به گزارش خبرگزاری ایمنا، یکی از دغدغههای جدی در حوزه تربیت جوانان، کاهش احساس اثرگذاری فردی در جامعه است و بسیاری از جوانان با وجود توانمندی، آگاهی و انگیزه درونی، احساس میکنند نقش آنها در معادلات اجتماعی کمرنگ یا بیاهمیت است و این احساس، بیش از اینکه ریشه در واقعیت داشته باشد، حاصل نوع نگاه و باورهایی است که به تدریج در ذهن فرد شکل گرفته است.
از منظر روانشناسی، انسان زمانی دست به کنش میزند که باور داشته باشد رفتار او میتواند نتیجهای ایجاد کند و اگر این باور تضعیف شود، حتی توانمندترین افراد نیز به انفعال کشیده میشوند. در مورد جوانان، این مسئله اهمیت دوچندان دارد، زیرا دوران جوانی، زمان شکلگیری باورهای بنیادین درباره خود، جامعه و نقش فرد در جهان است.
بسیاری از پیامهای آشکار و پنهان محیط اجتماعی، ناخواسته به جوان القا میکنند که تغییر فقط از مسیرهای بزرگ و رسمی ممکن است و چنین نگاهی، اثرگذاریهای کوچک، اما واقعی را نادیده میگیرد و باعث میشود جوان نقش خود را کمتر از آنچه هست ارزیابی کند، در حالی که پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد احساس تأثیرگذاری اغلب از تجربههای ساده و روزمره آغاز میشود.
از دیدگاه تربیتی، مشکل اصلی نه کمبود استعداد، بلکه کمبود تجربه موفقیت اجتماعی است و وقتی جوان تلاشی برای مشارکت، اظهار نظر و تجربه مسئولیت را پیدا نمیکند، ذهن او به این نتیجه میرسد که حضور داشتن یا حضور نداشتن او تفاوتی ایجاد نمیکند و این نتیجهگیری به مرور تبدیل به یک باور پایدار میشود که رفتار اجتماعی فرد را هدایت میکند.

خودکارآمدی اجتماعی به چه معنا است؟ / خودکارآمدی اجتماعی؛ سپری روانی در برابر اخبار منفی
ریحانه صادقی، روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه خودکارآمدی اجتماعی از منظر روانشناسی مثبتگرا یعنی باور جوان به اینکه میتواند بخشی از راهحل باشد، نه فقط ناظر مشکلات، به خبرنگار ایمنا میگوید: این نگاه، فرد را از حالت انتظار و گلایه خارج میکند و به او احساس سهم داشتن میدهد و جوانی که چنین باوری دارد، حتی در شرایط محدود هم به دنبال نقش خود میگردد و منتظر ایدهآلترین شرایط نمیماند.
وی با بیان اینکه در دنیای امروز که حجم اخبار منفی بالا است، خودکارآمدی اجتماعی نقش یک سپر روانی را ایفا میکند، میافزاید: وقتی جوان به صورت مدام با پیامهای منفی روبهرو باشد، ذهن او به ناتوانی عادت میکند، اما باور به اثرگذاری فردی، اجازه نمیدهد این پیامها انگیزه و اراده را خاموش کنند و فرد را در چرخه بیتفاوتی نگه دارند.
روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه باید فرصت تجربه به جوانان داده شود، تصریح میکند: خودکارآمدی اجتماعی در فضای تمرین رشد میکند، جایی که اشتباه کردن مجاز است و یادگیری ارزشمند شمرده میشود و وقتی جوان احساس امنیت روانی میکند، جرئت حضور فعال و مسئولیتپذیری در او شکل میگیرد.
خودکارآمدی اجتماعی با احساس تعلق گره خورده است / پرورش خودکارآمدی اجتماعی به معنای تربیت جوانانی امیدوار و واقعبین است
صادقی با بیان اینکه نکته مهم دیگر، تفاوت بین اثرگذاری نمایشی و اثرگذاری واقعی است، ادامه میدهد: شبکههای اجتماعی گاهی این تصور را ایجاد میکنند که تأثیرگذاری فقط با دیده شدن گسترده معنا دارد، در حالی که از دید روانشناسی اجتماعی، اثرگذاری واقعی اغلب در روابط نزدیک، گروههای کوچک و کنشهای روزمره اتفاق میافتد و درک این موضوع فشار روانی مقایسه را کم و حس کفایت اجتماعی را تقویت میکند.
وی با بیان اینکه خودکارآمدی اجتماعی همچنین با احساس تعلق گره خورده است، میگوید: جوانی که خود را بخشی از یک جمع، یک مسئله یا یک هدف میداند، انگیزه بیشتری برای کنش دارد و تربیت درست، به جای تأکید صرف بر فردگرایی یا جمعگرایی افراطی، پیوند سالم بین من و ما را در ذهن جوان شکل میدهد.
روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با اشاره به اینکه پرورش خودکارآمدی اجتماعی به معنای تربیت جوانانی امیدوار و واقعبین است، اضافه میکند: این جوانان میدانند تغییر آسان نیست، اما ناممکن هم نیست و همین باور متعادل است که جوان را در مسیر مشارکت پایدار نگه میدارد و او را به نیرویی مسئول و اثرگذار در جامعه تبدیل میکند.

خودکارآمدی یکی از پایههای سلامت روان اجتماعی است / تغییر نقش جوانان از تماشاگر صرف به کنشگری اجتماعی
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه خودکارآمدی اجتماعی به این معنا است که یک جوان باور داشته باشد حضور او در جامعه بیاثر نیست و میتواند نقشی سازنده ایفا کند، به خبرنگار ایمنا میگوید: این باور یکی از پایههای سلامت روان اجتماعی است، چراکه فردی که خود را ناتوان و بیاثر میبیند، به تدریج به انزوا، بیتفاوتی یا ناامیدی کشیده میشود و در مقابل، جوانی که احساس میکند «میتوانم مفید باشم»، با انرژی و مسئولیت بیشتری در تعاملات اجتماعی حاضر میشود.
وی با بیان اینکه از دیدگاه تربیتی، خودکارآمدی اجتماعی یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه در بستر تجربهها شکل میگیرد، میافزاید: وقتی به جوان فرصت داده میشود نظر خود را بیان کند، در تصمیمها مشارکت داشته باشد و نتیجه تلاشش ببیند، به تدریج باور به اثرگذاری در او تقویت میشود.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه خودکارآمدی اجتماعی ارتباط مستقیمی با عزتنفس دارد، تصریح میکند: جوانی که در جمع شنیده میشود و مشارکت او ارزشمند تلقی میشود، احساس ارزشمندی بیشتری نسبت به خود پیدا میکند و این احساس، جرئت اظهار نظر، گفتوگو و پذیرش مسئولیت را افزایش میدهد و فرد را از نقش تماشاگر صرف، به کنشگر اجتماعی تبدیل میکند.
خودکارآمدی اجتماعی زمینهساز جامعه پویا و مسئولیتپذیر است / تقویت خودکارآمدی اجتماعی چه فوایدی دارد؟
طاهری با بیان اینکه یکی از عوامل مهم در تقویت خودکارآمدی اجتماعی، تجربه موفقیتهای کوچک، اما واقعی است، ادامه میدهد: لازم نیست جوانها از ابتدا تغییرات بزرگ ایجاد کنند و مشارکت در یک فعالیت گروهی، کمک داوطلبانه یا حتی دفاع محترمانه از یک نظر شخصی، میتواند نقطهی شروع باشد و این موفقیتهای کوچک به ذهن پیام میدهند که من توانمندم و میتوانم اثر بگذارم.
وی با بیان اینکه تأکید بیش از حد بر ضعفها، مشکلات و ناکارآمدیها میتواند این باور را تضعیف کند، میگوید: رویکرد مثبت به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه یعنی همزمان با دیدن چالشها، به ظرفیتها و تواناییهای جوانان هم توجه شود و جوانی که فقط با افکار منفی روبهرو است، به مرور باور میکند که تلاش او بیفایده است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه خودکارآمدی اجتماعی زمینهساز جامعهای پویا و مسئولیتپذیر است، اضافه میکند: وقتی جوانان باور داشته باشند که نقش آنها مهم است، مشارکت، همدلی و امید در جامعه افزایش پیدا میکند و پرورش این باور نه تنها به رشد فردی جوان کمک میکند، بلکه سرمایهای بلندمدت برای سلامت و پویایی جامعه بهشمار میآید.

فضای رسانهای امروز نیز در شکلگیری این باورها نقش مهمی دارد و بزرگنمایی بحرانها، تمرکز افراطی بر ناکارآمدیها و مقایسه مداوم با نمونههای خاص و استثنایی، میتواند احساس ناتوانی را تشدید کند. جوانی که مدام خود را با تصویرهای اغراق شده میسنجد، به سختی میتواند ارزش کنشهای واقعی خود را ببیند.
رویکرد مثبت در روانشناسی تربیتی تلاش میکند به جای انکار مشکلات، توجه را به ظرفیتهای قابل رشد معطوف کند و در این نگاه، جوان نه فردی منفعل و نیازمند هدایت، بلکه فردی توانمند با قابلیت یادگیری و اثرگذاری تدریجی است و چنین رویکردی بستر شکلگیری باورهای سالمتر نسبت به نقش اجتماعی را فراهم میکند.
یکی از کلیدیترین مفاهیم در این زمینه، باور به توانایی تأثیرگذاری اجتماعی است که به جوان کمک میکند بین خواستن و عمل کردن پل بزند؛ این باور، انگیزه را به رفتار تبدیل میکند و فرد را از سطح نیت و دغدغه، به سطح مشارکت و مسئولیت میرساند.
بررسی این مفهوم و ابعاد آن، میتواند دید روشنتری نسبت به نقش جوانان در جامعه ارائه دهد و مسیرهای عملی تقویت مشارکت اجتماعی را نشان دهد و باور به اثرگذاری اجتماعی، از منظر روانشناسی و تربیت، نقشی تعیین کننده در رشد فردی جوانان و در شکلگیری جامعهای پویا، مسئولیتپذیر و امیدوار دارد و توجه آگاهانه به آن، یک ضرورت به شمار میرود.
به طور کلی، باور به اثرگذاری اجتماعی، پایهای برای رشد فردی، مسئولیتپذیری و مشارکت فعال در جامعه است و وقتی جوانان خود را توانمند و موثر میبینند، انگیزه و اراده آنها برای مشارکت در زندگی جمعی افزایش مییابد و پرورش این باور نه تنها به رشد شخصی آنان کمک میکند، بلکه سرمایهای ارزشمند برای شکلگیری جامعهای پویا، مسئول و امیدوار به آینده فراهم میآورد.



نظر شما