به گزارش خبرگزاری ایمنا از کهگیلویه و بویراحمد، چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، بار دیگر صحنه حضور آثاری است که تلاش میکنند حافظه تاریخی و هویت ملی را از مسیر سینما زنده نگه دارند.
در میان این آثار، فیلم «مارون» ساخته امیراحمد انصاری با تمرکز بر زندگی شهید «هدایتالله طیب» مشهور به «چمران جنوب» یکی از مهمترین و در عین حال حساسترین سوژهها را به خود اختصاص داده است؛ شخصیتی که زیستِ فردی، اجتماعی و انقلابیاش، ظرفیت خلق یک قهرمان ماندگار سینمایی را دارد اما مهمترین پرسشی که مطرح میشود این است که آیا «مارون» توانسته از این زیستِ پُرظرفیت، قهرمانی بسازد که هم باورپذیر باشد و هم با مخاطب امروز بهویژه نسل جوان، ارتباط برقرار کند؟
محدثه کارخانه، منتقد سینما و فیلمنامهنویس در تحلیل این اثر معتقد است که «مارون» بیش از آنکه یک فیلم قهرمانمحور باشد، در حد یک فیلم پرتره باقی میماند؛ پرترهای که نه در شخصیتپردازی عمق پیدا میکند و نه در درام، جان میگیرد.
وی در اینباره به خبرنگار ایمنا میگوید: «فیلمهای پرترهای که درباره یک شخصیت واقعی ساخته میشوند، اگر تنها به بازنمایی واقعیت بسنده کنند، به فضای مستند نزدیک میشوند، وقتی فیلم به شکل داستانی روایت میشود، نیازمند درامی قویتر است؛ حتی اگر تخیل و خلاقیت هم وارد کار شود. بدون درام، قهرمان ساخته نمیشود.
به باور این منتقد، مشکل اصلی «مارون» دقیقاً همینجاست؛ فیلم میان واقعگرایی و درام، بلاتکلیف مانده و در نهایت، نه مستند است و نه یک اثر داستانی اثرگذار، کارخانه تأکید میکند که پایبندی صرف به واقعیت تاریخی، الزاماً به انتقال پیام منجر نمیشود و سینما، بیش از هر چیز، نیازمند روایت است.
کارخانه برای توضیح دیدگاه خود به نمونههای موفق جهانی اشاره میکند از جمله فیلم «استیو جابز» که با وجود انتقادها نسبت به میزان تخیل در روایت، توانسته شخصیتی پیچیده و قابل لمس خلق کند.
وی میگوید: در آن فیلم، مایکل فاسبندر هیچ شباهت ظاهری به استیو جابز ندارد، اما برای کارگردان، نقشآفرینی و احساسی که منتقل میشود، اهمیت داشته، برعکس در مارون با بازیای روبهرو هستیم که نهتنها قهرمان را نمیسازد، بلکه ضعفهای فیلمنامه و کارگردانی را هم جبران نمیکند.

قهرمانی که مؤلفههایش نادیده گرفته میشود
به اعتقاد این منتقد سینما بازی امیرحسین فتحی در نقش شهید طیب در بسیاری از لحظات ضعیف و تصنعی است و نمیتواند بار سنگین شخصیتپردازی را به دوش بکشد، نتیجه آنکه مخاطب، بهجای رویارویی با یک قهرمان ملی با شخصیتی کمرمق روبهرو میشود که در ذهن ماندگار نمیشود.
این ضعف، زمانی پررنگتر میشود که به خودِ شخصیت شهید هدایتالله طیب نگاه میکنیم، انسانی که مؤلفههای قهرمانانهاش، نه اغراقآمیز، بلکه عمیق و انسانی است؛ وطنپرستی، بشردوستی و تعهد به علم.
طیب، جوانی بود که از روستای محروم موگر در کهگیلویه و بویراحمد برخاست، مسیر علم را با سختی پیمود، تا آمریکا رفت، اما هرگز از هویت و آرمانهایش جدا نشد، او دانشجویی نبود که در رفاه غرب حل شود؛ بلکه در همانجا، انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان را بنیان گذاشت، در مناظره با دانشجویان آمریکایی ایستاد، علیه استکبار روشنگری کرد و با آغاز جنگ تحمیلی، درس و آینده دانشگاهی را رها کرد تا به جبهههای جنوب برسد.
او مستقیم از آمریکا به میدان نبرد رفت؛ بیآنکه خانوادهاش حتی بداند به کشور بازگشته است، انتخابی که بهگفته نزدیکانش، تنها از انسانهایی با روحی بزرگ برمیآید، انسانی که لقب «چمران جنوب» را نه در شعار که در عمل به دست آورد.
با این حال، محدثه کارخانه معتقد است «مارون» نتوانسته این مؤلفهها را به زبانی قابل فهم برای نسل امروز ترجمه کند: «نسل جوان امروز در جهان تکنولوژی، هوش مصنوعی و مدرنیته زندگی میکند، قهرمان برای این نسل باید قابل لمس و باورپذیر باشد، ما یا قهرمان را بیش از حد اسطورهای میکنیم، یا آنقدر کمجان نشان میدهیم که جذابیتی ندارد، مارون نتوانسته حد وسط را پیدا کند.»
به باور این منتقد سینما، ضعف در تحلیل شخصیت و اغراق یا کمرمقی در روایت، موجب شده است که نسل جوان نتواند با قهرمان فیلم همذاتپنداری کند؛ نتواند خودش را جای او بگذارد و بگوید «این شبیه من است، شبیه زندگی من».

ایدهای بزرگ اما اجرایی کوچک
در نهایت «مارون» در میان آثار سینمایی حاضر در جشنواره، فیلمی است که بهگفته این منتقد، یک ایده بسیار خوب را قربانی اجرای ضعیف کرده است، فیلمی که میتوانست با فیلمنامهای دقیقتر، درامی عمیقتر و شخصیتپردازی جدیتر، یکی از قهرمانان معاصر را به سینما معرفی کند، اما در مهمترین مأموریت خود، یعنی قهرمانسازی، ناکام مانده است و شاید تلخترین نکته همین باشد.
شهید هدایتالله طیب، قهرمانی است که زندگیاش خودِ سینماست؛ از کودکی در روستایی محروم تا تحصیل در آمریکا، مبارزه سیاسی، بازگشت آگاهانه به وطن، حضور در جبهههای جنوب و شهادت در عملیات فتحالمبین. حتی آرزویش برای ساخت پلی در زادگاهش، سالها پس از شهادت، محقق شد.
اما «مارون» نشان میدهد که انتخاب سوژه بزرگ بهتنهایی کافی نیست. قهرمان، اگر درام نداشته باشد، پشت قاب میماند و این، مهمترین حسرت فیلم «مارون» است.




نظر شما