به گزارش خبرگزاری ایمنا، غلامعلی حدادعادل امروز _شنبه بیستوپنجم بهمن_ در آیین بزرگداشت خاقانی شروانی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی اظهار کرد: قدری شاعرانه این تصور را بیان میکنم. در نظر من مولانا یک اقیانوس طوفانی است؛ با همه عظمت و پیشبینیناپذیر بودن اقیانوس، سعدی دریای گسترده است، حافظ جویبار ذلال مستمر است، نظامی را به نسیم ملایم سحرگاهی تشبیه میکنم، اما تصور من از خاقانی کوه بود با صخرههای بلند و صیقلیافته، که دست هرکسی به او نمیرسد.
وی افزود: این صخره (خاقانی) اگرچه با عظمت خودش شکوهی دارد، در لابهلای سنگهای او جویبارهای شاعرانه صمیمانه دیده میشود. خاقانی هم اشعاری دارد که بعضی ابیات که کم هم نیستند، میبینیم که به لطافت اشعار نظامی است، یعنی او میتوانست شعر لطیف هم بگوید. مانند «شکسته دلتر از آن ساغر بلورینم / که در میانه خارا شود ز دست رها»
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به اینکه این فرهنگستان روزی را به نام خاقانی در تقویم ثبت کرده است، ادامه داد: همه افرادی که این شاعر را میشناسند، تصدیق میکنند که چنین اقدامی سزاوار خاقانی است.
شعر خاقانی تفاوتی با پیچیدگی سبک هندی دارد
حدادعادل با تاکید بر اینکه پیچیدگی شعر خاقانی تفاوتی با پیچیدگی سبک هندی دارد، توضیح داد: در سبک هندی پیچیدگیها به دلیل معنادار بودن سبک هندی است، اما پیچیدگی شعر خاقانی بهدلیل احاطه او بر علوم و معارف اسلامی است، البته بعدها که با مسیحیت آشنا شد، اثر آن را در اشعار دیدیم.
وی افزود: در مجموع خاقانی سرمایهای برای ادبیات فارسی است و مشخص است که در روزگار خودش بیبدیل بود و در ملک سخن، خاقان بود. او همت بلندی داشت و غیرت دینی فوقالعاده داشت. شهرت او در ادبیات فارسی همچون قصایدی است که در زبان عربی برای این مسائل گفته شده است.
حدادعادل در ادامه غزلی از خاقانی خواند که مشخص شد پیشگفتار حافظ بود.
«ای باد صبح بین که کجا میفرستمت / نزدیک آفتاب وفا میفرستمت
تو پرتوِ صفائی از آن بارگاه انس / هم سوی بارگاه صفا میفرستمت
باد صبا دروغزن است و تو راستگوی / آنجا به رغم باد صبا میفرستمت
زرّینقبا زره زن از ابر سحرگهی / کآنجا چو پیک بستهقبا میفرستمت
دست هوا به رشتهٔ جانم گره زده است / نزد گرهگشای هوا میفرستمت
جان یک نفس درنگ ندارد، گذشتنی است! / ور نه بدین شتاب چرا میفرستمت؟
این دردها که بر دل خاقانی آمده است / یک یک نگر، که بهر دوا میفرستمت»
به گفته حداد عادل حافظ با همین وزن و قافیه میگوید:
«ای هدهد صبا به سبا میفرستمت / بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدانِ غم / زین جا به آشیانِ وفا میفرستمت
در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست / میبینمت عیان و دعا میفرستمت
هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر / در صحبتِ شمال و صبا میفرستمت
تا لشکرِ غمت نکند مُلکِ دل خراب / جانِ عزیزِ خود به نوا میفرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل / میگویمت دعا و ثنا میفرستمت
در رویِ خود تَفَرُّجِ صُنع خدای کن / کآیینهٔ خداینما میفرستمت
تا مطربان ز شوقِ مَنَت آگهی دهند / قول و غزل به ساز و نوا میفرستمت
ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت / با درد صبر کن که دوا میفرستمت
حافظ، سرودِ مجلس ما ذکرِ خیرِ توست / بشتاب هان که اسب و قبا میفرستمت
به گفته حدادعادل در منطق نمیتوان گفت که حافظ از خاقانی تقلید کرده است، اما در عرف میتوان گفت که شعر خاقانی مورد نظر حافظ بوده است.

محمدسرور مولایی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ محمدرضا ترکی مدیر گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ جواد بشری استادیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران و گودرز رشتیانی استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران درباره آثار و احوال و ویژگی اشعار خاقانی صحبت کردند.
در این مراسم از نسخهبرگردان دیوان خاقانی شروانی، معروف به نسخه کتابخانه لالااسماعیل رونمایی میشود. این اثر با مقدّمه و پژوهش محمّدرضا ترکی و سیّد محسن حسنی وردنجانی، در انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است.



نظر شما