به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، شهرها در دهههای اخیر، بیش از گذشته به اهمیت کیفیت بصری، تجربه زیسته شهروندان و نقش فضاهای عمومی در شکلدهی به هویت اجتماعی پی بردهاند. طراحی شهری دیگر به ساماندهی کالبدی فضاها محدود نمیشود، بلکه بهطور فزایندهای با مفاهیمی چون تجربه زیسته، هویت مکانی، مشارکت اجتماعی و کیفیت بصری گره خورده است. در این چهارچوب، نقاشی دیواری و زیباسازی نمای ساختمانها بهعنوان یکی از ابزارهای مؤثر هنر عمومی، جایگاهی مهم در سیاستهای شهری بسیاری از شهرها پیدا کرده است. این مداخلات هنری با هدف احیای فضاهای فرسوده، ارتقای سیمای شهری، تقویت حس تعلق شهروندان و بازتعریف تصویر شهر در سطح ملی و بینالمللی اجرا میشوند.
نقاشیهای دیواری و زیباسازی نمای ساختمانها که در قالب هنر عمومی، دیوارنگاری و مداخلات هنری در مقیاس شهری اجرا میشود، نهتنها به بهبود سیمای شهری کمک میکند، بلکه بهعنوان ابزاری برای بازآفرینی محلهها، افزایش تعامل اجتماعی و حتی توسعه اقتصادی عمل میکند.
شهرهایی همچون برلین، فیلادلفیا، سائوپائولو و جرسیسیتی سالهاست که نقاشی دیواری را بهعنوان بخشی از سیاستهای طراحی شهری خود پذیرفتهاند. در این شهرها، دیوارنگاری نهتنها به زیباسازی فضاها کمک کرده، بلکه به بستری برای بیان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. تجربه این شهرها نشان میدهد که هنر شهری، زمانی که با برنامهریزی و مشارکت اجتماعی همراه باشد، میتواند تأثیری پایدار و عمیق بر سیمای شهر داشته باشد.
بررسی تجربه شهرهای مختلف جهان نشان میدهد که نقاشی و زیباسازی ساختمانها دیگر یک اقدام تزئینی مقطعی نیست، بلکه به بخشی از رویکردهای نوین طراحی شهری تبدیل شده است. این مداخلات هنری در صورت برنامهریزی درست، میتوانند به بهبود کیفیت زندگی، تقویت هویت محلی، افزایش مشارکت اجتماعی و توسعه گردشگری منجر شوند. روند جهانی نشان میدهد که در آینده، هنر عمومی و نقاشی دیواری نقشی پررنگتر در سیاستهای شهری ایفا خواهند کرد و شهرهایی که زودتر به این ظرفیت توجه کنند، از مزایای فرهنگی و اجتماعی آن بهرهمند خواهند شد.

کوچی؛ دیوارنگاری بهعنوان روایت تاریخ و فرهنگ
در شهر کوچی هند، نقاشی دیواری پیوندی عمیق با تاریخ، فرهنگ و رویدادهای هنری بینالمللی دارد. پروژههای دیوارنگاری که همزمان با «دوسالانه کوچی-موزیریس» اجرا میشوند، دیوارهای شهر را به بستری برای گفتوگوی فرهنگی تبدیل کردهاند. این آثار بیشتر به موضوعاتی چون استعمار، تجارت دریایی، مهاجرت و هویت محلی میپردازند و گذشته و حال شهر را به هم پیوند میزنند.
نقاشیهای شهری کوچی بهطور آگاهانه در فضاهای تاریخی و محلههای قدیمی اجرا میشوند و به احیای این مناطق کمک میکنند. در نتیجه این روند، زیباسازی شهری نهتنها به بهبود ظاهر شهر انجامیده، بلکه نقش مهمی در حفظ و بازخوانی حافظه تاریخی شهر ایفا کرده است.

ریاض؛ نقاشی شهری بهعنوان ابزار تحول تصویر کلانشهر
شهر ریاض نمونهای شاخص از بهکارگیری برنامهریزیشده هنر شهری در مقیاس کلان است. پروژه «هنر ریاض» با هدف تبدیل ریاض به یکی از پایتختهای فرهنگی منطقه، نقاشی دیواری و هنر عمومی را به بخشی جداییناپذیر از توسعه شهری تبدیل کرده است. در این پروژه، نمای ساختمانها، پلها، تونلها و فضاهای عمومی به بومهایی برای آثار هنری بزرگمقیاس تبدیل شدهاند که مفاهیمی مرتبط با فرهنگ بومی، تاریخ عربستان، الگوهای هندسی اسلامی، طبیعت بومی و نگاه معاصر به آینده را بازتاب میدهند. ترکیب عناصر سنتی با زبان بصری مدرن، به خلق هویتی جدید برای شهر کمک کرده است که همزمان ریشه در فرهنگ بومی دارد و رو به آینده است.
آنچه ریاض را از بسیاری از نمونههای دیگر متمایز میکند، پیوند مستقیم هنر شهری با سیاستهای کلان توسعه است. نقاشیها تنها برای زیباسازی اجرا نمیشوند، بلکه بخشی از راهبرد ارتقای کیفیت زندگی، افزایش سرزندگی فضاهای عمومی و تغییر ادراک شهروندان از محیط شهری هستند. این آثار همچنین نقش مهمی در بازتعریف تصویر بینالمللی ریاض ایفا میکنند و شهر را از یک مرکز صرفاً اداری و اقتصادی، به شهری با هویت فرهنگی پویا تبدیل میسازند.

بریزبن؛ زیباسازی در مقیاس کوچک و تقویت هویت محلهای
در بریزبن استرالیا، رویکرد به نقاشی شهری بیشتر بر مقیاس محله و عناصر روزمره شهر متمرکز است. بسیاری از پروژههای زیباسازی در این شهر به جای تمرکز صرف بر دیوارهای عظیم، روی سازههایی همچون جعبههای برق، دیوارهای کوتاه، پلهای محلی و فضاهای خدماتی اجرا میشوند. این انتخاب آگاهانه موجب شده است هنر شهری به شکلی ملموس وارد زندگی روزمره شهروندان شود.
مدیریت شهری بریزبن با تشویق مشارکت ساکنان محلی در انتخاب طرحها و موضوعات نقاشیها، تلاش کرده است پیوندی واقعی میان هنر و جامعه برقرار کند. بسیاری از این آثار بازتابدهنده داستانها، خاطرات و ویژگیهای فرهنگی هر محله هستند. در نتیجه، نقاشی دیواری در بریزبن نهتنها به بهبود کیفیت بصری کمک کرده، بلکه به ابزاری برای تقویت هویت محلهای و افزایش حس تعلق شهروندان تبدیل شده است. این تجربه نشان میدهد که زیباسازی شهری میتواند از مقیاسهای کوچک آغاز شود و تأثیرات اجتماعی قابلتوجهی ایجاد کند.

لاگوس؛ نقاشی دیواری و بازنمایی زندگی شهری پرتحرک
لاگوس، بهعنوان یکی از بزرگترین، پرجمعیتترین و پویاترین کلانشهرهای آفریقا، در سالهای اخیر بهتدریج نقاشی دیواری و هنر خیابانی را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از هویت بصری و فرهنگی نوین خود پذیرفته است. این شهر که با رشد سریع جمعیت، نابرابری اجتماعی، ترافیک سنگین و فشار بر زیرساختهای شهری روبهرو است، بستر مناسبی برای شکلگیری بیانهای هنری خودجوش و انتقادی فراهم کرده است؛ دیوارهای شهر به رسانههایی زنده برای انتقال صداها، روایتها و تجربیات شهروندان تبدیل شدهاند.
جشنوارهها و پروژههای هنر خیابانی در لاگوس با مشارکت هنرمندان جوان، مستقل و محلی اجرا میشوند؛ هنرمندانی که ریشه در محلههای شهر دارند و بهخوبی با واقعیتهای اجتماعی آن آشنا هستند. این آثار معمولاً در فضاهای عمومی، محلههای پررفتوآمد، بازارها و مناطق فرسوده و حاشیهای شکل میگیرند و مرز میان هنر، زندگی روزمره و کنش اجتماعی را از میان برمیدارند. نقاشیهای دیواری لاگوس سرشار از رنگهای شاد، فرمهای پویا و ترکیببندیهای پرانرژی هستند که ریتم تند زندگی شهری در این کلانشهر آفریقایی را بازتاب میدهند.
مضامین این نقاشیها به روایت زندگی روزمره، هویت جوانان، نابرابری اقتصادی، چالشهای زیستمحیطی، امید به آینده و تضادهای اجتماعی میپردازند. از این منظر، نقاشی دیواری در لاگوس نقشی فراتر از زیباسازی صرف دارد و به ابزاری برای بیان انتقادی، آگاهیبخشی اجتماعی و تقویت گفتوگوی عمومی تبدیل شده است. این آثار به شهروندان امکان میدهند داستانهای شخصی و جمعی خود را در فضای عمومی بازگو کنند و مسائل نادیدهگرفتهشده را به سطح دید عمومی بیاورند.
علاوه بر این، پروژههای هنر خیابانی در لاگوس موجب تغییر نگاه به فضاهای فرسوده، رهاشده و کمتوجهشده شهری شدهاند و آنها را به نقاطی پویا، معنادار و قابلتعامل تبدیل کردهاند. لاگوس نمونهای شاخص از شهری است که هنر خیابانی را به زبان زنده، پرانرژی و انتقادی شهر بدل کرده است و از آن برای بازنمایی واقعیتهای پیچیده شهری بهره میگیرد.

آمادورا؛ زیباسازی شهری بهعنوان ابزاری برای بازآفرینی اجتماعی
شهر آمادورا در پرتغال به یکی از نمونههای قابلتوجه در استفاده از هنر شهری بهعنوان ابزاری برای بازآفرینی اجتماعی و فضایی تبدیل شده است. این شهر که دارای بافتهای مسکونی متراکم و مجموعهای از ساختمانهای بلند و یکنواخت است، با چالشهایی نظیر کمبود فضاهای عمومی باکیفیت، کاهش حس تعلق مکانی و ضعف هویت بصری شهری روبهرو بوده است. در پاسخ به این مسائل، سیاستگذاران شهری و نهادهای محلی از نقاشی دیواری بهعنوان بخشی از برنامههای جامع بازآفرینی شهری بهره گرفتهاند.
نمای ساختمانهایی که پیشتر شاخصه هویتی نداشتند، با نقاشیهای دیواری بزرگمقیاس به بومهایی شهری تبدیل شدهاند که روایتگر داستانهای محلی، ارزشهای اجتماعی و دغدغههای مشترک ساکنان هستند. این آثار نهتنها یکنواختی بصری فضا را کاهش دادهاند، بلکه به نشانههایی خوانا در منظر شهری بدل شدهاند که به مسیریابی، تشخیص محلهها و تقویت تصویر ذهنی شهر کمک میکنند. مضامین این نقاشیها پ حول محورهایی چون همبستگی اجتماعی، تنوع فرهنگی، مهاجرت، عدالت اجتماعی و آیندهای پایدار شکل گرفته است و بازتابدهنده واقعیتهای اجتماعی شهر آمادورا هستند.
یکی از ویژگیهای متمایز تجربه آمادورا، تأکید بر مشارکت فعال ساکنان در تمامی مراحل طراحی و اجرای پروژههای نقاشی دیواری است. هنرمندان شهری در تعامل مستقیم با جامعه محلی، ایدهها، خاطرات و دغدغههای شهروندان را در قالب آثار بصری بازآفرینی میکنند. این رویکرد مشارکتی سبب شده است هنر شهری نه بهعنوان یک مداخله تحمیلی یا فقط تزئینی، بلکه بهمثابه بخشی از زندگی روزمره محلهها پذیرفته شود. در نتیجه، نقاشی دیواری به ابزاری برای تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش حس تعلق مکانی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان تبدیل شده است و نقش مهمی در بازتعریف روابط اجتماعی در فضاهای مسکونی ایفا میکند.

فیونلابرادا؛ بازتعریف جایگاه شهر از طریق هنر شهری
فیونلابرادا، شهری در حاشیه جنوبی مادرید، نمونهای شاخص از استفاده راهبردی از هنر شهری برای بازتعریف هویت و جایگاه یک شهر متوسط در مقیاس ملی و بینالمللی بهشمار میآید. این شهر که پیشتر کمتر در کانون توجه قرار داشت، با سرمایهگذاری هدفمند در پروژههای نقاشی دیواری و دعوت از هنرمندان برجسته داخلی و خارجی، توانسته است تصویر جدیدی از خود ارائه دهد. نقاشیهای دیواری بزرگمقیاس که در فضاهای عمومی، میادین و نمای ساختمانها اجرا شدهاند، سیمای شهری فیونلابرادا را بهطور چشمگیری دگرگون کردهاند.
این آثار فراتر از ارتقای کیفیت بصری، به نمادهای فرهنگی و نشانههای هویتی شهر تبدیل شدهاند؛ بهگونهای که شهروندان نسبت به آنها احساس تعلق و افتخار میکنند. تجربه فیونلابرادا نشان میدهد که هنر شهری میتواند نقشی کلیدی در برندسازی شهری، جذب گردشگران فرهنگی و ارتقای جایگاه شهرهای کمترشناختهشده در شبکه شهری ایفا کند. نقاشی دیواری نهتنها یک ابزار زیباسازی، بلکه رسانهای برای بازنمایی هویت، روایتگری شهری و تقویت رقابتپذیری شهر در سطح فرامنطقهای محسوب میشود.



نظر شما