به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از اکونومیست، اروپا در مسیر توسعه صنعتی خود اکنون بهطور قابلتوجهی وابسته به مواد خام حیاتی وارداتی از چین شده است وضعیتی که تحلیلگران آن را «در برابر چین در موضع آسیبپذیر بودن» توصیف میکنند. این مواد از عناصر کمیاب خاکی (Rare Earths) گرفته تا فلزات استراتژیک دیگر، برای تولید تکنولوژیهای پیشرفته از جمله خودروهای برقی، توربینهای بادی، تجهیزات نظامی و الکترونیکهای پرمصرف اهمیت حیاتی دارند.
«عناصر کمیاب خاکی» که در بسیاری از فناوریهای نوین نقش اساسی دارند، بخش عمدهای از زنجیره ارزش صنعتی اروپا را تشکیل میدهند. این مواد باید وارد شوند زیرا ظرفیتهای استخراجی و فرآوری در داخل اتحادیه اروپا بسیار محدود است. بهطور تقریبی بیش از ۹۰ درصد از این عناصر حیاتی از چین تأمین میشود، کشوری که نهتنها در استخراج، بلکه در فرآوری و تولید نهایی آن نیز کنترل غالب بازار جهانی را در دست دارد. این تسلط موجب شده که اروپاییها بهطور عملی وابسته به صادرات چین باشند و هرگونه تغییر در خطمشیهای پکن بتواند تأثیر فوری و گستردهای بر صنایع اروپایی بگذارد.
این وابستگی در حالی است که اتحادیه اروپا در سالهای اخیر تلاشهایی برای متنوعسازی زنجیره تأمین و کاهش خطرات ژئوپلیتیکی انجام داده است. مهمترین اقدام در این راستا قانون مواد خام حیاتی اتحادیه اروپا (Critical Raw Materials Act) است که از ۲۰۲۴ به اجرا درآمده و هدف آن افزایش توان داخلی استخراج، فرآوری و بازیافت این مواد تا سال ۲۰۳۰ است. بر اساس این قانون، اتحادیه تلاش دارد سهم استخراج داخلی را به حداقل ۱۰ درصد، فرآوری داخلی به حداقل ۴۰ درصد و بازیافت تا ۲۵ درصد از تقاضای سالانه برساند تا کمتر به کشورهای خارجی وابسته بماند.
با این وجود، کارشناسان میگویند که دستیابی به این اهداف در کوتاهمدت چندان ساده نیست. فرآوری و تولید این مواد نیازمند سرمایهگذاریهای عظیم، زیرساختهای پیچیده و نیروی متخصص است مواردی که اروپا در مقایسه با چین در حال حاضر از آنها عقبتر است. چین دههها است که در این بخش سرمایهگذاری کرده و اکنون انواع مواد استراتژیک، از جمله عناصر خاکی، کبالت، لیتیوم، منیزیم و غیره را در زنجیرههای جهانی تأمین بهصورت غالب کنترل میکند.
مشکل برای اروپاییها تنها در بخش اقتصادی نیست؛ این موضوع ابعاد ژئوپلیتیکی نیز دارد. بهعنوان مثال، چین گاهی از ابزار کنترل صادرات مواد خام بهعنوان اهرم در مذاکرات تجاری و سیاستهای بینالمللی استفاده کرده است، اقدامی که باعث ایجاد تردید در مورد امنیت تأمین شده است. این امر باعث شده رهبران اروپایی بارها بر ضرورت کاهش وابستگی به چین تأکید کنند و راهکارهایی همچون تنوعبخشی به منابع، ایجاد مشارکتهای استراتژیک با سایر کشورها و توسعه استخراج و فرآوری داخلی را مطرح کنند.
اتحادیه اروپا همچنین در پی توافقهای استراتژیک با کشورهایی همچون استرالیا، کانادا، شیلی و کشورهای آفریقایی است تا بتواند دسترسی به منابع متنوعتر را تضمین کند و خطرات ناشی از تمرکز تامین فقط از یک کشور را کاهش دهد. با این حال، این مسیر طولانی و پرهزینه خواهد بود و اروپا باید تصمیماتی جدی در مورد سرمایهگذاریهای کلان، سیاستهای حمایتی و ایجاد زیرساختهای لازم بگیرند.
در کنار تلاشهای قانونی و دیپلماتیک، بخشهای صنعتی اروپا نیز شروع به افزایش سرمایهگذاری در بازیافت و استفاده مجدد از مواد کردهاند؛ رویکردی که نهتنها به افزایش پایداری تأمین کمک میکند، بلکه همزمان با اهداف زیستمحیطی بلوک نیز همسو است. این اقدامات ممکن است در بلندمدت تا حدی از وابستگی شدید به کشورهای خارجی بکاهد، هرچند تا رسیدن به استقلال نسبی و کاهش قابلتوجه وابستگی، مسیر طولانی در پیش است.
در مجموع، گزارشها نشان میدهند که وابستگی اروپا به چین برای مواد خام حیاتی نهتنها یک چالش اقتصادی، بلکه یک چالش راهبردی نیز هست؛ چالشی که اگر راهحلهای مؤثر و سریع نیابد، میتواند تأثیرات عمیقی بر توان رقابتی، امنیت صنعتی و استقلال اقتصادی اروپا در سالهای آینده داشته باشد.



نظر شما