اعتراف به «جنگ دلار» علیه ایران | وقتی فشار حداکثری معیشت مردم را هدف می‌گیرد

اظهارات اخیر وزیر خزانه‌داری آمریکا، درباره «ایجاد کمبود دلار» در ایران، پرده از راهبردی برمی‌دارد که هدف آن نه تنها فشار سیاسی، بلکه تشدید بحران اقتصادی و تحریک نارضایتی اجتماعی است، رویکردی که با انسداد مسیرهای ارزی و بانکی دنبال شده و بیشترین بار آن بر دوش مردم عادی سنگینی می‌کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در ماه‌های اخیر هم‌زمان با نوسانات شدید ارزی و اعتراضات معیشتی در برخی شهرهای کشور پیش از آغاز اغتشاشات دی، یک اظهارنظر رسمی در واشنگتن توجه تحلیلگران را جلب کرد؛ اظهارنظری که به‌روشنی از نقش‌آفرینی عامدانه آمریکا در تشدید فشار اقتصادی بر ایران پرده برمی‌دارد.

وزیر خزانه‌داری آمریکا، «اسکات بسنت» Scott Bessent، در جلسه‌ای در کنگره اعلام کرد: «آنچه ما در خزانه‌داری انجام دادیم، ایجاد کمبود دلار در این کشور بود.» او تصریح کرد این راهبرد در ماه دسامبر به «اوج خود» رسید؛ زمانی که به گفته وی «ارز ایران وارد سقوط آزاد شد، تورم انفجاری شد و مردم به خیابان آمدند.»

این جملات که از سوی رسانه‌های معتبر بین‌المللی بازتاب یافته، به‌طور عملی تأیید می‌کند که سیاست فشار حداکثری آمریکا تنها یک ابزار دیپلماتیک نبوده، بلکه با هدف ایجاد بی‌ثباتی اقتصادی و تحریک نارضایتی اجتماعی دنبال شده است.

مهندسی «کمبود دلار» چگونه انجام شد؟

الجزیره در یک گزارش تحلیلی به این موضوع پرداخته و نوشته است که کمبود دلار در ایران از طریق مسدودسازی همزمان دو کانال اصلی ورود ارز خارجی شکل گرفت: صادرات نفت و دسترسی به نظام بانکی بین‌المللی. به تعبیر «محمدرضا فرزنگن» اقتصاددان دانشگاه ماربورگ، آمریکا با تحریم نفت ایران و اعمال تحریم‌های ثانویه، «ایران را در تله نگه می‌دارد؛ ذخایر موجود در خارج را بلوکه می‌کند و مانع ورود دلارهای جدید به بازار داخلی می‌شود.»

اعتراف به «جنگ دلار» علیه ایران | وقتی فشار حداکثری، معیشت مردم را هدف می‌گیرد

فشار بر مردم، نه‌تنها بر دولت

بر اساس همین گزارش، سقوط ارزش ریال و محدود شدن دسترسی به ارز خارجی، به افزایش شدید تورم و جهش قیمت کالاهای اساسی انجامیده است. الجزیره تصریح می‌کند که این سیاست موجب «فشردگی واردات» شده؛ به این معنا که کشور در تأمین کالاهای واسطه‌ای، ماشین‌آلات و حتی برخی اقلام حیاتی با دشواری روبه‌رو می‌شود.

فرزنگن در گفت‌وگو با الجزیره تأکید می‌کند: «این راهبرد به‌طور خاص ویرانگر است، زیرا مدیریت ریسک تجاری را علیه نیازهای انسانی به کار می‌گیرد.» به بیان دیگر، حتی کانال‌های بشردوستانه نیز در عمل تحت تأثیر انسداد گسترده بانکی قرار می‌گیرند.

واقعیت آن است که فشار اصلی چنین سیاستی نه بر ساختارهای سیاسی، بلکه بر سفره مردم وارد می‌شود؛ مردمی که با کاهش قدرت خرید، از بین رفتن پس‌اندازها و نااطمینانی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. همان‌گونه که در پژوهش مشترک فرزنگن و نادر حبیبی که الجزیره به آن اشاره کرده آمده، تحریم‌ها به کوچک‌تر شدن طبقه متوسط و فرسایش سرمایه انسانی انجامیده است.

هدف نهایی؛ تغییر از درون؟

در بخش پایانی گزارش، الجزیره به تحلیل برخی ناظران اشاره می‌کند که هدف نهایی آمریکا را «تغییر نظام» می‌دانند. بسنت نیز در مجمع جهانی اقتصاد در داووس گفته بود: «این هنر حکمرانی اقتصادی است؛ بدون شلیک حتی یک گلوله.»

این تعبیر، معنایی روشن دارد: استفاده از ابزار اقتصاد برای ایجاد فشار اجتماعی و امید به شکل‌گیری تغییرات سیاسی از درون. راهبردی که بر پایه ایجاد نارضایتی عمومی طراحی شده و به‌جای تقابل مستقیم نظامی، معیشت مردم را به میدان نبرد تبدیل می‌کند.

در عین حال، برخی کارشناسان آمریکایی نیز اذعان دارند که تحریم‌های اقتصادی به‌تنهایی به‌ندرت موجب سقوط حکومت‌ها می‌شود و بیشتر به تضعیف طبقات اجتماعی و افزایش دشواری‌های زندگی روزمره منجر خواهد شد.

جمع‌بندی

اعتراف رسمی مقام ارشد خزانه‌داری آمریکا به «ایجاد کمبود دلار» در ایران، پرده از ماهیت واقعی سیاست فشار حداکثری برمی‌دارد؛ سیاستی که با هدف تشدید بحران اقتصادی و تحریک نارضایتی اجتماعی دنبال می‌شود. آنچه در این میان بیش از همه آسیب می‌بیند، زندگی روزمره مردم عادی است.

در نهایت، آنچه از دل این اظهارات برمی‌آید، نه‌تنها رقابت سیاسی، بلکه به‌کارگیری عامدانه ابزار معیشت و اقتصاد علیه یک ملت است؛ رویکردی که حتی در گزارش رسانه‌ای همچون الجزیره نیز با صراحت به آن اشاره شده و اکنون به‌صورت علنی از سوی مقام آمریکایی تأیید می‌شود.

کد خبر 948444

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.