روزگاری که آمریکا تماس‌های محرمانه شاه ایران را هم شنود می‌کرد

خاطرات حسین فردوست، قائم‌مقام ساواک و نزدیک‌ترین فرد به محمدرضا پهلوی، پرده از واقعیتی تکان‌دهنده برمی‌دارد: خطوط ارتباطی محرمانه شاه در اختیار مستشاران آمریکایی بود و امکان شنود تماس‌ها وجود داشت؛ نشانه‌ای آشکار از نفوذ آمریکا تا قلب دربار.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، از اعتراف رسمی وزیر خارجه آمریکا به نقش واشنگتن در کودتای ۲۸ مرداد تا خاطرات نزدیک‌ترین فرد به شاه، شواهد نشان می‌دهد محمدرضا پهلوی نه تصمیم‌گیر مستقل، بلکه مجری سیاست‌های آمریکا در ایران بود؛ وابستگی‌ای که از سرنگونی دولت ملی آغاز شد و با تحقیر، سرکوب و فرار شاه پایان یافت.

کودتای ۲۸ مرداد؛ اعترافی که دیگر قابل انکار نیست

نقش آمریکا در سرنگونی دولت ملی مصدق، سال‌ها پنهان‌کاری شد، اما سرانجام به‌صراحت اعتراف شد. مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا، رسماً اعلام کرد ایالات متحده در «هماهنگ کردن سرنگونی دولت مردمی مصدق» نقش داشته است. این اعتراف، کودتا را از یک «ادعای تاریخی» به یک پرونده اثبات‌شده دخالت خارجی تبدیل کرد.

پادشاهی که بدهکار واشنگتن بود

محمدرضا پهلوی پس از بازگشت به قدرت، خود نیز به این وابستگی اذعان داشت. روزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از شاه نوشت:
«من تاج و تخت خود را به خدا، مردم، ارتش و شما مدیونم.»
تحلیل‌گران معتقدند مخاطب اصلی این جمله، حامیان آمریکایی شاه بودند؛ جمله‌ای که به‌خوبی نسبت قدرت را نشان می‌دهد.

دولت‌ها با چراغ سبز سفارت؛ نخست‌وزیران چگونه انتخاب می‌شدند؟

به روایت اسناد و خاطرات رجال سیاسی، شاه بدون هماهنگی با آمریکا قادر به تغییر نخست‌وزیر نبود. تحمیل علی امینی با فشار مستقیم واشنگتن نمونه روشن این مداخله است. در عمل، دولت‌ها در تهران تشکیل می‌شدند، اما بقای آن‌ها به رضایت آمریکا گره خورده بود.

روزگاری که آمریکا تماس‌های محرمانه شاه ایران را هم شنود می‌کرد

کاپیتولاسیون؛ سند رسمی تحقیر ملی

تصویب کاپیتولاسیون، نقطه اوج وابستگی بود. امام خمینی (ره) در واکنش به این قانون هشدار داد که با آن، اگر «یک آشپز آمریکایی در ایران جنایتی مرتکب شود، دادگاه‌های ایران حق رسیدگی ندارند». این سخنرانی، ماهیت واقعی قانون را افشا کرد و نشان داد استقلال کشور عملاً فروخته شده است.

تبعید به جرم افشاگری

پاسخ رژیم پهلوی به این اعتراض، نه اصلاح قانون، بلکه تبعید امام خمینی (ره) بود. این تصمیم به‌روشنی نشان داد که حفظ رضایت آمریکا، بر شنیدن صدای ملت ترجیح داده شده است.

بحرین؛ معامله‌ای فراتر از مرزهای ایران

صرف‌نظر کردن از ادعای تاریخی ایران بر بحرین، در چارچوب سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا انجام شد. تحلیل‌گران این اقدام را بخشی از اجرای دکترین نیکسون می‌دانند؛ دکترینی که شاه را ژاندارم منطقه می‌خواست، حتی به قیمت واگذاری منافع ملی.

شنود دربار؛ شاه هم زیر نظر بود

حسین فردوست، نزدیک‌ترین فرد به شاه، در خاطرات خود تصریح می‌کند که ارتباطات تلفنی شاه و مقامات ارشد، تحت کنترل و شنود آمریکا بود. این روایت، تصویر یک پادشاه مستقل را کاملاً فرو می‌ریزد؛ حتی رأس قدرت نیز خارج از دایره نظارت واشنگتن نبود.

خرید حمایت؛ سلطنت با لابی‌گری

به روایت اسناد و خاطرات، شاه برای جلب حمایت سیاستمداران آمریکایی، هدیه‌های گران‌قیمت و امتیازات ویژه می‌داد. این رفتارها نشان می‌دهد بقای سلطنت، نه بر مشروعیت مردمی، بلکه بر لابی‌گری سیاسی در واشنگتن استوار بود.

سرکوب با توصیه خارجی

در ماه‌های پایانی رژیم پهلوی، مقامات آمریکایی شاه را به «قاطعیت» در برابر معترضان توصیه کردند. به گفته برخی اسناد، اولویت اصلی آمریکا حفظ منافع خود بود، حتی اگر هزینه آن سرکوب مردم ایران باشد.

پایان مأموریت؛ وقتی آمریکا شاه را رها کرد

روزگاری که آمریکا تماس‌های محرمانه شاه ایران را هم شنود می‌کرد

با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، همان حامیان خارجی به این جمع‌بندی رسیدند که شاه دیگر کارآمد نیست. پیام روشن بود: ایران را ترک کن. پادشاهی که سال‌ها وابسته بود، در نهایت بدون پشتوانه، کشور را ترک کرد.
از کودتای ۲۸ مرداد تا فرار شاه، اسناد، اعتراف‌ها و خاطرات یک روایت واحد را تأیید می‌کند: رژیم پهلوی ابزار اجرای سیاست‌های آمریکا در ایران بود؛ وابستگی‌ای که به تحقیر ملی و فروپاشی انجامید.

کد خبر 945861

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.