شهدا و رزمندگان ما، کسانی که زیر آتش ایستادند، شاخه زیتون بودند

امام زمان (عج) در عصر و دوره ما، کبوتر دیگری را پرواز داد، روح الهی را به میان مردم فرستاد. این دفعه، او رفت و بر منقارش شاخه زیتونی بود. این شهدای ما، این رزمندگان ما، این کسانی که زیر آتش ایستادند، شاخه زیتون بودند. چه شاخه زیتونی مبارک‌تر از این رزمندگان؟!

به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعد از حضرت آدم، مردم به صورت یک امت بر دین توحید بودند و زندگی ساده ای می‌کردند، اما کم کم روح تکبر در میان آنها شایع شد. قدرتمندان آنها به ضعیفان و زیردستان ظلم می‌کردند، اختلاف طبقاتی شدید و زورگویی و به دنبال آن، منازعات و مشاجرات زیادی پیدا شد و در نهایت، مردم به شرک و بت‌پرستی رو آوردند و از دین توحید و عدالت اجتماعی دور شدند.
در این هنگام بود که خداوند نوح را به رسالت مبعوث کرد و او را با کتاب آسمانی و دین توحید به سوی مردم فرستاد. از این رو، بقای توحید در روی زمین مرهون آن حضرت است. لذا خداوند آن حضرت را به سلامی خاص اختصاص داده است: «سلام علی نوح فی العالمین؛ درود و سلام بر نوح در میان جهانیان».

هر قدر که نوح در دعوت و ارشاد مردم می افزود، آنها به سرکشی و کفر خودشان می افزودند و نوح را مسخره می‌کردند و او را دروغگو و مجنون می‌گفتند؛ تا آنجا که بزرگان آن قوم و مخالفانش گفتند: ای نوح، اگر از حرف‌ها و دعوت‌هایت دست برنداری تو را سنگسار میکنیم. در این زمان بود که دیگر حضرت نوح ناامید شد و به پروردگار خود شکایت کرد و از او یاری خواست. خداوند هم به او وحی کرد که جز افرادی که ایمان آورده اند، کس دیگری ایمان نخواهد آورد و به وی دلداری داد. آنگاه نوح قوم خود را نفرین کرد که: خدایا! این قوم را نابود کن و احدی از آنها را باقی مگذار. خداوند نیز دعای او را مستجاب کرد.

خدا به او وحی کرد که: «فَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا؛ با نظارت و وحی ما کشتی بساز». نوح هم در آن سرزمین، که به هیچ وجه آب در حوالی آن نبود، شروع به ساختن کشتی نمود از طرف خدا به نوح وحی شد که از هر حیوانی یک جفت (نر و ماده) در کشتی سوار کند. همچنین خانواده اش و تمام کسانی که به او ایمان آورده بودند، به غیر از زن خائن و پسرش به کشتی سوار شدند. هنگام نزول عذاب، نوح به همراه پیروان اندک خود سوار کشتی نوح شد. همه مشرکین در این طوفان غرق شدند. سرانجام عذاب الهی به پایان رسید و کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت.

مرحوم آیت الله حائری شیرازی درباره فرود کشتی حضرت نوح بر فراز کوه جودی و تشبیه آن با شرایط غیبت امام زمان گفته است:

«حضرت نوح (ع) وقتی بعد از طوفان، می‌خواست از کشتی پیاده شود، پرنده‌ای را فرستاد که یک جایی پیدا کند. پرنده رفت و گشتی زد و دوباره برگشت به کشتی. یعنی چه؟ یعنی جای نشستن نبود؛ تنها نقطه امن، همین کشتی است. دفعه بعد، کلاغی را فرستاد. او هم رفت و برگشت. مدتی گذشت، کبوتری را فرستاد؛ او برگشت درحالیکه در منقارش، برگ درخت زیتون بود. معلوم شد که آب فرو نشسته و سر گیاهان و درختان، از زیر آب پیداست. کشتی رفت و بر «کوه جودی» مستقر شد و اینها پا بر روی خاک گذاشتند.

امام زمان (ع) وضعیتشان مثل نوح(ع) در کشتی است. هر وقت می‌خواهد ببیند که آیا بی وفایی‌ها، نامردی‌ها و دروغگویی‌ها فرو نشسته یا نه، اخلاص‌ها سبز شده، جوشیده، شکوفه کرده یا نه، یک پرنده‌ای از خودش را می‌فرستد؛ یک نماینده‌ای می‌فرستد.

شما نگاه کنید، از بدو غیبت تاکنون بسیاری از نمایندگان آن حضرت وقتی قیام کردند به شهادت رسیدند. مثلاً مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری قیام کرد. در میدان سپه تهران، جلوی چشم همه مردم او را به دار آویختند. عمامه‌ای که بر سرش بود را انداخت میان مردم. مردم قاپیدند. وقتی که با شیخ فضل الله این جور برخورد کردند معلوم شد که هنوز برای ظهور، زود است؛ هنوز آنقدر آب بالاست که وقت فرود آمدن کشتی نیست.

اما در عصر و دوره ما، کبوتر دیگری را پرواز داد. روح الهی را به میان مردم فرستاد. این دفعه، او رفت و بر منقارش شاخه زیتونی بود. این شهدای ما، این رزمندگان ما، این کسانی که زیر آتش ایستادند، شاخه زیتون بودند. چه شاخه زیتونی مبارک‌تر از این رزمندگان؟!»

کد خبر 947871

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.