به گزارش خبرگزاری ایمنا، اصفهان امروز _یکشنبه بیستوششم بهمن_ و در گذر فرهنگی چهارباغ، میزبان بیستوهفتمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است، رویدادی فرهنگی که حالوهوای تازهای به قلب تاریخی شهر بخشیده و بار دیگر نام اصفهان را با روایت و خیال گره زده است.
سینما چهارباغ محل برگزاری اجرای قصهگویان این جشنواره است؛ جایی که از نخستین ساعات صبح، صدای خنده کودکان و همهمه مشتاقانه دانشآموزان با عطر دلنشین چهارباغ درهم آمیخته است.
راویان قصهها از سراسر کشور پا در چهارباغ فرهنگی اصفهان گذاشتهاند تا شنوندگان و تماشاگران را مهمان قصههای زیبای خود کنند و هر کدام، جهانی تازه پیش چشم مخاطبان بگشایند.

کودکان، نوجوانان و حتی کهنسالان شرکتکننده در این جشنواره در دور اول که در هر استان برگزار شده است، برگزیده شدهاند و اکنون به مرحله دوم این جشنواره راه یافتهاند؛ آنان با چمدانهایی پر از داستان، تجربه و شوق روایت، پا به اصفهان گذاشتهاند تا بچههای این شهر را با قصههای شنیدنی سراسر دنیا آشنا کنند. از قصههای بومی و محلی گرفته تا روایتهایی از فرهنگهای دوردست، هر اجرا پلی است میان دلها و فرهنگها؛ پلی که با واژه ساخته میشود و با تخیل استوار میماند.
از صبح امروز دانشآموزان از مدارس مختلف شهر گروهگروه به سینما میآیند تا شنونده قصههای برگزیده جشنواره باشند؛ صفهای منظم، چشمهای کنجکاو و دفترچههایی که گاه برای یادداشتبرداری در دست دارند، تصویری دلنشین از اشتیاق نسل امروز به شنیدن داستان را پیش چشم میگذارد. قصههایی شنیدنی، قصههایی دیدنی؛ گاهی عروسکها به کمک میآیند و جان میگیرند، گاهی چوبدستی یا ابزاری ساده به نمادی خیالانگیز بدل میشود و راویان قصهها از هر وسیلهای بهره میگیرند تا داستانها را زندهتر، ملموستر و اثرگذارتر به گوش بچههای این شهر برسانند. نور صحنه، سکوت پرهیجان سالن و اوج و فرود صدای راوی، لحظاتی میآفریند که تا مدتها در ذهن مخاطبان باقی میماند.

امروز چهارباغ اصفهان میزبان قصهگویانی است که هرکدام از شهری به اینجا آمدهاند؛ هر کدام با لهجهای زیبا و دلنشین روایتگر داستانی میشوند که پس هر بندش، پندی نهفته است. این تنوع لهجهها و فرهنگها، رنگینکمانی از روایتها را شکل داده است؛ از جنوب تا شمال، از شرق تا غرب کشور، هر راوی تکهای از هویت فرهنگی سرزمین خود را با خود آورده و بر صحنه نهاده است. پندی زیبا و شنیدنی برای کودکانی که گوشهایشان همیشه در پی شنیدن قصه است و این قصه است که پندها را برای کودکانمان شنیدنی میکند و برایشان تجربه به ارمغان میآورد؛ تجربهای که در دل روایت و همذاتپنداری شکل میگیرد.
از سوی دیگر، حضور نقالان و راویان قصههای کهن ایرانی در این جشنواره، حالوهوایی متفاوت به اجراها بخشیده است. روایتهایی از دل تاریخ، افسانهها و حماسههای ایرانی که کودکان و نسل امروز را بیش از پیش با ادبیات کهن آشنا کرده و آنان را طالب شنیدن قصههای اصیل ایرانی کرده است. شیوه بیان نقالان، حرکات دست، تغییر لحن و استفاده از واژههای کهن، فضایی میآفریند که گذشته و حال را به هم پیوند میزند و نشان میدهد ریشههای فرهنگی همچنان زنده و پویا هستند.

حضور فعال و دور از انتظار کودکان و نوجوانان در جشنواره قصهگویی نشان میدهد با وجود پررنگ بودن فضای مجازی، انواع فیلم و سریالهای کودکانه و در دسترس بودن تولیدات چندرسانهای، همچنان قصه و ادبیات برای این نسل جذابتر و شنیدنیتر است. سکوت عمیق سالن در هنگام اوج داستان و خندههای رها در لحظات شاد، گواهی روشن بر پیوند عاطفی کودکان با روایتها است. از طرفی سطح کیفی قصهها نشان از علاقه آنان به داستانسرایی و قصهگویی دارد و گویای خلاقیت بالای کودکان امروز در این زمینه است؛ کودکانی که نهتنها شنوندهای مشتاق، بلکه گاه خود راویانی توانمند و صاحب ایدهاند.
این شور و استقبال میتواند نشانهای امیدوارکننده برای آینده ادبیات کودک، قصهگویی، داستانسرایی و اجرای صحنهای این نسل باشد؛ نسلی که اگر فرصت بروز و پرورش استعدادهایش فراهم شود، بیتردید روایتگر فردای این سرزمین خواهد بود.
امروز چهارباغ تنها گذری تاریخی در اصفهان نیست؛ گذرگاهی است میان خیال و واقعیت، جایی که قصهها دوباره جان میگیرند و امید، در قالب واژه، در دل کودکان کاشته میشود.



نظر شما