به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، تا برگزاری هفتمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا چیزی باقی نمانده است و هر روز که میگذرد مسائل مختلف پیرامون روز سرنوشتساز برای مدیریت شهری در کشور در محافل کارشناسی پررنگتر میشود.
با توجه به نقشی که مدیریت شهری در خدمترسانی و توسعه ایفا می کند، انتخابات پیشرو مسئلهای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد و راههای افزایش مشارکت مردمی در آن نیازمند بحث و بررسی بیشتر است.
مدیریت محلهمحور در سالهای اخیر بیش از آنکه یک برنامه اجرایی صرف در حوزه خدمات شهری باشد، بهعنوان یک رویکرد سیاسی-اجتماعی در حکمرانی محلی مطرح شده است، رویکردی که میتواند بهطور مستقیم بر کیفیت و میزان مشارکت شهروندان در انتخابات شورای اسلامی شهر اثر بگذارد.
اگر انتخابات شوراها را نقطه تلاقی مردم و ساختار رسمی مدیریت شهری بدانیم، محلهمحوری میتواند این پیوند را عینیتر، ملموستر و انگیزهبخشتر کند و پرسش اصلی این است که آیا تمرکز بر محله میتواند مشارکت در انتخابات شورا را از یک رفتار دورهای و حداقلی، به کنشی آگاهانه و مستمر تبدیل کند.
از منظر حقوقی، شوراهای اسلامی شهر بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یکی از ارکان اداره امور کشور محسوب میشوند و طبق قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور وظیفه سیاستگذاری و نظارت بر امور شهری را بر عهده دارند.
این جایگاه نشان میدهد که شوراها تنها یک نهاد اداری نیستند، بلکه تجلی مردمسالاری در سطح محلیاند، با این حال در بسیاری از دورهها انتخابات شوراها با چالش کاهش مشارکت یا فاصله گرفتن مطالبات شهروندان از برنامههای نامزدها روبهرو بوده است، در چنین بستری، محلهمحوری میتواند سازوکاری برای بازگرداندن معنا و کارکرد ملموس به این انتخابات باشد.
در الگوی مدیریت محلهمحور، محله بهعنوان کوچکترین واحد اجتماعی شهر شناخته میشود، واحدی که در آن روابط همسایگی، هویت مشترک و شبکههای اجتماعی شکل میگیرد.
نهادهایی همچون شورایاریها، سرای محلات و معتمدان محلی در سالهای گذشته تلاش کردند این پیوند میان مردم و مدیریت شهری را تقویت کنند، اگرچه انتخابات شورایاریها با رأی دیوان عدالت اداری متوقف شد، اما تجربه آن نشان داد که شهروندان در صورت وجود ساختار نزدیک و قابل لمس، آمادگی مشارکت دارند.
همین تجربه میتواند بر انتخابات شورای شهر نیز اثرگذار باشد، زیرا شهروندی که در سطح محله تجربه مشارکت داشته است، نسبت به نقش شورا در سطح شهر نیز حساستر و مطالبهگرتر خواهد بود.

عبدالله جلالی، کارشناس حوزه مدیریت شهری به خبرنگار ایمنا میگوید: رابطه میان محلهمحوری و انتخابات شورا را میتوان در سه سطح بررسی کرد؛ نخست، سطح آگاهی که مشارکت در ساختارهای محلهای، آموزش غیررسمی شهروندی را تقویت و شهروندان را با اختیارات شورا و فرایندهای تصمیمگیری آشنا میکند، دوم سطح مطالبهگری است وقتی مسائل هر محله بهطور دقیق شناسایی میشود، رأیدهندگان در انتخابات شورا برنامههای مشخص مطالبه میکنند و نامزدها ناگزیر به ارائه راهکارهای عینی میشوند. سطح سوم نیز اعتماد است؛ شبکههای محلی میتوانند اعتماد اجتماعی را افزایش دهند و این اعتماد به صندوق رأی نیز منتقل شود.
وی با اشاره به اینکه این پیوند خودکار و تضمینشده نیست میافزاید: تجربه تلخ بعضی دورههای شورایاریها نشان داد که بدون شفافیت و نظارت، مشارکت محلی میتواند به انتفاع شخصی یا شکلگیری حلقههای محدود قدرت منجر شود.
به عقیده این کارشناس مدیریت شهری، اگر چنین آسیبهایی در ساختار محلهمحور تکرار شود، نهتنها مشارکت در انتخابات شورا افزایش پیدا نمیکند، بلکه بیاعتمادی نیز تشدید میشود، بنابراین تقویت محلهمحوری باید با سازوکارهای نظارتی روشن و پاسخگویی مستمر همراه باشد.
مهمترین مشکل انتخابات شورای شهر در سالهای اخیر فاصله ذهنی شهروندان با کارکرد واقعی شوراها بوده است؛ بسیاری از مردم نمیدانند رأی آنها چگونه بر زندگی روزمرهشان اثر میگذارد، اما زمانی که تصمیمسازی و برنامهریزی در مقیاس محله تعریف شود، شهروندان بهطور ملموس درمییابند که سیاستهای شهری بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی در کوچه و خیابان محل سکونتشان تأثیر دارد و این درک عینی، انگیزه مشارکت را افزایش میدهد
جلالی تصریح میکند: محلهمحوری زمانی میتواند به افزایش مشارکت انتخاباتی منجر شود که شوراها آن را در چارچوب اختیارات قانونی خود نهادینه کنند، شوراها میتوانند از طریق کمیسیونهای تخصصی، جلسات محلهای و نظام دریافت بازخورد، ارتباط مستمر با محلات برقرار کنند و در چنین شرایطی انتخابات شورا نه تنها رقابتی سیاسی است، بلکه عرصهای برای ارزیابی عملکرد نمایندگان در سطح محله خواهد بود.
وی با تاکید بر توازن میان نگاه محلهای و نگاه کلانشهری میگوید: اگر شوراها تنها به مطالبات خرد محلهای محدود شود، انسجام برنامهریزی شهری آسیب میبیند، اما اگر نمایندگان شورا بتوانند مطالبات محلهها را در چارچوب یک راهبرد جامع شهری تجمیع و اولویتبندی کنند، محلهمحوری به تقویت حکمرانی شهری میانجامد و در این صورت، شهروندان نیز درمییابند که رأی آنها به طور مستقیم بر کیفیت زندگی در محلهشان اثر دارد و این درک، انگیزه مشارکت انتخاباتی را افزایش میدهد.

محلهمحوری حرکت بهسوی مدیریت شهری مشارکتی و پاسخگو است
مصطفی حسینآبادی، پژوهشگر حوزه مدیریت شهری محلهمحوری را یکی از رویکردهای بنیادین در اصلاح ساختار مدیریت شهری معرفی میکند و معتقد است: تمرکز بیشازحد بر مدیریت متمرکز شهری موجب فاصله گرفتن شهروندان از فرایند تصمیمگیری شده است.
وی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا میگوید: محله بهعنوان کوچکترین و در عین حال زندهترین واحد اجتماعی شهر، ظرفیت آن را دارد که بستر واقعی مشارکت شهروندان را فراهم کند و واگذاری بخشی از اختیارات اجرایی و برنامهریزی به سطح محله میتواند حس تعلق، مسئولیتپذیری و هویت اجتماعی را تقویت کند.
پژوهشگر مدیریت شهری پیوند میان محلهمحوری و آموزش شهروندی را برجسته میداند و عنوان میکند: مشارکت در سطح محله، شهروندان را از حالت انفعال خارج و آنها را با حقوق، تکالیف و سازوکارهای اداره شهر آشنا میکند، از دیدگاه او آموزش شهروندی زمانی مؤثر است که در بستر واقعی زندگی اجتماعی اتفاق بیفتد و محله همان بستر عینی و ملموس برای تمرین مشارکت و مسئولیت اجتماعی است بنابراین محلهمحوری نهتنها یک سیاست مدیریتی، بلکه یک راهبرد فرهنگی و تربیتی نیز محسوب میشود.
حسینآبادی بر نقش سرمایه اجتماعی در موفقیت رویکرد محلهمحور تأکید و خاطرنشان میکند: شبکههای همسایگی، اعتماد متقابل و هنجارهای مشترک، زمینهساز حکمرانی کارآمد در مقیاس محلی هستند.
وی تاکید میکند: اگر ساختارهای رسمی مدیریت شهری بتواند از این ظرفیتهای اجتماعی بهره ببرد، امکان حل مسائل محلی با هزینه کمتر و اثربخشی بیشتر فراهم میشود، محلهمحوری ابزاری برای بازتعریف رابطه دولت محلی و شهروندان و حرکت بهسوی مدیریت شهری مشارکتی و پاسخگو است.
کارشناس حوزه مدیریت شهری در تحلیل نسبت میان محلهمحوری و مشارکت انتخاباتی معتقد است «محلهمحوری میتواند حلقه مفقوده میان شهروندان و صندوق رأی شوراها را احیا کند.»
به گفته حسینآبادی مهمترین مشکل انتخابات شورای اسلامی شهر در سالهای اخیر فاصله ذهنی شهروندان با کارکرد واقعی شوراها بوده است؛ بسیاری از مردم نمیدانند رأی آنها چگونه بر زندگی روزمرهشان اثر میگذارد، اما زمانی که تصمیمسازی و برنامهریزی در مقیاس محله تعریف شود، شهروندان بهطور ملموس درمییابند که سیاستهای شهری به طور مستقیم بر کیفیت زندگی در کوچه و خیابان محل سکونتشان تأثیر دارد و این درک عینی، انگیزه مشارکت را افزایش میدهد.
وی ادامه میدهد: محلهمحوری نوعی «آموزش غیررسمی شهروندی» ایجاد میکند، وقتی مردم در جلسات محلی، هیئتهای امنا یا سازوکارهای مشارکتی حضور پیدا میکنند با فرایند تصمیمگیری، بودجهبندی و اولویتگذاری آشنا میشوند، در نتیجه در زمان انتخابات شوراها نیز با شناخت بیشتری رأی میدهند و مطالبهگرتر عمل میکنند.
به باور حسینآبادی مشارکت در سطح محله میتواند مشارکت در سطح صندوق رأی را تقویت کند، زیرا شهروندان احساس میکنند رأی آنها ادامه همان مشارکت روزمره و نه یک کنش مقطعی و بیاثر است.
این کارشناس تصریح میکند: محلهمحوری بهتنهایی تضمینکننده افزایش مشارکت نیست، بلکه کیفیت اجرای آن تعیینکننده است، اگر اختیارات محلی بهصورت شفاف تعریف شود، سازوکارهای نظارتی فعال باشند و شوراهای شهر بتوانند مطالبات محلات را در سیاستگذاری شهری منعکس کنند، مشارکت شهروندان در انتخابات شوراها افزایش پیدا خواهد کرد.
حسینآبادی تاکید میکند: در غیر این صورت محلهمحوری تنها در حد یک شعار باقی میماند و تأثیر معناداری بر رفتار انتخاباتی نخواهد داشت.
به گزارش ایمنا، محلهمحوری و انتخابات شورا دو سوی یک معادله هستند؛ اولی بستر مشارکت مستمر و روزمره را فراهم میکند و دومی نقطه اوج و رسمی این مشارکت است، اگر مدیریت شهری بتواند محله را به عرصه تمرین شهروندی و مطالبهگری تبدیل کند، صندوق رأی شوراها نیز از مشارکت آگاهانهتر و گستردهتر بهرهمند خواهد شد.
آینده مشارکت در انتخابات شورای شهر تا حد زیادی به موفقیت یا ناکامی رویکرد محلهمحور گره خورده است، رویکردی که میتواند مردمسالاری محلی را از سطح شعار به سطح تجربه زیسته شهروندان ارتقا دهد.



نظر شما