به گزارش خبرگزاری ایمنا، فیلمهای سینمایی، تلویزیونی و انیمیشنهای متنوعی امروز، پنجشنبه سیام بهمن از شبکههای سیما روی آنتن میرود که به شرح زیر است:
فیلمهای پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ (مرتب شده بر اساس ساعت پخش)
| | روز | ساعت | شبکه | فیلم | | -------- | ----- | ----- | --------------------- | | پنجشنبه | 08:00 | دو | لکنت | | پنجشنبه | 10:00 | سه | پالایشگاه | | پنجشنبه | 24:00 | سه | The Accountant | | پنجشنبه | 20:30 | چهار | خاک و آتش | | پنجشنبه | 01:00 | نمایش | Rio Bravo | | پنجشنبه | 11:00 | نمایش | ناتمام | | پنجشنبه | 13:00 | نمایش | گرگ مبارز ۲ | | پنجشنبه | 15:00 | نمایش | Zodiac | | پنجشنبه | 17:00 | نمایش | جنگجویان رودخانه وحشی | | پنجشنبه | 19:00 | نمایش | گمشدگان | | پنجشنبه | 21:00 | نمایش | Enola Holmes | | پنجشنبه | 23:00 | نمایش | خورشید هم میایستد | | پنجشنبه | 14:00 | کودک | صدرا | | پنجشنبه | 15:30 | امید | قلعه | | پنجشنبه | 13:30 | فراتر | Cars 2 | |
لکنت
در این فیلم خواهیم دید: سارا خواهر رسول لکنت زبان دارد، معلم به رسول توصیه می کند که به سارا کمک کند که با مطالعه کتاب، لکنت زبانش از بین برود، اما رسول که می بیند در روستا کتابخانه ای وجود ندارد، با کمک دوستانش و حاج رسول مغنی کتاب هایی را امانت می گیرد و آنها را در حیاط مسجد می گذارد، باران سختی بارش می گیرد، رسول برای محافظت از کتاب ها یک بنر آیت الکرسی راروی آنها می کشد اما گاو کتاب ها را در نبود رسول می خورد و ...
سجاد اسماعیلی، مهرنوش مقیمی و محسن عالم زاده در این فیلم بازی کرده اند.

پالایشگاه
در این فیلم خواهیم دید: مهر سال 1359 و اوایل جنگ تحمیلی است. دشمن، آبادان را مورد حمله هوایی قرار داده و مردم در حال تخلیه شهر هستند. به همین علت صفهای طویلی در پمپ بنزینها تشکیل شده و این در حالی است که پالایشگاه تعطیل شده و ذخیره بنزین نیز محدود است. کیان شیرانی، خود، شخصا به یکی از پمپ بنزینها رفته و برای مدیریت بنزین، آن را سهمیهبندی میکند. او همچنین برای تولید بنزین با کمک یکی از مهندسان پالایشگاه به روشی کاملا خلاقانه، بنزین مورد نیاز شهر را تولید میکنند. در ادامه او مسئول ستاد سوخت میشود و برای سوخترسانی به خودروهای ارتش نیز در عملیاتی بسیار فداکارانه و شجاعانه، گازوئیل مورد نیاز را تامین میکنند؛ اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود و آبادان در محاصره دشمن قرار میگیرد. کیان و دوستانش با ساخت یک اسکله که در تیررس دشمن نیست، برای جلوگیری از نابودی پالایشگاه، قطعات آن را از طریق این اسکله از شهر خارج میکنند که ...
بانیپال شومون، امیر رضا دلاوری، الهام نامی، علیرضا مسعودی، عبدالرضا نصاری، حیدر رحیمی، پوریا ریحانی، شقایق تنگستانی و نادر سلیمانی در فیلم سینمایی «پالایشگاه» هنرنمایی کرده اند.

حسابدار
در این فیلم با بازی بن افلک، آنا کندریک، جی. کی. سیمونز، جان برنثال، جفری تامبر و جان لیسگو خواهیم دید: کریستین وولف پسری مبتلا به اوتیسم است و توانایی ارتباط با دیگران را ندارد و نسبت به نور و صدا هم بسیار حساس است. اما او نبوغ خاصی در محاسبات دارد اما در عین حال منزوی است و همین امر سبب اختلاف میان پدر و مادرش برای تریبت وی شده است تا جایی که مادر آنها را ترک می کند. پدر کریستین که سابقاً یک نظامی بوده، با ورزش های سنگین و آموزش فنون رزمی و نظامی تلاش می کند پسرش را از این انزوا و درخودماندگی بیرون بیاورد. حالا پس از سال ها کریستین جوان در ارتش مشغول کار است اما وقتی به همراه پدرش به مراسم فوت مادرش رفته اند بر اثر یک دعوای خانگی به زندان می افتد. او در زندان با یک پیرمرد حسابدار آشنا می شود که پیش از این برای یکی از بزرگ ترین گروه های مواد مخدر کار حسابداری و پولشویی انجام می داده و حالا قصد همکاری با پلیس را دارد. بین او و کریستین علاقه ویژه ای شکل می گیرد و پیرمرد تمام فوت و فن حسابداری و تمام کارهای سیاه مالی شرکت ها و سازمان های تبهکار را به او آموزش می دهد. حالا کریستین بعد از آزادی یک حسابدار نابغه است و خودش پروژه های مختلف را برای سازمان ها و شرکت ها و حتی باند های تبهکار انجام می دهد. اما ...

ریو براوو
در این فیلم با بازی جان وین، دین مارتین و ریکی نلسون خواهیم دید: کلانتر شهری کوچک و مرزی؛ پسر مالک بزرگی را به جرم قتل بازداشت می کند، او مجبور است تا رسیدن سواره نظام متهم را در کلانتری شهر زندانی کند اما برادر و افراد مالک قصد دارند متهم را فراری دهند و به این منظور به شهر می آیند و ...

انولا هولمز
در این فیلم با بازی میل بابی بران، هنری کاویل و سام کلافلین خواهیم دید: سال 1880 مادر انولا هولمز در جشن تولد ۱۶ سالگی او به طرز اسرارآمیزی ناپدید میشود، او به دنبال کمک گرفتن از دو برادر بزرگترش یعنی شرلوک هولمز کارآگاه مشهور و مایکرافت برای یافتن مادرش است، اما خیلی زود متوجه میشود که آنها هیچ علاقهای به حل این پرونده ندارند و قرار است انولا را به یک مدرسه شبانهروزی بفرستند. انولا می خواهد به تنهایی به لندن سفر کند و مادر را پیدا کند. او با تغییر چهره سوار قطار می شود و در آنجا با پسری جوان از یک خانواده بزرگ اشرافی آشنا می شود. انولا متوجه می شود مادربزرگ و عموی این پسر به دنبال سربه نیست کردن وی هستند. چون این پسر در مجلس انگلستان یک صندلی دارد و صاحب رای است و مادربزرگ می خواهد این حق رای به عموی او برسد تا به لایحه حق رای برای زنان، رای مخالف بدهد اما ...




نظر شما