پدرام کریمی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، با اشاره به اهمیت تعامل میان عوامل اصلی تولید یک اثر سینمایی اظهار کرد: یکی از راههای رسیدن به دیالوگنویسی دقیقتر و باورپذیرتر این است که نویسنده و کارگردان، برای شخصیتها مابهازای ذهنی مشخصی داشته باشند. اینکه بازیگری در ذهن شما حضور داشته باشد یا نه، میتواند به شکلگیری بهتر دیالوگها و فضای اثر کمک کند.
وی افزود: من و نویسنده اثر تلاش کردیم تعامل واقعی و مستمر داشته باشیم؛ چراکه همانطور که کارگردان باید با عوامل تعامل کند، خود فیلم هم نیازمند تعامل و گفتوگوست تا اتمسفر موردنظر بهدرستی شکل بگیرد. گاهی لازم است خیلی سریع درباره ایدهها و پیشنهادها صحبت شود. در همین مسیر، پیشنهاد حضور الناز ملک مطرح شد و ایشان یکی از گزینههای جدی ما بودند.
این نویسنده با اشاره به رفاقت دیرینه خود با نویسنده فیلم تصریح کرد: رفاقت ما نزدیک به ۲۷ یا ۲۸ سال قدمت دارد. دغدغهها و علاقهمندیهایمان بسیار به هم نزدیک است و همین نزدیکی ذهنی موجب میشود نتیجه کار بهتر از آب دربیاید. ما ممکن است صبح سر یک موضوع با هم بحث و حتی جر و بحث داشته باشیم و عصر همان روز دوباره کنار هم بنشینیم؛ این تعامل صمیمی، به نفع کیفیت اثر تمام میشود.
کریمی با تأکید بر دغدغههای اجتماعی خود بیان کرد: من همیشه به طبقه کارگر و زیست اجتماعی آنها علاقهمند بودهام؛ چه مردان کارگر ساده و چه زنانی که در بطن جامعه با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکنند. فیلم «خیابان جمهوری» نیز از دل همین دغدغهها بیرون آمده و شخصیتها و موقعیتهای آن، ریشه در واقعیتهای ملموس جامعه دارند.
وی در ادامه با اشاره به مرز ظریف سینمای اجتماعی گفت: ذات ژانر اجتماعی با موضوعات ملتهب سر و کار دارد. اگر قرار نباشد به مسائل چالشبرانگیز پرداخته شود، بهطور اساسی نیازی به انتخاب این ژانر نیست. اما نکته مهم، رویکرد فیلمساز است. اگر در سینمای اجتماعی، قهرمان تنها قربانی شرایط باشد، اثر به سیاهنمایی میافتد؛ در حالی که در بسیاری از آثار اجتماعی موفق جهان، قهرمان شخصیتی فعال و کنشمند است. حتی اگر شکست بخورد، قربانی نیست، بلکه در حال تلاش و مبارزه است.
نویسنده «خیابان جمهوری» افزود: تفاوت اصلی همینجاست. مرز میان سیاهنمایی و بیان واقعیت، بسیار باریک است. فیلمساز نباید تنها وضعیت را گزارش کند یا مخاطب را دچار یأس کند، بلکه باید با روایت درست، او را درگیر مسئله کند. در «خیابان جمهوری»، شخصیت «آیلار» یک شخصیت کنشمند است؛ زنی که تحت تأثیر شرایط قرار دارد، اما منفعل نیست و برای نجات زندگیاش تلاش میکند.
کریمی با اشاره به تفاوت نگاه زنانه و مردانه در روایت داستان گفت: اگر این فیلم توسط یک کارگردان زن ساخته میشد، بهیقین جنس روایت متفاوت بود و ممکن است اثر به سمت ملودرام زنانهتری برود، اما نگاه مردانه من، در کنار دغدغههای مشترکی که با نویسنده داشتم، موجب شد رویکرد اثر بیشتر آسیبشناسانه باشد، البته تلاش کردیم قصه بهاندازه سینمایی باقی بماند و بیش از حد کش نیاید.
وی درباره شخصیتپردازی آیلار خاطرنشان کرد: این شخصیت حاصل تجمیع تجربهها و نمونههای واقعی متعددی است که در جامعه دیدهایم. آیلار یک شخصیت استثنایی و عجیبوغریب نیست؛ نمونههای او در جامعه ما کم نیستند، چهبسا در واقعیت، شرایطی بسیار تلختر و خشنتر را تجربه کرده باشند. سینما بهطور اصولی درباره استثناها صحبت میکند، چراکه جذابیت دراماتیک در همین نقطه شکل میگیرد.
کارگردان «خیابان جمهوری» افزود: در عین حال، ما ناچاریم برخی تلخیها را برای مخاطب تلطیف کنیم. اگر همه سختیها بهصورت متراکم و بدون وقفه به تصویر کشیده شود، میتواند آزاردهنده باشد. دغدغه اصلی من همواره این بوده که قهرمان سینمای اجتماعی، قربانی مطلق نباشد، بلکه شخصیتی فعال و امیدوار باشد، حتی اگر در نهایت به پیروزی نرسد.
کریمی تأکید کرد: «خیابان جمهوری» تلاشی است برای نمایش واقعیتهای اجتماعی با حفظ شأن شخصیتها و پرهیز از سیاهنمایی. هدف ما این بوده که مخاطب، بهویژه زنان، بتوانند با شخصیت اصلی ارتباط برقرار کنند و در عین حال، فیلم تصویری صادقانه و دراماتیک از بخشی از زیست اجتماعی امروز ارائه دهد.



نظر شما