به گزارش خبرگزاری ایمنا، صدای کار در یک کارخانه فولاد غرب کشور از دور شنیده میشود. شعلههای ذوب فلز، گویی تپش قلب صنعتی ایران هستند؛ تپشهایی که از دل خاک برخاستهاند و چهار دهه ایستادگی را روایت میکنند. کارگران در کنار کورهها ایستادهاند و با هر ضربه چکش، روایت استقلال اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را بازگو میکند که نه در کاغذهای شعار، بلکه در خط تولید، در صادرات کالا، در اعتماد به نیروی متخصص ایرانی نمود پیدا کرده است.
این راه ساده آغاز نشد. در واپسین سالهای حکومت پهلوی، اقتصاد ایران گرفتار چرخه مصرف و وابستگی بود. درآمد نفت همچون خون در رگهای آن نظام میدوید اما حیاتی تحمیلی داشت که هر لحظه به اراده قدرتهای خارجی وابسته بود.

بر اساس روایتهای تاریخی در کتاب «صعود چهلساله» در دهه ۱۹۷۰ ایران پهلوی قراردادهایی به ارزش حدود ۷۰۰ میلیارد دلار با آمریکا برای خرید تسلیحات امضا کرد که نه صنعت میساخت و نه اشتغال به دنبال داشت. دلارهای نفتی ایران با چرخهای معیوب دوباره به آمریکا بازمیگشتند بدون آنکه در داخل کشور دانش، فناوری یا اشتغال پایدار ایجاد کنند در این روند ایران یک بازار مصرفی برای دیگران بود.
بازسازی تولید و تجارت زیر سایه شوکها
انقلاب اسلامی این منطق را وارونه کرد و با شعار استقلال، قدم در مسیری گذاشت که هدفش رهایی از وابستگی ساختاری و اقتصادی بود که تنها با فروش نفت نفس میکشید. امام خمینی (ره) در همان سالهای نخست انقلاب تأکید کرد که «ما میخواهیم روی پای خودمان بایستیم». این جمله ساده، بعدها به سیاستی پیچیده در اقتصاد تبدیل شد که همزمان با جنگ، تحریم و فشارهای بیسابقه اجرا شد اما بر خلاف انتظار بسیاری از ناظران خارجی، ایران نهتنها فرو نپاشید بلکه راه صنعتیشدن را با گامهای آرام اما پایدار پیمود.
در دهههای نخست پس از انقلاب، اقتصاد ایران با شوکهای پیدرپی روبهرو شد با این حال، جمهوری اسلامی مسیر تجارت خارجی خود را بازسازی کرد. دیگر محور اقتصاد ایران فقط نفت نبود؛ بلکه به کالاهای صنعتی تبدیل شد، پتروشیمی و محصولات معدنی در فهرست صادرات قرار گرفتند.

در کتاب صعود چهلساله براساس دادههای بانک جهانی آمده است که سهم صنایع متوسط و پیشرفته در صادرات ایران از دهه ۱۹۹۰ رو به افزایش گذاشت. محصولات پتروشیمی، فولاد، مس و سیمان ایرانی به کشورهای متعدد از همسایگان تا شرق آسیا و اروپا صادر شدند.
گذار از دوران فروش منابع طبیعی به توان صنعتی
در دهه ۲۰۱۰، ایران به یکی از بیست صادرکننده برتر فولاد جهان تبدیل شد که نشاندهنده جابجایی محور صادرات است. این تحول تنها یک تغییر آماری نیست، بلکه معنایی عمیق دارد که همان گذار از فروش منابع طبیعی به فروش توان فکری و صنعتی است.
در کارخانههای کوچک تا بزرگ، هزاران جوان تحصیلکرده مشغول طراحی و اجرای محصولات هستند؛ از قطعات خودرویی تا تجهیزات خانگی و صنعتی. تجارت امروز ایران اگرچه هنوز با چالشهایی همچون تحریم و محدودیت بانکی روبهروست اما ساختار مصرفگرای دوران پهلوی را ندارد. هر کانتینر از کالاهای صنعتی ایرانی که بندرعباس یا بندر امام را ترک میکند، سندی است بر زندهبودن ایده استقلال اقتصادی که انقلاب به آن جان بخشید.
نرخ ارز: تلاطم سیاسی، ثبات تولید
نرخ ارز در ایران یکی از پرچالشترین شاخصهای اقتصادی به شمار میآید اما تحلیل دقیقتر، آن را همچون آیینهای از تقابل اراده استقلال در برابر فشار سیاسی بینالمللی نشان میدهد.
در کتاب صعود چهلساله تأکید میشود که بخش عمده نوسانات ارزی ایران حاصل فشارهای خارجی است بنابراین ایران نه تنها با تورم داخلی بلکه با مسدودسازی ارزی و تحریمهای مالی روبهرو بوده است، عواملی که در هیچ مدل اقتصادی معمول گنجانده نمیشوند.

نرخ ارز حتی در سالهایی به یکی از ابزارهای تعدیل اقتصادی تبدیل شد. کاهش نسبی ارزش ریال، انگیزه صادرات صنایع داخلی را افزایش داد و بسیاری از شرکتهای تولیدی در اصفهان، یزد و کرمان توانستند با استفاده از نرخ ارزِ واقعیتر، محصولات خود را به بازارهای منطقهای صادر کنند تا جایی که به گفته یکی از مدیران صنعتی در گزارشهای وزارت صمت، «تحریم اگر فرصت میگیرد، همزمان فرصت میسازد.»
در یک نگاه کلی، سیاستهای تعدیلی ارزی در ایران گرچه ناگزیر و پرهزینه بودند، اما بخش مولد اقتصاد را به حرکت درآوردند. رشد صادرات غیرنفتی از حدود ۲ میلیارد دلار در دهه ۱۳۶۰ به بیش از ۴۰ میلیارد دلار در سالهای اخیر، گویای همین پویایی در ساختار اقتصاد است.
قلب تپنده مقاومت اقتصادی
یکی از نمادهای برجسته استقلال اقتصادی ایران، بیگمان باید اشتغال صنعتی است. از همان سالهای نخست انقلاب، توسعه صنایع مادر از جمله فولاد، پتروشیمی، سیمان، خودروسازی و صنایع معدنی در دستور کار قرار گرفتو
بر اساس آمار انجمن جهانی فولاد که در صعود چهلساله نقل شده، ایران از رتبه ۳۰ تولیدکننده فولاد در جهان در سال ۱۹۸۰ به رتبه ۱۳ در سالهای پسین رسیده است که این جهش تنها با منابع مالی ممکن نبود؛ بلکه به دنبال تربیت هزاران مهندس، تکنسین و نیروی کار متخصص ایرانی رقم خورد.
در مجتمع فولاد مبارکه، آتش کورهها تنها فلز نمیسازد؛ اعتماد میسازد. کارگری که با دستان خود فلز گداخته را شکل میدهد، میداند که حاصل کارش نه یک قطعه ساده، بلکه بخشی از پازل استقلال ملی است. در کنار صنایع بزرگ، صدها واحد کوچک و متوسط رشد کردند و زنجیرههای صنعتی از تولید مواد خام تا ساخت محصولات نهایی شکل گرفت.

کاهش تمرکز اقتصادی و توزیع عادلانه فرصت
بر اساس آمارهای رسمی بیش از دو میلیون نفر بهصورت مستقیم در صنایع تولیدی و معدنی ایران مشغول هستند و چندین میلیون نفر به شکل غیرمستقیم از اشتغال صنعتی بهره میبرند. صنایع مادر همچنین زمینه توسعه شهری را فراهم کردهاند؛ شهرهای جدیدی پیرامون مراکز تولید از اراک تا بندرعباس و کرمان تا تبریز شکل گرفتهاند که این پراکندگی صنعتی یکی از شاخصهای کاهش تمرکز اقتصادی و توزیع عادلانهتر فرصت است، شرایطی که در اقتصاد رانتی پهلوی وجود نداشت.
چه کسی تصور میکرد کشوری که در دهه ۱۹۸۰ گرفتار جنگ و تحریم بود، در دهههای بعد به رتبه سیزدهم در تولید فولاد جهانی برسد؟ چه کسی باور میکرد اقتصادی که پیش از انقلاب، تمام هزینههایش را از فروش نفت تأمین میکرد، امروز بتواند بخش عمدهای از نیازهای صنعتی خود را در داخل تولید و صدها محصول را به کشورهای دیگر صادر کند؟ پاسخ در یک واژه است: اراده ملتی که تصمیم گرفت وابسته نباشد و بر پایه دانش، کار و خودباوری، مسیر توسعه را بسازد.
تکیه اقتصاد بر تصمیم ملی
ایران پس از انقلاب اسلامی هنوز با چالشهای ارزی، تورم و تحریم دستوپنجه نرم میکند اما ساختار اقتصادی کشور بر تصمیم ملی و نه دیکته خارجی تکیه دارد و هر تحریم جدید به جای شکستن این ساختار، آن را مقاومتر کرده است. اقتصاد ایران در چهار دهه گذشته آموخته چگونه خود را با محدودیتها سازگار کند، از وابستگی بکاهد و از فرصتهای تازه بهره گیرد.
در ذهن بسیاری از کارشناسان جهانی، ایران امروز مثالی است از کشوری که توانست درون تحریم، توسعه را بیاموزد.
تحلیلگران بانک جهانی و مؤسسات پژوهشی خاطرنشان کردهاند که ایران یکی از معدود کشورهای در حال توسعه است که در دورههای طولانی تحریم، همچنان رشد صنعتی و افزایش صادرات غیرنفتی را ثبت کرده است. این دستاورد کوچک نیست بلکه نشاندهنده شکلگیری مدلی منحصر به فرد از «اقتصاد مقاومتی» است که مفاهیم تجارت، نرخ ارز و اشتغال را نه در قالب نظریه، بلکه در میدان عمل معنا میکند.
شاید اقتصاد ایران هنوز راهی طولانی در پیش داشته باشد اما مسیری که پیموده است نشان میدهد که انقلاب اسلامی، وعده استقلال را از شعار به واقعیت تبدیل کرده است. امروز، هر شاخص اقتصادی از جمله تجارت و نرخ ارز تا اشتغال صنعتی، گواهی این حقیقت است که ایرانِ پس از انقلاب، نه تنها ایستاده، بلکه در مسیر رشد و ساخت آیندهای مستقل حرکت میکند.



نظر شما