز شکل گرفته باشد، باعث میشود نوجوان در موقعیتهای دشوار به جای پنهانکاری، به والدین مراجعه کند، والدینی که شنونده فعال هستند و بدون قضاوت فوری واکنش نشان میدهند، فضایی امن برای بیان نگرانیها و اشتباهات احتمالی فرزند خود ایجاد میکنند و این ارتباط صمیمی، احتمال گرایش به رفتارهای پرخطر را کاهش میدهد.
وی با بیان اینکه نظارت آگاهانه و در عین حال غیرکنترلگرانه اهمیت دارد و شناخت دوستان نوجوان، آگاهی از محیطهای رفتوآمد و تعیین مرزهای روشن خانوادگی میتواند نقش پیشگیرانه داشته باشد، میگوید: در عین حال، سختگیری افراطی یا تنبیههای شدید ممکن است نتیجه معکوس بدهد و نوجوان را به پنهانکاری بیشتر سوق دهد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان اضافه میکند: پیشگیری از مصرف مواد در نوجوانان مسئولیتی مشترک میان خانواده، مدرسه و جامعه است. برنامههای آموزشی مدارس، حمایتهای روانشناختی و فعالیتهای سالم جایگزین مانند ورزش و هنر میتوانند مسیر رشد سالم را تقویت کنند و اگر والدین، مربیان و سیاستگذاران با همکاری یکدیگر عمل کنند، میتوانند محیطی فراهم آورند که نوجوان احساس ارزشمندی، تعلق و امید به آینده داشته باشد و اینها عواملی است که بهترین سپر در برابر آسیبهای اعتیاد به شمار میرود.

با این حال، وجود عوامل محافظتی میتواند احتمال گرایش به رفتارهای پرخطر را بهطور چشمگیری کاهش دهد. عزتنفس بالا، احساس ارزشمندی، مهارتهای ارتباطی مناسب و داشتن اهداف روشن برای آینده از جمله این عوامل هستند و نوجوانی که به تواناییهای خود باور دارد و چشماندازی مثبت از آینده در ذهنش شکل گرفته است، کمتر تمایل دارد سلامت خود را به خطر بیندازد و احساس حمایت عاطفی از سوی خانواده و معلمان نیز نقش مهمی در تقویت این سپرهای روانی دارد.
آموزش در این زمینه زمانی اثربخش خواهد بود که از قالب نصیحتهای کلیشهای و ترساندن صرف فاصله بگیرد، نوجوانان نسبت به اغراق و تهدید واکنش منفی نشان میدهند، اما گفتوگوی صادقانه و مبتنی بر احترام میتواند ذهن آنان را درگیر کند و ارائه اطلاعات علمی دقیق درباره پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت مصرف مواد، همراه با آموزش مهارتهای زندگی مانند مدیریت استرس، حل مسئله و تصمیمگیری آگاهانه، به نوجوان کمک میکند در موقعیتهای حساس انتخابهای سنجیدهتری داشته باشد.
در این میان، خانواده نقشی بیبدیل دارد و کیفیت رابطه والدین و فرزندان میتواند عاملی تعیینکننده در پیشگیری از آسیبها باشد. خانهای که در آن گفتوگو جریان دارد، احساسات به رسمیت شناخته میشود و اشتباهات با فرصت یادگیری همراه است، محیطی امن برای رشد نوجوان فراهم میکند. والدینی که شنونده فعال هستند و بدون قضاوت فوری به صحبتهای فرزند خود گوش میدهند، زمینه اعتماد متقابل را تقویت میکنند. این اعتماد سبب میشود نوجوان در مواجهه با فشارها یا پیشنهادهای پرخطر، پیش از هر اقدامی با خانواده مشورت کند.
پرداختن به موضوع مصرف مواد و دخانیات در نوجوانان تنها یک اقدام پیشگیرانه نیست، بلکه سرمایهگذاری بر سلامت آینده جامعه است و همکاری میان خانواده، مدرسه و نهادهای اجتماعی میتواند شبکهای حمایتی ایجاد کند که نوجوان در آن احساس امنیت، تعلق و امید داشته باشد. فراهمکردن فرصتهای سالم برای تخلیه هیجان مانند فعالیتهای ورزشی، هنری و فرهنگی، نیز میتواند جایگزین مناسبی برای هیجانهای کاذب ناشی از مصرف مواد باشد و زمانی که نوجوانان در محیطی آگاهانه و حمایتگر رشد کنند، انتخابهای سالم به بخشی طبیعی از مسیر زندگی آنان تبدیل خواهد شد.




نظر شما