آتش در دل تاریخ

«وقتی رسیدم، اتاق‌ها در آتش می‌سوختند»، این جمله آغاز روایت یکی از کارکنان شهرداری یزد از شبی است که ساختمان قدیمی شهرداری قربانی خشونتی شد که هزینه‌اش را شهر و شهروندان خواهند پرداخت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از یزد، هنوز زمان زیادی از وقتی که شب سایه‌اش را بر سر شهر انداخت، نگذشته بود که آتش، سنگ و فریاد، آرامش بافت تاریخی یزد را در هم شکست.

شامگاه هجدهم و نوزدهم دی‌، ساختمان قدیمی شهرداری یزد بنایی که سال‌ها خاطره و هویت شهر را در خود جای داده بود به کانون آشوب و التهاب بدل شد، آنچه در این دو شب رقم خورد، فقط یک حمله نبود؛ زخمی بود بر پیکره شهری که همیشه به آرامش و مدارا شناخته می‌شد.

قاسم برزگر از کارکنان شهرداری یزد، یکی از نخستین افرادی است که خود را به دل حادثه رساند، وی روایتگر شب‌هایی است که می‌گوید هرگز از خاطرش پاک نخواهد شد، ماجرا از لحظه‌ای آغاز شد که حدود ساعت ده‌ونیم شب، تلفن همراهش به صدا درآمد.

تماس به دستور شهردار بود؛ فقط یک جمله کوتاه: «قاسم، فوراً خودت را به شهرداری برسان.» وقتی به محل رسید، فضای اطراف ساختمان چیزی جز خشم و آشوب نبود، جمعیتی مقابل ساختمان صف کشیده بودند و شرایط به‌گونه‌ای بود که امکان ورود از در اصلی وجود نداشت، ناچار، از در پشتی وارد شدند. اما آنچه در داخل انتظارشان را می‌کشید، از تصور هم فراتر بود؛ اتاق‌ها یکی پس از دیگری در آتش می‌سوختند و شعله‌ها به جان دیوارها افتاده بودند.

با کپسول‌های اطفای حریق به مصاف آتش رفتند، اما گویی آتش تمامی نداشت، هم‌زمان با خاموش شدن یک اتاق، اتاقی دیگر شعله‌ور می‌شد، صدای برخورد سنگ‌ها به دیوارها و شکستن شیشه‌ها لحظه‌ای قطع نمی‌شد، در آن شرایط بحرانی، برق، آب و گاز کل ساختمان قطع شد و همه در اضطرابی سنگین منتظر ماندند.

آتش در دل تاریخ

دقایقی بعد خبر رسید که گروهی از مهاجمان مقابل درِ شورای شهر تجمع کرده‌اند و قصد ورود دارند، قاسم برزگر می‌گوید هرچه تذکر داد که آن محل امنیتی است، فایده‌ای نداشت. ناچار شد با صدای بلند هشدار دهد که نیروهای یگان ویژه در حال ورود هستند، همین تهدید باعث شد آن‌ها عقب‌نشینی کنند؛ چراکه ورودشان به شورای شهر می‌توانست ابعاد فاجعه را چند برابر کند.

پس از آن، تجمع به سمت درِ اصلی شهرداری بازگشت، این‌بار، دوربین‌ها را می‌شکستند و به داخل پرتاب می‌کردند. برزگر فریاد زد: «داخل شهرداری نیایید! شهرداری نهاد دولتی نیست، اینجا متعلق به مردم است، ما باید حقوق کارگرانی را بدهیم که شهر را تمیز نگه می‌دارند.» اما حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر، با خشونت قصد شکستن در را داشتند.

یکی از آن‌ها با تبر جلو آمد و تهدید کرد: «اولین کسی که می‌کشم، خودتی.» اوضاع به‌شدت وخیم شده بود و راهی جز خروج از ساختمان باقی نماند، برزگر از همان در پشتی گریخت، نکته‌ای که توجه او را جلب کرده بود، این بود که هیچ‌کدام از مهاجمان بومی یزد نبودند؛ لهجه‌ها غریبه بود و پوشش‌ها نامتعارف، بلافاصله با آتش‌نشانی تماس گرفته شد، اما حتی آن‌ها نیز نگران بودند که مبادا خودروهایشان هدف حمله قرار گیرد.

شرایط از کنترل خارج شده بود. پس از ورود نیروهای مأمور، اغتشاشگران متواری شدند، بازگشت به داخل ساختمان، صحنه‌ای تلخ را پیش رویشان گذاشت؛ غارت و تخریبی گسترده، هرچه قابل حمل بود، برده شده و هرچه نمی‌توانستند ببرند، شکسته و سوزانده بودند، گاوصندوقی در آتش سوخته بود؛ اسناد، مدارک و چک‌های مردم از بین رفته بود و تنها چیزی که سالم مانده بود، قرآن داخل آن بود.

آتش در دل تاریخ

در شب دوم، ماجرا ابعاد امنیتی‌تری به خود گرفت، پشت پارک باغ ملی، فردی با سلاح دستگیر شد، جمعیت کاملاً پوشیده بودند و باز هم نشانی از مردم عادی یزد در میانشان دیده نمی‌شد، پس از این حوادث، بسیاری از آتش‌نشانان حتی خارج از شیفت، خودجوش به کمک آمدند، حجم آتش‌سوزی آن‌قدر بالا بود که مردم عادی عملاً کاری از دستشان برنمی‌آمد، در میانه همین آشوب‌ها، پاکبانی که مشغول جمع‌کردن شیشه‌های شکسته خیابان بود، هدف سنگ‌پرانی یک موتورسوار قرار گرفت و مجروح شد.

قاسم برزگر در پایان با تأکید می‌گوید: «من هم مثل خیلی‌ها به گرانی‌ها معترضم؛ اما اعتراض با آتش‌زدن، تخریب و فتنه فرق دارد، این‌ها سرمایه کشور است، شهرداری باید شب عید شهر را زیبا کند، اما نماد زیبایی یزد را ویران کردند. همه این هزینه‌ها، نتیجه یک اشتباه بزرگ است.»

به گزارش ایمنا، دوشب گذشت، آتش خاموش شد و آشوبگران رفتند اما آثار آنچه رخ داد، هنوز بر دیوارهای شهرداری یزد باقی است، ردپای خشونتی که تخریب سرمایه‌های شهری را به دنبال داشت، سرمایه‌هایی که بازسازی‌شان، زمان و بودجه را خواهد بلعید.

آن دو شب تمام شد اما هزینه‌هایش هنوز باقی است، هزینه‌هایی که نه بر دوش آشوبگران، بلکه بر شانه‌های مردم یزد سنگینی می‌کند.

کد خبر 944353

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.