به گزارش خبرگزاری ایمنا، تصمیم به ازدواج از مهمترین انتخابهای زندگی هر فرد است که نه تنها مسیر عاطفی، بلکه آینده روانی، اجتماعی و حتی حرفهای انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. برخلاف بسیاری از انتخابهای مقطعی، ازدواج یک تعهد بلندمدت است و آثار آن سالها در زندگی فرد باقی میماند و به همین دلیل، این تصمیم نیازمند تأمل، بررسی و نگاه واقعبینانه است، نه تنها تکیه بر هیجان، فشارهای محیطی یا نگرانی از گذر زمان.
ازدواج موفق حاصل شانس یا اتفاق نیست، بلکه نتیجه آگاهی و مسئولیتپذیری است و هر فرد پیش از انتخاب همسر باید از آمادگی روانی خود اطمینان حاصل کند. آمادگی به این معنا است که فرد بتواند نقش همسری را بپذیرد، مسئولیتهای مشترک را درک کند و بداند که زندگی مشترک مستلزم مشارکت و همکاری مداوم است و ورود به ازدواج بدون این آمادگی، رابطه را در برابر کوچکترین چالشها آسیبپذیر میکند.
از سوی دیگر، سلامت روان یکی از پایههای اساسی یک انتخاب سنجیده است، فردی که هنوز با تعارضهای حل نشده درونی، بیثباتی هیجانی یا مشکلات جدی شخصیتی دستوپنجه نرم میکند، ممکن است ناآگاهانه همان چالشها را به زندگی مشترک منتقل کند. ازدواج قرار نیست درمانگر زخمهای گذشته باشد، بلکه دو نفر متعادل باید در کنار هم قرار بگیرند تا بتوانند یکدیگر را رشد دهند.
یکی از نکات مهم، درک واقعبینانه از مفهوم ازدواج است؛ زندگی مشترک به معنای حذف تفاوتها نیست، بلکه به معنای مدیریت آنها است و دو نفر با پیشینههای خانوادگی، سبکهای تربیتی و باورهای متفاوت وارد رابطه میشوند که اگر انتظار داشته باشیم همه چیز هماهنگ و بیچالش باشد، با نخستین اختلافنظر دچار سرخوردگی خواهیم شد و نگاه واقعبینانه کمک میکند اختلافها را بخشی طبیعی از رابطه بدانیم.

تفاهم در زندگی مشترک از تغییرات کوچک شکل میگیرد / مهمترین نکته مربوط به ویژگیهای فردی، سلامت روان و ثبات هیجانی زوجین است
فاطمه زرگر، روانشناس، مشاور خانواده و عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه وقتی درباره انتخاب همسر صحبت میشود، بهتر است موضوع به صورت منظم و در سه بخش بررسی شود، به خبرنگار ایمنا میگوید: یک بخش مربوط به ویژگیهای فردی هر یک از زوجین است، بخش دوم ویژگیهایی است که به شکلگیری ما شدن و ساختن یک زندگی مشترک کمک میکند و بخش سوم عواملی است که بیرون از این دو نفر قرار دارند، اما نقش بسیار مهمی در پایداری ازدواج ایفا میکنند.
وی با بیان اینکه در مورد ویژگیهای فردی، مهمترین نکته سلامت روان و ثبات هیجانی هر دو نفر است، میافزاید: تحقیقات نشان میدهد افرادی که از نظر هیجانی ثبات بیشتری دارند و با اضطرابهای شدید، افسردگیهای درماننشده، پرخاشگریهای مکرر یا تکانشگری بالا در تصمیمگیری بهویژه در مسائل مالی و موضوعات مهم زندگی درگیر نیستند، شانس بیشتری برای تجربه یک رابطه پایدار دارند.
روانشناس، مشاور خانواده و عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به اینکه تکانشگری به معنای تصمیمگیریهای ناگهانی و بدون فکر است که میتواند در زندگی مشترک آسیبزا باشد و توجه به این ویژگیها پیش از ازدواج بسیار ضروری است، تصریح میکند: موضوع مهم دیگر انعطافپذیری است و همیشه تأکید میشود که نباید با این تصور ازدواج کرد که قرار است طرف مقابل را به طور اساسی تغییر دهیم، اما در عین حال واقعیت این است که بخشی از تفاهم در زندگی مشترک از دل تغییرات کوچک و سازگاریهای تدریجی شکل میگیرد.
ازدواج معجزهای نیست که زندگی فرد را به طور ناگهانی متحول کند / ازدواج؛ تصمیمی آگاهانه برای تعهد
زرگر با بیان اینکه اگر فردی انعطافناپذیر باشد و نتواند خود را با شرایط جدید که در زندگی مشترک مدام پیش میآید تطبیق دهد، رابطه دچار مشکل خواهد شد، ادامه میدهد: این انعطافپذیری به ویژه در مواجهه با تفاوتهای عقیدتی و سبک زندگی اهمیت دارد و یکی دیگر از عوامل مهم، باورهای واقعبینانه درباره ازدواج است.
وی با اشاره به اینکه ازدواج معجزهای نیست که زندگی فرد را به طور ناگهانی متحول کند، میگوید: هر فرد کیفیت زندگی شخصی، مهارتها و ویژگیهای خودش را با خود وارد ازدواج میکند، همچنین وجود اختلافنظر به معنای شکست یا مخرب بودن ازدواج نیست؛ برخی افراد با مشاهده کوچکترین اختلاف، نگاهشان به رابطه تغییر میکند، در حالی که اختلافنظر امری طبیعی است و نحوه مدیریت آن اهمیت دارد.
روانشناس، مشاور خانواده و عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه این تصور که همسر باید بدون بیان نیازها، ذهن ما را بخواند یا اینکه تغییر در انسانها غیرممکن است، از جمله باورهای نادرستی است که میتواند به رابطه آسیب بزند، اضافه میکند: در گام بعدی، ویژگیهایی مطرح میشود که به شکلگیری زندگی مشترک کمک میکند که یکی از مهمترین این موارد، تصمیم آگاهانه برای تعهد بلندمدت است.

پیش از ازدواج باید به چه موضوعاتی توجه کرد؟ / بسیاری از اختلافات جدی زوجین ریشه در گفتوگوهای نادیده گرفته شده دارد
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه ازدواج زمانی میتواند به یک پیوند پایدار و رضایتبخش تبدیل شود که هر دو نفر پیش از ورود به آن، تصویر به نسبت شفافی از خود و انتظاراتشان داشته باشند، به خبرنگار ایمنا میگوید: خودشناسی یکی از پایههای مهم انتخاب همسر است و فرد باید بداند در چه شرایطی آرامش دارد، چه سبک زندگی را ترجیح و در برابر فشارها چگونه واکنش نشان میدهد و بدون این شناخت، انتخاب بیشتر بر اساس هیجانهای مقطعی شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه یکی از ابعاد مهم در انتخاب همسر، همخوانی در سبک حل تعارض است، میافزاید: اختلافنظر در هر رابطهای اجتنابناپذیر است، اما تفاوت در شیوه برخورد با اختلاف میتواند تعیینکننده باشد. برخی افراد هنگام تعارض سکوت میکنند، برخی پرخاشگر میشوند و برخی توانایی گفتوگوی آرام و منطقی دارند و اگر دو نفر در این زمینه شناخت کافی از یکدیگر نداشته باشند، تعارضهای کوچک نیز به تنشهای فرسایشی تبدیل میشود، بنابراین بررسی مهارتهای ارتباطی پیش از ازدواج ضروری است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه موضوع دیگر، نگاه مشترک به آینده است، تصریح میکند: اهداف بلندمدت مانند محل زندگی، ادامه تحصیل، اشتغال، مهاجرت یا فرزندآوری باید به صورت شفاف مطرح شود. بسیاری از اختلافهای جدی در سالهای بعدی زندگی، ریشه در گفتوگوهای نادیدهگرفتهشده پیش از ازدواج دارد و هماهنگی در جهت حرکت زندگی، احساس همراهی و امنیت بیشتری ایجاد میکند و از شکلگیری شکافهای عمیق جلوگیری میکند.
جایگاه ویژه ظرفیت همدلی و درک متقابل در زندگی مشترک / ازدواج تنها پیوند دو نفر نیستم
طاهری ادامه میدهد: نگرش فرد به مسئولیتپذیری مالی و اقتصادی نقش تعیینکنندهای دارد و مدیریت درآمد، اولویتبندی هزینهها، پسانداز و برنامهریزی اقتصادی از جمله مسائلی است که اگر بدون توافق قبلی رها شود، میتواند منبع تعارض باشد و شفافیت و صداقت در این زمینه نه تنها از سوءتفاهمها جلوگیری میکند، بلکه اعتماد متقابل را نیز تقویت میکند.
وی با بیان اینکه در کنار این موارد، ظرفیت همدلی و درک متقابل جایگاه ویژهای دارد، میگوید: همدلی تنها ابراز محبت نیست، بلکه توانایی فهم احساسات و نیازهای طرف مقابل و پاسخگویی متناسب به آنها است و فردی که بتواند در موقعیتهای دشوار، به جای قضاوت یا بیتفاوتی، همراه و حامی باشد، زمینه شکلگیری پیوند عاطفی عمیقتری را فراهم میکند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه نباید نقش بستر خانوادگی و اجتماعی را نادیده گرفت، چراکه هر فرد با مجموعهای از ارزشها، الگوهای ارتباطی و باورهایی که در خانواده خود آموخته وارد ازدواج میشود، اضافه میکند: آگاهی از این پیشزمینهها و گفتوگو درباره آنها کمک میکند سوءبرداشتها کاهش یابد. ازدواج تنها پیوند دو فرد نیست، بلکه تعامل دو نظام تربیتی و فرهنگی است و توجه به این واقعیت میتواند به استحکام و دوام بیشتر رابطه کمک کند.

در فرایند انتخاب همسر، گفتوگوی صریح درباره موضوعات اساسی اهمیت فراوانی دارد. مسائلی مانند اهداف بلندمدت، شیوه تصمیمگیری، نقشهای خانوادگی، نگرش به کار و تحصیل یا حتی نحوه گذراندن اوقات فراغت باید پیش از ازدواج مطرح شود، چراکه بسیاری از تعارضهای سالهای بعد، حاصل ناگفتههایی است که در دوران آشنایی نادیده گرفته شده است.
توانایی برقراری ارتباط مؤثر نیز یکی از ارکان اساسی در این تصمیم است و مهارت گوش دادن فعال، بیان محترمانه خواستهها و مدیریت تعارض بدون تحقیر یا سرزنش، زمینهساز رابطهای سالمتر خواهد بود. اگر دو نفر نتوانند درباره مسائل ساده گفتوگو کنند، در مواجهه با بحرانهای جدیتر با دشواری بیشتری روبهرو خواهند شد.
توجه به هماهنگی در ارزشهای بنیادین نیز اهمیت زیادی دارد، چراکه ارزشها چارچوب تصمیمگیریهای ما را شکل میدهند و هرچه این ارزشهای اساسی همسوتر باشد، احتمال شکلگیری تنشهای عمیق در آینده کاهش مییابد و احساس همراهی و همجهتی تقویت میشود.
باید پذیرفت که ازدواج تنها پیوند دو فرد نیست، بلکه پیوند دو نظام فرهنگی و خانوادگی است و آگاهی از نقش خانوادهها، حمایت اجتماعی و تأثیر محیط پیرامونی میتواند به تصمیمی پختهتر منجر شود. هرچه این انتخاب با شناخت بیشتر، گفتوگوی عمیقتر و ارزیابی دقیقتر همراه باشد، احتمال شکلگیری رابطهای سالم، پایدار و رضایتبخش افزایش خواهد یافت.



نظر شما