به گزارش خبرگزاری ایمنا، مسجد از صدر اسلام، فراتر از یک پایگاه مقدس فرهنگی، یک پایگاه اجتماعی و سیاسی قدرتمند نیز بوده است. مکان سخنرانیها و خطابههای مهم، نقطه شروع جریانات سیاسی اثرگذار، پایگاه اعتراضات و حل اختلافها و بسیاری از رویدادهای مهم کشور در مساجد مهم رخ دادهاند.
اهمیت این پایگاه اجتماعی، همواره با حضور مسلمانان و شیعیان در جریان بوده است؛ در تاریخ معاصر ما، در زمان قاجار و پهلوی این مسئله به خوبی نمایان است و اوج آن در زمان پهلوی است که آغازگر جریانات انقلابی بوده است؛ مردم با حضور فعال در مسجد و کنشگری مناسب در این سنگر، توانستند در زمان مناسب به صورت جمعی اتفاقاتی را رقم بزنند که در بهمن ۱۳۵۷ منجر به انفجار نور و آغاز مسیری نو برای تشکیل یک حکومت اسلامی شد.
مسجد، پیش از انقلاب و پس از آن تنها مکانی برای برگزاری نماز جماعت و مناسبات و مناسک دینی نبود، بلکه مکانی بود که به واسطه این مناسبات و مناسک، مردم با جریان واقعی اسلام که نفی طاغوت و نفی ظلم و استبداد بود، آموختند که دین تنها ادای عبادات فردی نیست و دین در باطن و حقیقت خود فرای از این مناسبات است؛ گرچه این مناسبات مقدمهای لازم برای دستیابی به حقیقت دین است.
درواقع مردم در برهههای گوناگون با حضور در مسجد به عنوان یک پایگاه اجتماعی و فرهنگی، ارزشها و باورهای شخصی خود را به اشتراک میگذاشتند، اشتراکی که مخرج مشترک آن مضربی به بزرگی حضور حداکثری شد و همین مسئله منجر به آغاز مسیری بزرگ به پهنای انقلاب شکوهمند اسلامی شد.

در همین راستا حجتالاسلام فرشاد توسلی، کارشناس دینی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: مسجد را میتوان نقطهای دانست که مفاهیم و معانی بنیادین اسلام در آن کالبد مییابند؛ جایی که قرار است ارزشها و معارف اسلامی از سطح انتزاعی و ذهنی خارج شوند، صورت عینی و تجسمیافته پیدا کنند و در زمین ظهور و بروز یابند. به بیان دیگر، مسجد محل تجسد معانی است. روشن است که هر ارزش و مفهومی تا زمانی که به صورت کالبدی و عینی درنیاید، نمیتواند به نقشی ماندگار در تاریخ و زندگی اجتماعی تبدیل شود و استمرار و بقای آن نیز تضمین نخواهد شد.
وی افزود: البته بدیهی است که این ارزشها و معارف، پیش از آن، باید خود دارای قابلیت بقا و ماندگاری باشند تا پس از تجسد، بتوانند کارکرد و اثرگذاری داشته باشند. وقتی به صدر اسلام بازمیگردیم، میبینیم که معارف و ارزشهای اسلامی واجد چنین قابلیتی بودهاند؛ یعنی توان بقا، استقرار و استمرار در متن زندگی را داشتهاند.
این کارشناس دینی ادامه داد: ظهور پدیده مسجد در آن دوره، در واقع یک نقطه تمدنی به شمار میآمد؛ نقطهای که امکان تحقق و تداوم این معانی را فراهم میکرد. این قابلیت، در ادامه تاریخ اسلام نیز کموبیش در مسجد وجود داشته است، هرچند با شدت و ضعف و ضریبهای متفاوت. به بیان دیگر، اگر اسلام توانسته در شهرها، جوامع و بسترهای مختلف استمرار پیدا کند و به صورت کالبدی متجلی شود، یکی از مهمترین بسترهای این تجسد، مسجد بوده است.
توسلی مطرح کرد: پرسش اساسی از جایی آغاز میشود که به تجربه تاریخی نهاد دین نگاه میکنیم. به نظر میرسد هرچه نهاد دین به لحاظ تاریخی دچار غلظت و چگالی بیشتری شده، یعنی هرچه بیشتر انباشته از قیود، تشریفات و ساختارهای سخت شده است، توان آن برای انجام رسالت اصلیاش کاهش یافته است. متأسفانه تاریخ دینداری اغلب با همین فرایند همراه بوده است.
وی بیان کرد: امروز این وضعیت را میتوان بهروشنی مشاهده کرد. کارکردهایی که مسجد بالقوه میتواند داشته باشد و حتی بر اساس متون و دستورات دینی نیز مجاز و مطلوب است، عملاً از آن دریغ میشود. بهتدریج قیود مختلفی به مسجد افزوده شده و همین امر باعث محدود شدن نقشهای اجتماعی آن شده است.
این کارشناس دینی تصریح کرد: از یکسو، حضور زنان در مسجد کمرنگ میشود و از سوی دیگر، فعالیتهای ناظر به زندگی عینی مردم، مانند مسائل اقتصادی و اجتماعی، با استدلالها و شواهد ظنّی محدود یا ممنوع میشود. همچنین حضور کودکان نیز به بهانهها و دلایل مختلف با موانع جدی مواجه شده است که همه این موارد به چگال شدن نهاد دین بازمیگردد.
توسلی اشاره کرد: مسئله «مناسکی شدن» مسجد نیز در امتداد همین روند قابل تحلیل است. مناسکی و آیینی شدنِ صرف زمانی رخ میدهد که معارف و ارزشهای اسلامی دچار نوعی انجماد و خشکشدگی میشوند و پویایی خود را از دست میدهند.

وی افزود: وقتی معارف اسلامی از پویایی تهی شوند، طبیعی است که کالبدی که برای آنها شکل میگیرد، یعنی مسجد، نیز به نهادی صرفاً مناسکی تبدیل شود. اگر مسجد قرار است کالبد معارف اسلامی باشد، هرگونه خطا در فهم این معارف، مستقیماً در وضعیت مسجد بازتاب پیدا میکند.
این کارشناس دینی ادامه داد: قرآن کریم بهصراحت به حیاتبخشی معارف اسلامی اشاره میکند؛ آنجا که میفرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ». این آیه نشان میدهد که ویژگی اصلی معارف اصیل اسلامی، حیاتبخشی و روحآفرینی آنهاست.
توسلی مطرح کرد: اگر این ویژگی از معارف دینی گرفته شود، کالبدی که از دل آن ساخته میشود نیز فاقد حیات خواهد بود. به همین دلیل، اگر معارف دینی بخواهند زنده بمانند، نمیتوانند خود را از جامعه، سیاست و زندگی اجتماعی کنار بکشند؛ چراکه این کنارهگیری، آغاز مرگ تدریجی است.
وی گفت: یکی از دلایل مرگ مسجد میتواند همین باشد که از برخی شئون حیات اجتماعی فاصله بگیرد. بریدن از شاخههای حیات، شروع زوال است. با پیروزی انقلاب اسلامی بنا بود این نقص تاریخی برطرف شود و مسجد دوباره به جایگاه زنده و فعال خود بازگردد.
این کارشناس دینی ادامه داد: البته این پیوند میان مسجد، سیاست و جامعه نیازمند مراقبت است. اگر سیاست به صورت امری دستوری، آییننامهای و منجمد وارد مسجد شود، نهتنها به حیات مسجد کمک نمیکند، بلکه زمینهساز ناکارآمدی آن میشود.
توسلی افزود: انقلاب اسلامی نقطهای بود که مسجد دوباره به نقش واقعی خود آگاه شد. چه در دوران انقلاب و چه در دفاع مقدس، دلیل زنده بودن مسجد این بود که در جدیترین عرصههای زندگی مردم حضور داشت و همین حضور، عامل تولید معنا، هویت و پویایی مسجد بود.
وی ادامه داد: اما پس از جنگ، با گسترش بوروکراسی و دیوانسالاری، کارها تقسیم شد و مسجد به نهادی محدود در حوزه معنویت فروکاسته شد. این تقسیم کار، مسجد را از تکاپو و نقشآفرینی اجتماعی بازداشت.
این کارشناس دینی بیان کرد: امروز نشانههای این وضعیت را میتوان در خلوت شدن مساجد، ترکیب جمعیتی آنها و کاهش نقش اجتماعی مسجد مشاهده کرد. در این شرایط، مقصر فقط یک نهاد نیست؛ نگاه سازمانی به مسجد، دیوانسالاری سیاسی و ارائه فهمی منجمد از معارف دینی، همگی در این وضعیت نقش دارند.
توسلی در پایان تأکید کرد: برای اصلاح این وضعیت، دو راهکار اساسی وجود دارد؛ نخست، پویایی معارف دینی در همه ابعاد و نه فقط در فقه، و دوم، خروج مسجد از وضعیت دیوانسالارانه فعلی. تنها در این صورت است که مسجد میتواند دوباره به نهادی زنده، اثرگذار و پیوندخورده با زندگی اجتماعی تبدیل شود.
به گزارش ایمنا، اگر مسجد قرار است دوباره به نهادی زنده و اثرگذار تبدیل شود، چارهای جز بازاندیشی در دو سطح وجود ندارد: نخست، بازگشت به فهمی پویا، حیاتبخش و مسئلهمحور از معارف دینی، و دوم، رهایی مسجد از چارچوبهای محدودکننده دیوانسالارانه. مسجد زمانی میتواند با جامعه پیوند برقرار کند که دوباره به متن زندگی بازگردد؛ جایی که پرسش، کنش و معنا در آن جریان دارد.



نظر شما