به گزارش خبرگزاری ایمنا، چند روزی است که فضای رسانهای جهان حول یک کلیدواژه مشترک میچرخد؛ تهدید. تصاویر ناوهای آمریکایی، موشکها و پایگاههای نظامی به قاب ثابت خبرها تبدیل شده و تحلیلگران با ادبیاتی آمیخته به خشونت و هراس از آیندهای پرتنش سخن میگویند.
شبکههای تلویزیونی، روزنامهها و کانالهای خبری، هر یک سناریویی از «حمله قریبالوقوع» میسازند و فضای مجازی نیز با شایعهها، تحلیلهای هیجانی و شمارشهای معکوس به میدان اصلی جنگ روانی بدل شده است، در همین فضا، رئیسجمهور آمریکا با طرح تهدیدهایی مستقیم و غیرمستقیم علیه جمهوری اسلامی ایران و شخص رهبر معظم انقلاب، کوشید سطح تنش را از عرصه دیپلماسی به میدان ادراک عمومی منتقل کند؛ میدانی که هدف آن نه تصمیمسازی سیاسی، بلکه ایجاد تردید، ترس و شکاف روانی در جامعه ایران است.
با این حال، آنچه در داخل کشور رخ داد، نه انفعال بود و نه انتظار برای پاسخ رسمی، واکنش، پیش از آنکه از تریبونهای سیاسی آغاز شود، از دانشگاهها شروع شد، سردر بسیاری از دانشگاههای کشور به صحنه اعلام موضعی روشن و صریح تبدیل شد، پارچهنوشتههایی با مضامین حمایت از رهبر معظم انقلاب و تأکید بر پایبندی به ولایت فقیه و آرمانهای انقلاب اسلامی بر ورودی دانشگاهها نصب شد؛ از دانشگاه صنعتی شریف تهران گرفته تا دانشگاههای تبریز، اهواز، ملایر و واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی.

این کنش، نه حرکتی دستوری بود و نه واکنشی احساسی، دانشگاه، نهادی است که ماهیت آن بر تحلیل، آگاهی و فهم عمیق واقعیتها استوار است و همین ویژگی به این اقدام معنا و اعتبار بخشید. اساتید و دانشجویان با وجود تفاوت دیدگاهها و سلایق فکری در نقطهای مشترک به اجماع رسیدند؛ دفاع از محور اقتدار ملی.
پیام این نوشتهها روشن بود، چرا که دانشگاه بهخوبی میداند مسئله کجاست و دشمن چه چیزی را هدف گرفته است، همزمان با این کنش میدانی، فضای مجازی نیز به بازتابدهنده این پیام تبدیل شد. تصاویر سردر دانشگاهها بهسرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد و کاربران با بازنشر آنها، تأکید کردند که تهدید امروز، نه یک رخداد مقطعی، بلکه تلاشی برنامهریزیشده برای ضربه زدن به ستون اصلی انسجام جمهوری اسلامی است.
بسیاری از فعالان رسانهای نوشتند که جامعه دانشگاهی، پیش از آنکه تهدید به مرحله اجرا برسد، جایگاه خود را در میدان مشخص کرده است، در میان این واکنشها، نام و کلام یک چهره بیش از دیگران دستبهدست شد، شهید حاجقاسم سلیمانی.
کاربران، بخشهایی از وصیتنامه او را بازنشر کردند؛ آنجا که با نگاهی راهبردی و فراتر از زمان خود نوشته بود: «خامنهای عزیز را عزیزِ جان خود بدانید» و در جایی دیگر تأکید کرده بود: «والله والله والله از مهمترین شئون عاقبتبهخیری، رابطه قلبی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.» بازنشر این جملات تصادفی نبود. برای نسلی که حاج قاسم را نه فقط یک فرمانده نظامی، بلکه نماد صداقت، عقلانیت و شجاعت میداند، این وصیتنامه به نقشه راهی روشن تبدیل شده است. گویی دانشگاهها در این روزها، همان توصیه را به زبان عمل ترجمه کردند؛ اینکه دفاع از رهبری، یک واکنش احساسی نیست، بلکه دفاع از کلیت جمهوری اسلامی است.

در این بستر، تحلیل نخبگان نیز به کمک فهم عمیقتر ماجرا آمده است، محسن نصری، پژوهشگر انقلاب اسلامی و نویسنده کتاب «ایران؛ دیروز، امروز، فردا»، معتقد است آنچه امروز دیده میشود، امتداد طبیعی مسیر انقلاب اسلامی است.
وی به خبرنگار ایمنا میگوید: انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۵۷ با پیوند سه رکن اصلی امت، امامت و مکتب به پیروزی رسید، امت، نشاندهنده نقش مردم است؛ امامت، رهبری جامعه اسلامی با علم، تقوا، شجاعت و درایت و مکتب، چارچوب فکری و ارزشی برگرفته از اندیشههای اسلامی است و این سه رکن، هنوز هم ستونهای اصلی اقتدار جمهوری اسلامی هستند.
نویسنده کتاب «ایران؛ دیروز، امروز، فردا» با نگاهی تاریخی به تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی میافزاید: اگر به ۴۷ سال گذشته نگاه کنیم، تقریباً هیچ مقطعی نبوده که تهدیدی متوجه جمهوری اسلامی نباشد؛ تهدید نظامی، اقتصادی، رسانهای و فرهنگی. اما تفاوت امروز با گذشته در این است که آمریکا و متحدانش در موقعیت افول قرار گرفتهاند، جنگ تحمیلی هشتساله برای نابودی انقلاب بود، اما در جنگ ۱۲ روزه اخیر، دشمن حمله کرد تا خودش نابود نشود.
این مدرس دانشگاه با اشاره به تغییر معادله قدرت میگوید: وقتی رئیسجمهور آمریکا در روزهای ابتدایی جنگ، سخن از تسلیم بیقید و شرط ایران میگوید و چند روز بعد، درخواست آتشبس میکند، این یعنی اقتدار جمهوری اسلامی. این اقتدار، حاصل پیوند امت، امامت و مکتب است.
نصری، تمرکز دشمن بر تهدید شخص رهبر انقلاب را نیز هدفمند میداند و تصریح میکند: دشمنان ما بهخوبی فهمیدهاند که محور اقتدار جامعه ایران، رهبری و ولایت فقیه است، به همین دلیل، در جنگ روانی و رسانهای به طور مستقیم این جایگاه را هدف میگیرند، واکنش دانشجویان و دانشگاهیان به این تهدیدها نشان داد که نسل جوان، این واقعیت را درک کرده و آگاهانه در میدان است.
به گفته وی حمایت دانشگاهها از رهبر انقلاب نه یک اقدام شعاری، بلکه جلوهای از مسئولیت اجتماعی نخبگان است، نسلی که میداند دفاع از کشور، تنها در میدان نظامی معنا ندارد، بلکه در عرصه آگاهی، روایت و ایستادگی فکری نیز جریان دارد.

در اوج همین فضا، رهبر معظم انقلاب اسلامی طبق قرار همیشگی در مرقد مطهر حضرت امام خمینی (ره) حاضر شدند، حضوری آرام، بیهیاهو و بیاعتنا به جنگ روانی که بیرون از مرقد در جریان بود، نمازی خوانده شد، زیارتی انجام گرفت و همین حضور به خودی خود به خبری مهمتر از هزار تحلیل تبدیل شد.
تصاویر این حضور پاسخی بود از جنس «اطمینان»، پاسخی که نشان میداد تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نه تحتتأثیر تهدید شکل میگیرد و نه با هیاهوی رسانهای تغییر مسیر میدهد، آرامشی که نهتنها نشانه بیتفاوتی نبود، بلکه حامل پیامی صریح به دشمنان بود، اینکه راه، روشن است و تزلزلی در آن نیست.
یک روز بعد، این پیام در دیدار مردمی رهبر انقلاب صراحت بیشتری پیدا کرد، سخنانی که در آن، ضمن اشاره به خطای محاسباتی دشمن بر استمرار مسیر انقلاب و بیاثر بودن تهدیدها تأکید شد، سخنانی که نشان داد جمهوری اسلامی حتی در پرتنشترین فضاها با منطق اقتدار و نه واکنش احساسی حرکت میکند.
در مجموع، آنچه در روزهای اخیر رقم خورد، زنجیرهای معنادار از کنشها بود؛ از حضور آرام رهبر انقلاب در مرقد امام (ره) تا سخنان روشنگرانه در دیدار مردمی، از واکنشهای گسترده دانشگاهیان تا بازتاب پررنگ آن در فضای مجازی. زنجیرهای که یک پیام واحد را منتقل میکرد، اینکه جمهوری اسلامی ایران در میانه تهدید و جنگ روانی، نه دچار تردید شده و نه از مسیر خود فاصله گرفته است.




نظر شما