مجتبی قنبردوست در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: امروز بیش از آنکه با جنگ نظامی مواجه باشیم، درگیر جنگ شناختی هستیم؛ جنگی که در بالاترین سطح خود علیه ایران جریان دارد. هیچ کشوری تا این اندازه هدف هجمه رسانهای، شبکههای ماهوارهای، شبکههای اجتماعی فارسیزبان و سیل دروغها و اتهامها قرار نگرفته است.
وی افزود: این موضوع را بدون اغراق و بر اساس بررسی و تحقیق میگویم. حتی یکصدمِ این حجم از عملیات رسانهای اگر علیه هر کشور دیگری چه در آسیای مرکزی و چه در کشورهای غربی اعمال میشد، آن کشور از هم میپاشید. نمونه روشن آن، ماجرای تیکتاک در آمریکا است؛ پلتفرمی که با وجود همه محدودیتها، ۱۷۰ میلیون آمریکایی را جذب کرد، اما بهسرعت با آن برخورد شد، چراکه فضای اطلاعرسانی و رسانهای باید در کنترل باشد.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به پیشینه تاریخی جنگ شناختی تصریح کرد: جنگ رسانهای و شناختی پدیده تازهای نیست. همانطور که معاویه توانست با جنگ شناختی بر امیرالمؤمنین (ع) غلبه کند؛ تا جایی که امیرالمؤمنین در مسجد ترور میشود و عدهای میپرسند «علی در مسجد چه میکرد؟» اینها واقعیتهای جنگ شناختی است. آن روز قرآن بر نیزه میرفت، امروز ابزارها پیشرفتهتر شدهاند.
قنبردوست افزود: تفاوت امروز با گذشته در ابزارها است. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی باعث شده جنگ شناختی هم در دسترستر، هم سریعتر و هم فراگیرتر شود. اطلاعات فنی امروز به «غول بیشاخودم» یا «اژدهای هفتسر» تبدیل شده؛ خبری در کسری از ثانیه از دورترین روستاها تا اتاق خوابها و سالنهای جلسات منتشر میشود و همهجا سرایت میکند.
این کارشناس سیاسی با تأکید بر نقش این جنگ در پروژههای براندازانه گفت: جنگ شناختی که پیشتر هم قدرتمند بود، حالا بهواسطه این ابزارها چند برابر شده است. در ماجرای تطهیر پهلوی نیز همین الگو را میبینیم. همان منطقی که معاویه را در برابر امیرالمؤمنین پیروز کرد، امروز در حال بازتولید است.
قنبردوست با بیان اینکه این مسئله به فرهنگ سیاسی، سواد سیاسی و سواد تاریخی جامعه برمیگردد، ادامه داد: حوزههایی که در آنها کمکاری شده است. ذائقه عمومی هم به سمت مطالعه عمیق نرفته و فضای مجازی در سراسر دنیا میل به کتابخوانی را کاهش داده است. نتیجه این وضعیت را در رفتارهای سطحی و واکنشهای احساسی در وقایع اجتماعی میبینیم.
وی با اشاره به برخی مصادیق فرهنگی گفت: در جریان اغتشاشات، کلیپهایی منتشر شد که نشان میداد سطح معرفتی و تاریخی چقدر پایین آمده است؛ جایی که حتی مفاهیم سادهای مانند نسبت حافظ با قرآن هم تحریف میشود. این نگاه سطحی، هم نسبت به تاریخ و هم نسبت به پهلوی وجود دارد و متأسفانه ما خودمان هم در معرفی درست واقعیتها کمکاری کردهایم.
قنبردوست با اشاره به اسناد تاریخی دوران پهلوی افزود: خاطرات افرادی مثل فرح و علم نشان میدهد یکی از بزرگترین مشکلات دهه ۵۰، بیسوادی گسترده مردم بوده است. حتی طرحهایی که برای افزایش سواد اجرا شد، در مقایسه با کشورهای همدوره ایران، عقبماندگی جدی را نشان میدهد. اگر ایرانِ دوره پهلوی را با کشورهای همزمان خودش مقایسه کنیم، شکافها کاملاً روشن است.
وی تأکید کرد: دفاع کردن همیشه سختتر از تخریب بوده است. تخریب، تهمت و سیاهنمایی راحتتر از دفاع عقلانی است. ضمن اینکه نسل جدید ذاتاً منتقد حکومتهاست؛ این فقط مختص ایران نیست. در فرانسه، آمریکا و دیگر کشورها هم شاهد اعتراضات گسترده نسل جوان هستیم.
قنبردوست در جمعبندی گفت: مسئله اصلی امروز، جنگ شناختی است؛ جنگی که میتواند هم علیه مردم و هم علیه مسئولان اثرگذاری جدی داشته باشد و تصمیمها را تحت تأثیر قرار دهد. راهحل، کار مردمی در فضای مجازی است. همانطور که رهبر انقلاب هم تأکید کردند، هرکس به اندازه توان خود باید وارد تولید محتوا شود. این میدان، میدان استدلال صرف نیست؛ جنگ شناختی ابتدا احساسات را هدف میگیرد و ما هم باید با شناخت این منطق، بهصورت هوشمند و مردمی وارد عمل شویم.



نظر شما