به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح ۲۲ بهمن، میدان امام خمینی (ره) اصفهان همچون همیشه شلوغ بود؛ جمعیتی که آرامآرام حرکت میکرد، خانوادههایی که دست کودکانشان را گرفته بودند و گروههایی که ایستاده بودند و درباره آینده حرف میزدند. در میان این رفتوآمدها، غرفهای بود که مردم از سر کنجکاوی جلویش میایستادند؛ غرفه منطقه هستهای شهید رئیسی.
اینجا خبری از پوسترهای کلیشهای نبود. آدمها میآمدند، میایستادند، سؤال میپرسیدند و جواب میگرفتند. سوالاتی درمورد ماشینهای سانتریفیوژ، ماکتهای مجتمع سوخت و توضیحهایی که با زبان ساده شروع میشد و گاهی به بحثهای تخصصی میرسید. بعضیها تنها میخواستند بدانند «فلان دستگاه چه کاری انجام میدهد؟» بعضی دیگر، دقیقتر میپرسیدند و گفتوگو شکل میگرفت.

چند قدم آنطرفتر، میزهای تخصصی برپا بود؛ میز غنیسازی، میز مجتمع سوخت و راکتور هستهای، و میز کاربرد پرتوها و رادیوداروها. پشت هر میز، یکی از متخصصان صنعت هستهای کشور نشسته بود؛ بدون تریبون و بدون فاصله. گفتوگوها رسمی نبود؛ شبیه همان بحثهایی که در راهروهای دانشگاه یا جمعهای دوستانه شکل میگیرد. همین صمیمیت موجب شده بود غرفه، لحظهای خالی نماند.
در گوشهای دیگر، فضا تغییر میکرد. کودکان دور هم جمع شده بودند و با روایتهایی ساده و تصویری، با فناوری هستهای آشنا میشدند؛ نه با فرمول و عدد، بلکه با مثالهایی از درمان، انرژی و آینده. بعضی والدین کنار بچهها میایستادند و گوش میدادند؛ انگار این توضیحها، برای خودشان هم تازه بود.

در حاشیه همین گفتوگوها، یکی از اعضای هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فنون هستهای ایستاده بود و برای جمعی از مخاطبان، از تجربهای میگفت که کمتر درباره آن شنیده شده است. او با اشاره به یکی از کمتر گفتهشدهترین دستاوردهای صنعت هستهای ایران، توجه مخاطبان را به جایگاه راهبردی تولید آب سنگین جلب کرد؛ دستاوردی که حتی در سختترین سالهای تحریم، قدرتهای جهانی را ناگزیر به تعامل با ایران کرده بود.
او با بیان اینکه حتی آمریکا و روسیه در دورهای که ایران تحت شدیدترین تحریمها قرار داشت، خریدار آب سنگین ایران بودند، توضیح داد: «در پروتکلهای هستهای آمریکا، کشورها برای دریافت آب سنگین به سه دسته تقسیم میشوند؛ کشورهایی که نباید به آنها آب سنگین داده شود، کشورهایی که حداکثر مجاز به دریافت ۵۰ کیلو هستند و در بهترین حالت، برخی کشورها حداکثر میتوانند سالانه یک تن آب سنگین دریافت کنند.»
این عضو هیئت علمی با اشاره به استانداردهای دوگانه غرب افزود: «آمریکا حتی به نزدیکترین متحد خود در منطقه، یعنی اسرائیل، حداکثر سالانه ۵۰ کیلو آب سنگین میدهد، اما ایران امروز سالانه حدود ۵۰ تن آب سنگین تولید میکند، ظرفیتی که نشاندهنده جهش واقعی در دانش و فناوری بومی است.»
وی در ادامه، کاربردهای گسترده این محصول راهبردی را تشریح کرد و گفت: «آب سنگین ایران تنها یک محصول هستهای نیست؛ بیش از ۶۰ صنعت مختلف از آن بهره میبرند. برای مثال، اگر کشوری بخواهد به سراغ فناوریهای نوینی همچون اینترنت نسل پنجم (۵G) برود، نیازمند تولید فیبرهای نوری خاصی است که افزایش سرعت انتقال داده را ممکن میکند و بخشی از این فرایندها در محیط آب سنگین انجام میشود.»
این توضیحات تخصصی نشان میداد آنچه در غرفه منطقه هستهای شهید رئیسی به نمایش درآمده تنها یک روایت نمادین نیست، بلکه تصویری مستند از پیوند فناوری هستهای با زندگی روزمره، صنعت، درمان و آینده کشور است؛ روایتی که بهواسطه گفتوگوی مستقیم متخصصان با مردم، برای بسیاری از بازدیدکنندگان برای نخستین بار شفاف و قابل لمس میشد.
آنچه غرفه منطقه هستهای شهید رئیسی را متمایز میکرد، همین گفتوگوی بیواسطه بود. استقبال مردم به حدی بود که حتی پس از پایان مراسم رسمی راهپیمایی و اقامه نماز ظهر و عصر نیز حلقههای گفتوگو همچنان ادامه داشت. بعضیها میرفتند و دوباره بازمیگشتند؛ بعضیها از برگزارکنندگان میپرسیدند چرا چنین برنامههایی بیشتر برگزار نمیشود؟
همین مطالبه، در نهایت به تصمیمی عملی رسید. بنا بر اعلام مسئولان، غرفه منطقه هستهای شهید رئیسی بهدلیل استقبال مردمی، روزهای پنجشنبه و جمعه نیز برپا خواهد بود و جزئیات آن بهزودی اطلاعرسانی میشود.
در شلوغی میدان امام، این غرفه نشان داد روایت پیشرفت، وقتی از دل تجربه و با زبان آدمها گفته شود، نیازی به شعار ندارد؛ کافی است شنیده شود.




نظر شما